فصل یازدهم-تحلیل تكنيكال

  • گیلان بورس GuilanFX

فهرست مطلب

تحلیل تکنیکال

همانطور که در فصل های گذشته عنوان شد در دیدگاه تکنیکال، تنها به تغییرات قیمتها با استفاده از ابزارهای آماری پرداخته می شود. در واقع قیمتها بیانگر اخطارهای خرید، فروش یا نگهداری هستند. در این روش اشتباهات احتمالی ممکن است در خرید یا فروش دیرتر یا زودتر از زمان مناسب رخ دهد. بدین شکل که سرمایه گذار با مشاهده اولین اخطار اقدام به خرید یا فروش می نماید و این مسئله می تواند منجر به پشیمانی و هزینه های گزافی گردد. تحلیل تکنیکی تنها با دو چیز سر و کار دارد.
قیمت فعلی چیست؟
سابقه تغییرات چیست؟


توانايي هاي روش تحليل تكنيكال
تمركز روي قيمت :
اگر هدف پيش بيني قيمت آينده است ، متمركز شدن روي تغييرات قيمت منطقي است. تغييرات قيمت معمولا بر روش فاندامنتال پيشي ميگيرند. با تمركز بر قيمت تحليلگران بطور اتوماتيك به آينده توجه ميكنند. بازار بعنوان يك شاخص رهبر در نظر گرفته ميشود و ميتوان گفت كه اقتصاد 6 تا 9 ماه آينده را تعيين ميكند. براي همراهي با بازار لازم است كه تغييرات قيمت را بطور دقيق زير نظر داشت. معمولا تغيير قيمت يك موجود زيرك و حيله گر پنداشته ميشود. با وجود اينكه بازار مستعد يك تغيير ناگهاني است ،راهنمايي ها و نشانه ها معمولا قبل از تغييرات مهم ظاهر ميشوند. يك تحليل گر معمولا به دوره هاي خريد در كف (accumulation) بعنوان گواهي بر ترقي قريب الوقوع سهم نگاه كرده و همچنين دوره هاي فروش در سقف (distribution) را بعنوان شاهدي براي يك دوره ركود در شرف وقوع در نظر ميگيرد.

عرضه ، تقاضا و تغييرات قيمت :
خيلي از تحليل گران قيمت باز شدن ، بسته شدن ، حداكثر و حداقل يك سهم را مورد بررسي قرار مي دهند . در هر جزء از اين داده ها، اطلاعات ذيقيمتي نهفته است . آنها بطور جداگانه گوياي مطلبي نيستند ولي وقتي با هم در نظر گرفته ميشوند تاثيرات عرضه و تقاضا بر قيمت سهم را نشان ميدهند.

نمودار تغييرات قيمت روزانه

مثال بالا سهمي را كه با يك جهش مثبت باز شده است را نشان ميدهد يعني قبل از باز شدن سهم تعداد دستورات خريد بيشتر از دستورات فروش بوده و قيمت بالا رفته تا فروشندگان بيشتري را جذب كند. تقاضا از همان ابتدا بالا بوده است. قيمت حداكثر (high) در طول روز نشاندهنده شدت تقاضا مي باشد. قيمت حداقل (low)در طول روز نيز گوياي ميزان عرضه ( فروشنده) موجود براي اين سهم است.قيمت بسته شدن (close) قيمت نهايي مورد توافق فروشندگان و خريداران است. در مورد مثال فوق قيمت بسته شدن نسبت به قيمت حداكثر اختلاف زيادي داشته و بيشتر به قيمت حد اقل نزديك است . اين موضوع گوياي اينست كه علي رغم اينكه تقاضا (خريداران) در طول روز قوي بوده است ، عرضه (فروشندگان) دست آخر غالب شده و باعث كاهش قيمت نهايي (پايان روز) ‌شده اند . در عين حال با وجود فشار فروشندگان، قيمت بسته شدن بالاتر از باز شدن باقي مانده است . با نگاه كردن به نمودار تغييرات قيمت در طول يك دوره زماني طولاني ميتوان بوضوح شاهد تقابل و روياروئي عرضه و تقاضا بود . به ساده ترين زبان ميتوان گفت : قيمت هاي بالا بيانگر تقاضاي بيشتر و قيمت هاي پايين معرف فزوني عرضه است .

