فصل نهم-ابزارها و تکنیک های تجزیه و تحلیل

  • گیلان بورس GuilanFX

فهرست مطلب

{play}media/sound/4-3-1_www.guilanfx.com.mp3{/play}

ابزارها و تکنیک های تجزیه و تحلیل
ابزارها و تکنیک های استاندارد شده مختلفی برای تجزیه و تحلیل صورت های مالی وجود دارند. این ابزارها عبارتند از:
1- صورت های مالی مقایسه ای
الف- تجزیه و تحلیل افقی
ب- تجزیه و تحلیل عمودی
ج- تجزیه و تحلیل روند
2- صورت های مالی بر مبنای مقیاس مشترک
3- تجزیه و تحلیل نسبت ها
روش های تجزیه و تحلیل صورت های مالی بطور کلی در سه مقوله طبقه بندی می شوند:
1- مقایسه، ارزشیابی و سنجش روابط داده های مالی برای دو سال یا بیشتر از دو سال
2- مقایسه، ارزیابی و سنجش روابط داده های مالی دوره جاری
3- ارزیابی و سنجش به منظور اهداف خاص
بررسی صورت های مالی می تواند سه نوع تجزیه و تحلیل فوق را در بر بگیرد.


صورت های مالی مقایسه ای
اطلاعات و داده های صورت های مالی که برای دو سال یا بیشتر از دو سال ارائه داده می شوند، صورت های مالی مقایسه ای نامیده می شوند. در این ابزار، به گزارشات مشابه دوره جاری و یک سال و یا بیشتر از یک سال از دوره های قبل نیاز دارید. صورت های مالی مقایسه ای، اطلاعات جالب و مهمی برای شما به عنوان تحلیل گر بنیادی فراهم می کنند. این صورت ها اگرچه موقعیت و وضعیت هر یک از اقلام موردی را در ارتباط با دیگر اقلام تا حدودی تعیین می کند، ولی توجیه کننده وضعیت واقعی آنها نیست و تحلیل گر نمی تواند فقط با توجه به حاصل این روابط در مورد مطلوب بودن یا نبودن وضع موجود اظهارنظر کند.
بطور مثال اگر درصد سود خالص به فروش شرکتی در سال 1382 برابر با 16 درصد باشدف عدد 6 درصد نمی-تواند دال بر کفایت یا عدم کفایت کارآیی شرکت باشد، زیرا ممک است که این نسبت در سال های قبل بیشتر یا کمتر از 16 درصد بوده باشد و همچنین ممکن است شرکت هایی که فعالیت های آنها مشابه شرکت مزبور است، درصد سود خالص به فروششان در این سال بزرگتر یا کوچکتر از 6 درصد باشد.
شما می توانید از طریق صورت های مالی مقایسه ای، افزایش یا کاهش هر یک از اقلام صورت حساب ها و درصد تغییرات آنها با سال یا سال های قبل را بدست آورید و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. این تجزیه و تحلیل، چگونگی نوسانات و تغییرات این اقلام یا گروه اقلام در دوره های مختلف را به شما نشان می دهد و از بررسی آنها می توان تشخیص داد که وضع مالی و نتیجه کارکرد یک شرکت به مرور زمان به سمت بهتر شدن پیش می رود یا بدتر شدن.


تجزیه و تحلیل افقی
تجزیه و تحلیل افقی، به شما روندها و تغییراتی که بر روی اقلام صورت های مالی سال های مختلف اتفاق افتاده است را نشان می دهد و روابط اقلامی که در صورت های مالی مقایسه ای به صورت هم ردیف قرار گرفته اند را تعیین می کند.
در این روش هر قلم از اقلام صورت های مالی (مانند فروش در صورت سود و زیان) از یک ردیف برای یک سال مالی با همان قلم در یک سال ما قبل مقایسه می شود. تجزیه و تحلیل افقی در دوره های مختلف تغییرات را به صورت مبلغ ریالی، درصد تغییرات و یا به شکل مثبت می تواند نشان دهد.
کاری که شما باید در این مرحله انجام دهید این است که تغییر مطلق ارقام، همچنین درصد تغییرات یک سال به سال دیگر را محاسبه نمایید و در این محاسبه، همیشه سال قدیمی تر را مبنا (پایه) قرار دهید.
جداول زیر، صورت حساب سود و زیان و ترازنامه را از طریق روش تجزیه و تحلیل افقی به شما نشان می دهد.
مبلغ تغییر از طریق کسر نمودن ارقام سال 1382 از مبلغ سال جاری 1383 بدست می آید. بطور مثال مبلغ تغییر فروش در صورتحساب سود و زیان به صورت زیر بدست آمده است:
ارقام سال جاری (1383)- ارقام سال قبل (یا سال موردنظر 1382)= مبلغ تغییر
250000- 340000= 90000
در صورتحساب ترازنامه، مبلغ تغییر وجوه نقد، بصورت زیر بدست آمده است:
10000- 15000= 5000

تجزیه و تحلیل افقی شرکت سهامی تولیدی بیتامارک

صورتحساب سود و زیان

در ستون آخر، درصد تغییرات آورده می شود. برای بدست آوردن درصد تغییرات هر یک از اقلام صورت های مالی، از رابطه زیر استفاده نمایید:

رصد تغییرات هر یک از اقلام صورت های مالی

بطور مثال درصد تغییر فروش در صورتحساب سود و زیان به صورت زیر بدست آمده است:

درصد تغییر فروش

یا در صورتحساب ترازنامه، درصد تغییر وجوه نقد به صورت زیر بدست آمده است:

درصد تغییر وجوه نقد

شما به عنوان یک تحلیل گر بنیادی، باید به دقت، تغییرات مطلق و درصد تغییرات ارقام محاسبه شده را تفسیر کنید تا از نتیجه گیری های نامناسب در شرایط غیرعادی جلوگیری نمایید.
هنگامی که عدد سال مبنا (سال پایه) یعنی سال 1392 دارای ارزش مثبت باشد، مبلغ تغییر و درصد تغییر را به طور قطعی می توان حساب نمود. اما اگر عدد سال مبنا، یعنی سال 1392 برابر صفر یا دارای ارزش منفی باشد، مبلغ تغییر را می توان حساب نمود اما درصد تغییر را نمی توان حساب کرد.

 تجزیه و تحلیل افقی

ترازنامه شرکت سهامی تولیدی بیتا مارک

ترازنامه شرکت سهامی تولیدی بیتا مارک


 {play}media/sound/4-3-2_www.guilanfx.com.mp3{/play}

تجزیه و تحلیل روند
این روش زمانی کاربرد دارد که بخواهند درصد تغییر اطلاعات مالی را به جای دو سال، برای چند سال متوالی محاسبه کنند و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند. توجه داشته باشید که اکثر شرکت ها، علاوه بر صورت های مالی مقایسه ای، برای چند دوره مالی، خلاصه ای از عملیات و اطلاعات مالی کلیدی و ارقام یک سال به عنوان سال مبنا (پایه) در نظر گرفته می شوند. و در آن سال به جای هر داده ای عدد 100 قرار می گیرد و سال یا سالهای دیگر را با سال مبنا به صورت شاخصی از درصد می سنجند. در این روش محاسبه شاخص درصد بصورت زیر انجام می-گیرد:

شاخص درصد


یک مثال:

صورتحساب سود و زیان شرکت سهامی تولیدی آلفا

ارقام و اطلاعات مالی سال 1370 را به عنوان سال مبنا (پایه) در نظر می گیریم و سایر سالها را نسبت به آن می سنجیم. لازم به یادآوری است که تمامی ارقام و اطلاعات صورتحساب سود و زیان سال 1370 را 100 درنظر می گیریم و سایر سالها را نیز به صورت شاخصی از صد نشان می دهیم:
در صورتحساب سود زیان به شکل تجزیه و تحلیل روند نشان داده شده است:

تجزیه و تحلیل روند شرکت سهامی تولیدی آلفا

بطور مثال، شاخص درصد فروش سال 1371 بصورت زیر بدست آمده است:

شاخص درصد فروش سال 1371

با شاخص سود ناخالص سال 1374 بصورت زیر بدست آمده است:

شاخص درصد سود ناخالص سال 1371

روندهایی که از روش تجزیه و تحلیل روند، بدست می آیند، تأثیر بسزایی در تشخیص:
- توانایی پرداخت بدهی ها
- قدرت مالی شرکت
- قدرت سودآوری شرکت
- ثمربخشی فعالیت های شرکت
دارند، زیرا آخرین صورت های مالی شرکت ممکن است وضع را مساعد و امیدبخش جلوه دهد، ولی در مقایسه با سال های قبل خود سیر نزولی فعالیت و سودآوری شرکت را بنمایاند و برعکس آن نیز می تواند اتفاق بیافتد. یعنی وضع آخرین صورت های مالی رضایت بخش نباشد ولی تجزیه و تحلیل روند حکایت از پیشرفت کار و روندهای مطلوب کند. از اینجا است که تجزیه و تحلیل روند، ارزیابی بهتر و کاملتری از وضع مالی موسسه ارائه می دهد.


 

یک یادآوری

ضریب بتا
ضریب بتا یا ریسک سیستماتیک را می توان آن بخش از نوسان و تغییرات بازده اوراق بهادار دانست که منشأ پیدایش آن، عوامل کلان اقتصادی، سیاسی، اجتماعی بوده و بازده کل اوراق بهادار موجود در پرتفوی بازار را به صورت همزمان تحت تأثیر قرار می دهند. این ضریب در جهت مقایسه بازده یک سهم در جهت تغییرات ریسک و بازده بازار است. در حالت کلی تر این ضریب، وابستگی سهم را بهتر نشان می دهد.
به عنوان مثال، اگر در اثر تغییرات اقتصادی یا سیاسی، بازده سهم الف 4 درصد و بازده سهم ب 2 درصد کاهش یافته و بازده بازار نیز 1 درصد کاهش یابد در اینصورت سهم الف که به دلیل 1 درصد کاهش بهره در بازده بازار 4 درصد کاهش بازده داشته، نسبت به سهم ب که با این