حمايت / مقاومت:
آناليز اوليه و ساده چارت هاي قيمت ميتواند در تشخيص درجه حمايت يا مقاومت مفيد باشد . اين پارامترها معمولا توسط دوره هاي تراكم ( محدوده داد و ستد ) كه قيمت ها در يك محدوده مشخص تغيير ميكند مشخص ميشوند . اين مطلب گوياي اين است كه قواي متقابل عرضه و تقاضا به تعادل رسيده اند و داد و ستد به بن بست رسيده است.وقتي قيمت از اين محدوده خارج ميشود نشان دهنده اين است كه عرضه يا تقاضا شروع به رشد كرده و بر ديگري فائق آمده است . اگر قيمت بالاتراز حد بالايي محدوده قيمت برود نشاندهنده آن است كه تقاضا برنده شده و اگر از حد پاييني خارج شود عرضه افزايش يافته است .

پيشينه قيمت بصورت تصويري :
حتي براي تحليل گران فاندامنتال با تجربه و كارآزموده نيز يك نمودار قيمت ، حاوي اطلاعات مفيدي است . نمودار قيمت يك شركت ، نشاندهنده يك نمودار تصويري و گويا ازروند قيمت سهام آن شركت در طول يك بازه زماني است . نمودار بسيار گوياتر و خواناتر از يك جدول اعداد است . در اكثر نمودارهاي قيمت ستونهاي حجم معاملات در پايين نمودار آورده ميشوند . با استفاده از اين نمودار ميتوان براحتي موارد زير را تشخيص داد :
- واكنشهاي قبل و بعد از اتفاقات مهم
- نوسانات گذشته و حال
- حجم و مبلغ معاملات گذشته
- وضعيت نسبي يك سهم نسبت به كل بازار

تسهيل در تشخيص زمان خريد :
آناليز تكنيكال كمك زيادي در تشخيص زمان خريد ميكند . برخي تحليل گران ، روش فاندامنتال را براي شناسايي سهام مناسب جهت خريد و روش تكنيكال را براي تشخيص زمان خريد بكار مي برند . اين نكته كاملا واضح است كه زمان مناسب خريد ، نقش مهمي در عملكرد دارد . روش تكنيكال ميتواند در تشخيص تقاضا (حمايت) يا عرضه (مقاومت) و همچنين زمان خروج از بازار مفيد واقع شود .مشخصا انتظار براي خروج از بازار در نرخ هايي بالاتر از نرخ هاي عرضه گسترده و يا خريد در نرخ هايي در نزديكي نرخ هاي حمايتي ميتواند بازده را بهبود بخشد .
دانستن سابقه تاريخي قيمت يك سهم مهم است . اگر شما سهمي را در دو سال گذشته به عنوان يك سهم عالي ارزيابي مي كرده ايد ولي روند سهم در اين مدت ثابت بوده است معلوم مي شود وال استريت نظر ديگري دارد . اگر سهمي به اندازه زيادي رشد داشته بايد گوش به زنگ برگشت رو به عقب آن سهم بود . يا اگر سهمي از حد مورد انتظار بيشتر افت نموده شايد اين ارزش را داشته باشد كه آن را در اين قيمت بخريد و منتظر روند رو به رشد آن بمانيد .

معايب آناليز تكنيكال :
تمايل تحليل گر : همانند تحليل فاندامنتال ، تحليل تكنيكال ذهني بوده و علايق و سلايق شخصي تحليل گر در آناليز تاثير گذار است . در نظر داشتن اين مطلب در هنگام آناليز يك چارت ( نمودار ) مهم است . اگر تحليل گر روي سهمي خاص تعصب داشته باشد كل تحليل وي تحت تاثير اين اعمال سليقه قرار خواهد گرفت و بايد اين نكته را در نظر داشت همچنين چنانچه تحليل گر نسبت به يك سهم بدبين باشد نتيجه تحليل احتمالا انتظار روند نزولي براي آن سهم خواهد بود .
امكان تفاسير مختلف : علاوه بر موضوع تمايلات شخصي تحليلگر، بايد اين واقعيت را پذيرفت كه تحليل تكنيكال را مي توان به روش هاي مختلف تفسير نمود . علي رغم اينكه استانداردهايي وجود دارد ولي خيلي وقتها دو تحليل گر با نگاه به يك نموداربه دو ديدگاه متفاوت و جهت گيري مخالفي ميرسند ! هر دو نيز ميتوانند دلايل منطقي بياورند و بر سر تحليلشان اصرار كنند و دلايلي مبني بر درست بودن تحليلشان ارايه دهند . در حاليكه اين موضوع ميتواند نا اميدكننده باشد ،‌ بنظر ميرسد تحليل تكنيكال تا اندازه اي مثل علم اقتصاد بيشتر شبيه هنر است تا علم. اينكه نيمه پر يا خالي ليوان را ببينيم بستگي به نظر بيننده دارد .
عملكرد دير هنگام : روش تكنيكال بخاطر عكس العمل ديرهنگامش معمولا مورد انتقاد قرار ميگيرد . وقتي كه روند ( صعودي يا نزولي ) قيمت شناسايي ميشود ميزان زيادي از تغييرات قيمت اتفاق افتاده است ! بعد از اين ميزان تغييرات زياد ميزان سود به نسبت ريسك خيلي بالا نيست . عملكرد دير هنگام يكي از انتقاداتي است كه به تئوري Dowوارد شده است.
معمولا در هر زمان روندهاي خوب ديگري هم هستند : حتي پس از آنكه يك روند قيمت جديد (‌صعودي يا نزولي ) شناسايي شد هميشه يك روند قيمت مهم ديگر هم براحتي در دسترس وجود دارد . كارشناسان معمولا متهم ميشوند به اينكه روي خط ميانه حركت مي كنند و يك موضع گيري مشخص ندارند . حتي اگر تحليل گر بر سهمي بسيار مصر باشد ، باز هم سهم ديگري كه نظرشان را جلب و ارضا كند ، وجود دارد .
پشيماني بازار و سرمايه گذاران : تمامي الگوها و علايم خريد و فروش با روش تكنيكال هميشه درست از آب در نمي آيد .زماني كه به مطالعه روش تكنيكال مي پردازيد دست آخر به يك مجموعه شاخصها و الگوهاي چارتي ميرسيد كه بايد با يكسري قوانين هماهنگ شوند به عنوان مثال چنانچه الگوي نوسانات قيمت يك سهم از نوع "سر و شانه" (head and shoulders pattern ) باشد. در اين الگو مطابق شكل زير نوسانات گذشته قيمت سهم به گونه اي است كه پس از يك روند افزايشي و رسيدن به نقطه اوج نخست يا اصطلاحا شانه چپ (Left Shoulder ) ، سپس قيمت سهم با روند نزولي مواجه شده و تا نقطه قعر نخست سقوط مي نمايد. پس از آن قيمت سهم براي بار دوم روند صعودي به خود گرفته و تا نقطه اوج دوم يا اصطلاحا سر (Head ) رشد مي نمايد. اين نقطه از نقطه اوج اول بالاتر بوده ليكن پس از آن دوباره سهم با روند نزولي مواجه شده و تا نقطه قعر دوم كاهش مي يابد. مجددا سهم براي سومين بار تا نقطه اوج جديدي موسوم به شانه راست ( Right Shoulder ) كه تا اندازه زيادي به شانه چپ شبيه است رشد نموده و دوباره روند نزولي آن آغاز مي شود. از به هم وصل كردن نقاط قعر اول و دوم خطي موسوم به "خط گردن" (Neckline ) بدست مي آيد كه مي تواند در تشخيص زمان مناسب براي فروش راهگشا باشد .

پشیمانی بازار و سرمایه گذاران

علي رغم اينكه مورد اخير يك قانون است ولي هميشه صدق نمي كند و ميتواند تحت تاثير پارامترهاي ديگر مثل حجم و ارزش معاملات قرار بگيرد . ممكن است اين قانون براي يك سهم كار كند و براي ديگري موثر نباشد. يك نمودار ميانگين 50 روزه ممكن است براي تشخيص نقاط حمايت / مقاومت شركت IBM بسيار خوب كار كند ولي نمودار ميانگين 70 روزه براي سهم Yahooممكن است بهتر كار كند . درست است كه خيلي از مباني تحليل تكنيكال كليت دارند، سهام هر شركت بخصوص مشخصات و خصوصيات خاص خود را داراست .

نتيجه گيري :
روش تكنيكال 80 % رفتار بازار را مبتني بر حالات رواني افراد و 20 % را بر پايه منطق ميداند. در حاليكه تحليل فاندامنتال بازار را 20 % روان شناختي و 80 % منطقي در نظر مي گيرد. در هر صورت ميتوان بر سر موضوع ‌منطقي يا روانشناختي بودن بازار بحث كرد، اما، هيچ شكي در مورد قيمت فعلي يك سهم نميتوان داشت. به هر حال، منطقي يا روانشناختي ، كسي نميتواند منكر قيمت فعلي يك سهم شود. قيمتي كه توسط بازار تعيين ميشود نشاندهنده مجموع اطلاعات كليه مشاركت كنندگان در بازار در مورد آن سهم ميباشد . اينافراد تمامي اطلاعات منتشر شده در مورد سهم را در نظر گرفته اند و بر روي قيمت مشخصي در مورد خريد يا فروش آن به توافق رسيده اند. اينها نيرو هاي عرضه و تقاضا هستند روش تكنيكال تلاش دارد با بررسي رفتار قيمت يك سهم تعيين كند كداميك از نيرو هاي عرضه و تقاضا پيروز ميدان خواهد بود؟ قيمت سهم در گذشته چقدر بوده است و در آينده به كجا خواهد رفت؟
هر چند با استفاده از روش تكنيكال مي توان برخي قواعد و قوانين كلي براي خريد و فروش سهام در نظر گرفت ليكن اين نكته را نبايد فراموش كرد كه اين روش بيش از آنكه يك علم باشد هنر است. لذا مانند ديگر كارهاي هنري در معرض تفسير قرار دارد. ليكن در عين حال اين روش به لحاظ نوع رويكرد انعطاف پذيد بوده و هر يك از سرمايه گذاران بايد طبق روش خاص خود از آن استفاده نمايند. توسعه اين روش ها نيازمند صرف وقت و تلاش بسيار بوده اما فوايد آن مي تواند در خور توجه باشد.


فرض كنيد كه قيمت سهام حاصل نبرد تن به تن بين خريداران و فروشندگان باشد. خريداران به دنبال بالا كشيدن قيمت و فروشندگان به دنبال پايين كشيدن قيمت هستند. سمت و سوي جابجايي قيمت نشان مي‌دهد كه كدام گروه برنده نبرد بوده است.

اين حال را مي‌توانيد با نمودار قيمت شركت Philip Morris كه در شكل زير نشان داده شده مقايسه كنيد. مشاهده مي‌كنيد كه در طول دوره نشان داده شده قيمت چطور هر بار تا سطح 50/45 دلار پايين آمده است، خريداران كنترل را در دست مي‌گيرند و از سقوط بيشتر قيمت سهام جلوگيري مي‌كنند. اين نشان مي‌دهد كه در قيمت 50/45 دلار خريداران احساس مي‌كنند كه سرمايه‌گذاري در شركت Philip Morris سودآور است ( و فروشندگان نيز تمايل به فروش پايين‌تر از 50/45 دلار را ندارند). اين عملكرد قيمت به حمايت مشهور است چرا كه خريداران از قيمت 50/45 حمايت مي‌كنند.

حمایت و مقاومت

مشابه حمايت، سطح مقاومت نقطه‌اي است كه در آن فروشندگان كنترل قيمت را در اختيار مي‌گيرند و از افزايش آن جلوگيري مي‌كنند.

با توجه به شكل زير مي بينيد كه چطور هر بار قيمت تا نزديك 50/51 مي‌آيد، و با بيشتر شدن تعداد فروشندگان نسبت به خريداران جلوي رشد قيمت گرفته مي‌شود.

حمایت و مقاومت

قيمتي كه در آن دادوستد سهم اتفاق مي‌افتد قيمتي است كه در آن يك خريدار و يك فروشنده به توافق مي‌رسند كه با هم معامله كنند. اين نشان دهنده توافق در انتظارات و توقعات هر دو است. خريداران فكر مي‌كنند كه قيمت بالاتر مي‌رود و فروشندگان فكر مي‌كنند كه قيمت پايين‌تر مي‌رود.

سطوح حمايت نشان دهنده قيمتي است كه در آن بيشتر سرمايه‌گذاران اعتقاد دارند كه قيمت بالاتر مي‌رود، و سطوح مقاومت نشان دهنده قيمتي هستند كه در آن اكثر سرمايه‌گذاران احساس مي‌كنند كه قيمت پايين خواهد رفت.

اما انتظارات سرمايه‌گذاران به مرور زمان تغيير مي‌كند! براي مدتها سرمايه‌گذاران توقع نداشتندكه قيمت شركت صنايع Dow از 1000 دلار بيشتر شود (مقاومت شديد نمايش داده شده در شكل زير گواه اين مطلب است). ولي فقط چند سال بعد سرمايه‌گذاران تمايل داشتند كه سهام Dow را حوالي قيمت 2500 دلار معامله كنند.

حمایت و مقاومت

وقتي انتظارات سرمايه‌گذار تغيير مي‌كند، عموماً همين قدر ناگهاني عمل مي‌كنند. در شكل زير توجه كنيد كه قيمت چگونه از محدوده مقاومت شركت Hasbro خارج مي‌شود. همچنين توجه كنيد كه گذر از سطح مقاومت با افزايش چشم‌گيري در حجم معاملات همراه است.{ نمودار حجم معاملات بصورت استاندارد زير نمودار قيمت و به شيوه ستوني رسم ميشود. مقياس زماني هر دو نمودار قيمت و حجم معاملات يكي ميباشد. حجم معاملات در هر روز تعداد سهم مبادله شده در روز مورد نظر است.}

حمایت و مقاومت

وقتي كه سرمايه‌گذاران پذيرفتند كه Hasbro را بالاتر از 20 دلار هم مي‌توان خريد و فروش كرد، طبعاً سرمايه‌گذاران بيشتري تمايل به خريد اين سهام پيدا ميكنند (در نتيجه هم قيمت و هم ميزان حجم مبادلات افزايش يافته است). همچنين فروشندگاني كه پيش از اين با نزديك شدن قيمت به 20 دلار سهمشان را ميفروختند{و باعث سقوط سهم ميشدند} توقع دارند كه قيمت رشد بيشتري داشته باشد و ديگر تمايلي به فروش ندارند.

بوجود آمدن سطوح حمايت و مقاومت شايد قابل توجه‌ترين و تكرارپذيرترين وقايع در نمودارهاي قيمت است. شكسته شدن سطوح حمايت / مقاومت{توسط نمودار قيمت} ممكن است بخاطر تغييرات بنياديني كه بالاتر يا پايين‌تر از انتظارات سرمايه‌گذاران است(مثل تغيير در درآمد، مديريت، رقبا و ...) باشد يا بخاطر پديده تشديد رواني(سرمايه‌گذاران با ديدن افزايش قيمت خريد مي‌كنند) رخ بدهد.{همانطور كه به ياد داريد در تحليل تكنيكال} دلايل يك واقعه به اندازه نتايج و آثار آن(روي نمودار قيمت) اهميت ندارند. انتظارات جديد منجر به ايجاد سطوح قيمتي جديد مي‌شود.

شکل زیر نشان دهنده شکست سطح مقاومت است که بخاطر تغییراتی در عوامل بنیادی بوجود آمده‌است(پارامترهای فاندامنتال). گذر زمانی رخ داد که شرکت Snapple گزارش درآمد جدیدی، بیش از حد توقع سهامداران را منتشر کرد. اگر دارید از خود سوال میکنید که ما از کجا فهمیدیم که گزارش فوق بالاتر از حد انتظار سهامداران شرکت بوده است؟ جواب اینجاست: به وسیله تغییرات قیمت به‌وجود آمده پس از ارائه گزارش!

شکسیت سطح مقاومت

بعضي از سطوح حمايت / مقاومت بسيار احساسي هستند. به عنوان مثال در نمودار قيمت زير در نزديك قيمت 3000 دلار، توقعات سرمايه‌گذاران زمان زيادي ثابت باقي مانده است و شركت كار سختي را در تغيير انتظارات سهامداران پيش رو داشته و روند تغيير سطح قيمتي به كندي پيش ميرود.

حمایت و مقاومت

عرضه و تقاضا
هيچ چيز اسرار آميزي در مورد حمايت و مقاومت وجود ندارد اين همان قاعده عرضه و تقاضاي قديمي است‌‌‌، اصول اقتصاد خرد را به ياد بياوريد: خطوط عرضه يا تقاضا نشان ميدهند كه عرضه يا تقاضا در يك قيمت مشخص چقدر خواهد بود.
خط عرضه نشان دهنده مقداري (تعداد سهام) است كه فروشندگان تمايل دارند در قيمت مشخصي عرضه كنند و بفروش برسانند. وقتي قيمت افزايش مي‌يابد، تعداد فروشندگان هم بيشتر ميشود و دليل آن هم اينست كه سهامداران بيشتري تمايل به فروش در قيمت هاي بالاتر دارند.
خط تقاضا نشان دهنده تعداد سهامي است كه سهامداران در قيمت مشخصي، تمايل به خريد آن دارند. با افزايش قيمت همانطور كه تمايل خريداران براي خريد سهام كم مي‌شود از تعداد آنها نيز كاسته مي‌شود.

شکل زیر(نمودار عرضه – تقاضا) نشان می‌دهد که در هر قیمتی، چه تعداد خریدار و فروشنده وجود دارند. به عنوان مثال نمودار زیر نشان می‌دهد که در قیمت 5/42، 10 خریدار و 25 فروشنده وجود دارند.

عرضه و تقاضا
حمايت در قيمتي رخ مي‌دهد كه در آن خط عرضه به محور عمودي مي‌رسد (به عنوان مثال 5/27 در نمودار بالا). قيمت پايين‌تر از اين مقدار نمي‌آيد، چرا كه هيچ فروشنده‌اي حاضر به فروش در اين قيمت{يا قيمتهاي پايين‌تر} نيست. مقاومت در قيمتي رخ مي‌دهد كه در آن خط تقاضا به محور عمودي مي‌رسد (به عنوان مثال 5/47 در شكل بالا). قيمت از اين مقدار بالاتر نمي‌رود، چرا كه هيچ خريداري حاضر به خريد در قيمت‌هاي بالاتر از اين مقدار نيست.
در يك بازار آزاد اين خطوط دائما در حال تغيير هستند. همانطور كه انتظارات سرمايه‌گذار تغيير مي‌كند، قيمت‌هاي مورد پذيرش خريدار و فروشنده نيز تغيير مي‌كند. شكست سطح مقاومت نشان دهنده جابجايي نمودار تقاضا به سمت بالا مي‌باشد يعني خريداران حاضرند كه سهام را در قيمت‌هاي بالاتر خريداري كنند. بطور مشابه شكست سطح حمايت نشان مي‌دهد كه نمودار عرضه به سمت پايين جابجا شده است.
اساس بسياري از ابزارهاي تحليل تكنيكي ريشه در مفهوم حمايت و مقاومت دارد. نمودار قيمت سهام ديد خوبي از عملكرد اين نيروها در تقابل با يكديگر به ما مي‌دهد.

پشيماني معامله‌گران
پس از يك شكست در سطح حمايت / مقاومت، عموماً اين سئوال براي معامله‌گران پيش مي‌آيد كه سطح قيمت جديد چيست. به عنوان مثال، بعد از يك گذر قيمتي از سطح مقاومت، هر دو گروه فروشندگان و خريداران ممكن است به سطح قيمتي جديد به ديده شك و ترديد نگاه كنند{و آن را معتبر ندانند} و تصميم به فروش بگيرند. اين مسئله باعث به وجود آمدن پديده‌اي مي‌شود كه از آن به عنوان " پشيماني معامله‌گران " ياد مي‌كنيم. پس از واقع شدن اين پديده و شكست سطح مقاومت(يا حمايت) سطح قيمتي جديد مورد توافق خريداران و فروشندگان قرار نميگيرد و قيمت به سطح مقاومت(يا حمايت) قبلي باز ميگردد.

گذر سهام شرکت Phillip Morris را در شکل زیر در نظر بگیرید. توجه کنید که چطور بعد از شکست سطح مقاومت، قیمت با یک تصحیح به سطح قیمتی پیشین باز می‌گردد.

سهام شرکت Phillip Morris
رفتار قيمت پس از دوره‌هاي پشيماني معامله گران بسيار مهم و تعيين كننده است. يكي از اين دو حالت رخ مي‌دهد: يا همه به اين نتيجه مي‌رسند كه قيمت جديد قابل اتكا نيست، كه در اين حالت قيمت به سطح قيمت پيشين بر مي‌گردد، يا سرمايه‌گذاران قيمت جديد را مي‌پسندند، كه در اين حالت قيمت به حركت در همان جهتي كه سطح حمايت يا مقاومت را قطع كرده است، ادامه ميدهد.
پس از دوره پشيماني معامله‌گران، در حالتي كه اجماع انتظارات بر اين است كه قيمت جديد(كه بالاتر است) غير قابل قبول است، تله سنتي صعود تقلبي(گذر نادرست) به وجود مي‌آيد.همانطور که در شکل زیر نشان داده شده است قیمت از سطح مقاومت 5/67 دلار خارج شده است (فریب‌خوردن گله خریداران مبنی بر بالاتر رفتن قیمت)، و سپس با توافق بر قابل اتکا نبودن قیمت جدید، قیمت به زیر سطح مقاومت برگشته و خریدارانی را که سهام‌های با قیمت بالا خریداری کرده‌اند را جا می‌گذارد.

عرضه و تقاضا

شرایط مشابهی تله نزول تقلبی را به وجود می‌آورد. به شکل زیر توجه کنید. قیمت به قدری زیر سطح حمایت باقی‌ می‌ماند که افراد با نگاه نزولی به سهم را وادار به فروش می‌کند و سپس قیمت به بالاتر از سطح حمایت باز می‌گردد و فروشندگانی که سهام خود را در قیمت پایین فروخته‌اند از دور خارج می‌کند.

عرضه و تقاضا

حالت دیگری که ممکن است در ادامه پشیمانی معامله‌گران رخ دهد این است که سرمایه‌گذاران قیمت جدید را قابل قبول دانسته و بپذیرند. در این حالت قیمت به تغییر خود در راستای گذر{شکستن سطح حمایت / مقاومت} ادامه می‌دهد، یعنی حرکت قیمت به سمت بالا اگر گذر از سطح مقاومت رخ داده باشد و به سمت پایین اگر گذر از سطح حمایت رخ داده باشد. یک نمونه از این نوع رفتار قیمتی را در نمودار زیر مشاهده میکنید.
قرارداد: از اين به بعد شكستن سطح حمايت يا مقاومت توسط نمودار قيمت را "گذر" ميناميم

شکستن سطح حمایت یا مقاومت

يك راه براي پيش‌بيني انتظارات پس از "گذر" توجه به مقادير خريد و فروش است. اگر قيمت از سطح حمايت / مقاومت با افزايش زيادي در حجم معاملات گذر كند و پشيماني معامله‌گران معمولا در مقادير حجمي كم صورت بگيرد، نتيجتاً انتظارات جديد حكمفرما خواهد شد (يعني تعداد كمي از سرمايه‌گذاران پشيمان شده‌اند). برعكس، اگر گذر با حجم معاملات متوسط رخ بدهد و عموماً پشيماني در مقادير زياد صورت بگيرد، نشان دهنده اين است كه انتظارات تعداد كمي از سرمايه‌گذاران تغيير مي‌كند و از نظر اغلب آنها قيمت اوليه قابل قبول است{در اين حالت شاهد پديده برگشت دوباره قيمت به زير خط روند- يا بالاي خط حمايت- خواهيم بود).

تبديل مقاومت به حمايت
وقتي گذر از محدوده مقاومت با موفقيت صورت بگيرد{يعني قيمت دوباره به زير خط مقاومت باز نگردد} اين سطح براي ادامه روند قيمت، يك سطح حمايت محسوب مي شود. همچنين وقتي گذر از سطح حمايت با موفقيت صورت بگيرد، اين سطح تبديل به سطح مقاومت مي‌شود.

نمونه تبدیل شدن سطح مقاومت به سطح حمایت در شکل زیر نشان داده شده است. وقتی قیمت سد مقاومت 45 دلاری را می‌شکند 45 دلار تبدیل به سطح حمایت می‌شود.

این بخاطر ایجاد نسل جدیدی از خریداران است که در قیمت زیر 45 دلار خرید نکرده‌اند (چرا که انتظار افزایش قیمت را نداشته‌اند) و اکنون منتظرند که قیمت به نزدیکی 45 دلار برسد تا خرید کنند{یعنی از قیمت 45دلار حمایت میکنند}.

حمایت و مقاومت


بطور مشابه، وقتی قیمت بطور قطع به زیر سطح حمایت سقوط می‌کند، این سطح عموما تبدیل به سطح مقاومت می‌شود و گذر قیمت از این سطح به سختی صورت می‌گیرد. وقتی که قیمت به نزدیکی سطح حمایت قبلی (مقاومت فعلی) می‌رسد، سرمایه‌گذاران سعی می‌کنند با فروش سهام خود ضرر خود را کم کنند (به شکل زیر توجه کنید).

حمایت و مقاومت

جمع‌بندي
ما تا آنجايي كه ممكن بود به تشريح عملكرد قيمت، انتظارات سرمايه‌گذار، و حمايت و مقاومت پرداختيم. از تجربه همكاري با سرمايه‌گذاران به اين نتيجه رسيده‌ايم كه اغلب سرمايه‌گذاران مي‌توانند با توجه به عوامل اصلي ايجاد تغييرات در قيمت سهام يعني: انتظارات سرمايه‌گذاران و عرضه / تقاضا عملكرد خود را بهبود ببخشند.
1- آنچه در ادامه آمده است خلاصه‌اي كوتاه در مورد مفهوم حمايت / مقاومت است:
قيمت سهام نشان دهنده ارزش بازاري منصفانه‌اي است كه مورد موافقت خريداران (مثبت نگرها) و فروشندگان (منفي نگرها) است.
2- تغيير در قيمت سهام نتيجه تغيير در انتظارات سرمايه‌گذاران در مورد قيمت آتي سهم است.
3- سطح حمايت وقتي به وجود مي‌آيد كه اتفاق آرا بر اين است كه قيمت پايين تر نمي‌رود. اين نقطه‌اي است كه در آن تعداد خريداران از فروشندگان بيشتر است.
4- سطح مقاومت وقتي به وجود مي‌آيد كه اتفاق آرا بر اين است كه قيمت بالاتر نمي‌رود. اين نقطه‌اي است كه در آن تعداد فروشندگان از خريداران بيشتر است.
5- گذر از سطح حمايت يا مقاومت نشان‌دهنده تغيير در انتظارات سرمايه‌گذاران و جابجايي در نمودار عرضه و تقاضا است.
6- حجم معاملات براي تعيين قدرت واقعي تغيير انتظارات بكار مي‌آيد.
پشيماني معامله‌گران معمولا در ادامه گذر از سطح حمايت يا مقاومت وقتي كه قيمت دوباره به سطح قبلي بر مي‌گردد رخ مي‌دهد.


بطور خلاصه، حجم عبارت است از تعداد معاملات خريد و فروش كه در يك بازه زماني{مثلا يك روز كاري} انجام ميشود. بدليل اينكه حتي الگوهاي معتبر و قابل اطمينان، ممكن است گاهي درست از آب در نيايند، حجم معاملات مي‌تواند بعنوان ابزار ديگري براي تشخيص آنچه در بازار اتفاق مي‌افتد، و بويژه آنچه در الگوها اتفاق مي‌افتد، بكار رود.{يعني از ابزار حجم معاملات براي تصديق و يا مردود دانستن الگوهاي نموداري مختلف استفاده كنيم}
اعتقاد بر اين است كه حجم مي‌بايست در جهت قيمت افزايش پيدا كند. اگر روند غالب قيمت به طرف بالاست، حجم مي‌بايست در روزهاي مثبت سنگين‌تر(بيشتر) و در روزهاي منفي سبكتر(كمتر) باشد. اين قضيه از نگاه عقل و منطق نيز درست بنظر ميرسد چون در روند صعودي، تعداد خريداران مي‌بايست بيشتر از تعداد فروشندگان باشد و در روند نزولي قيمت، تعداد فروشندگان بيشتر از تعداد خريداران است. اگر زماني حجم معاملات شروع به كم شدن كند، اين ميتواند اخطاري باشد مبني بر اينكه روند، قوت و رمق خود را از دست مي‌دهد و ممكن است بزودي تثبيت قيمت{ايست روند-Consolidation} يا شايد يك الگوي برگشت قيمت{Reversal Pattern} اتفاق بيفتد.
اگر در نمودار قيمت سهمي تابحال روند صعودي قيمت را داشته ايد و حالا شاهد حجم معاملات بيشتري روي افت هاي موضعي قيمت{حفره - Dip} هستيد(در مقايسه با حجم معاملات روي قطعات افزايش قيمت-Rally) ميتوان اين موضوع را زنگ خطري مبني بر كمرنگ شدن قدرت خريداران و قويتر شدن جناح فروشندگان دانست.
توضيح: معمولا به افت هاي موضعي قيمت (dip) گفته ميشود كه معمولا در يك روند صعودي اتفاق مي افتد.

به قطعات با شيب مثبت رو به بالا رالي(Rally) گفته ميشود. رالي ها معمولا پس از حفره(dip) ها اتفاق مي افتند. رالي ها در روند نزولي كوتاه و در روندهاي صعودي بلندترند.
عكس اين حالت نيز در روند نزولي قيمت درست است. اگر حجم معاملات روي قطعات نزولي{كه در اثر فروش هاي عمده بوجود ميايند} شروع به كم شدن كند و معاملات بيشتري روي رالي ها اتفاق بيافتد، نشانگر اينست كه روند قيمت مورد ترديد واقع شده و خريداران شروع به مطرح كردن نقش خود كرده‌اند. حالتي كه حجم معاملات در جهت عكس قيمت حركت مي‌كند، واگرايي(Divergence) ناميده مي‌شود.
اين موضوع يكي از دلايلي است كه حجم در زمان ترديد و بي تصميمي بازار تمايل به كم شدن دارد. در مدت حركت بي جهت (حركات فرعي – Sideway)، اغلب معامله گران از خريد و فروش خودداري مي‌كنند و ترجيح مي‌دهند منتظر بمانند تا در صورت تشخيص يك روند نزولي براي آينده سهم هر چه زودتر با فروش آن سهم، از آن موقعيت فرار كنند. بغير از اين موضوع كه در مواقع بي تصميمي بازار معمولا حجم معاملات كم مي‌شود، بررسي حجم معاملات در دوران بي‌تصميمي مي‌تواند نشانه هايي از روند آتي قيمت به ما بدهد; به اين صورت كه با مقايسه قدرت خريداران و فروشندگان{در همان حركتهاي بي جهت}ميتوان غلبه يك گروه بر ديگري را حدس زد. مشاهده اينكه آيا در روزهاي مثبت حجم سنگين تري وجود دارد يا در روزهاي منفي، مي‌تواند براي موضع گيري در دوره حركت بي جهت (و يا حتي شكل گيري الگوي آينده) مناسب باشد. ايده اين است كه اگر حجم معاملات بيشتري در روزهاي مثبت وجود داشته باشد(نسبت به روزهاي منفي)، احتمالا خريداران جدي تر هستند و وضعيت محتمل براي آينده بازار يك صعود به سمت بالا است. عكس اين موضوع نيز درست است: اگر حجم در روزهاي منفي سنگين تر است، بازار با احتمال بيشتري به سمت پايين سقوط ميكند.
لازم به ذكر است علي رغم اينكه الگوهاي نمودار قيمت، حجم معاملات و كلا آناليز تكنيكال، داراي قابليتهاي پيش بيني هستند، اما هيچكدام مصون از خطا نيستند. استفاده همزمان از اين روشها مي‌تواند كاملا به سرمايه گذاري و خريد و فروشهاي شما كمك كند، اما در عين حال بايد به مسائل مهم ديگري همچون جهت گيري و قضاوت بازار و .... نيز توجه كافي داشت.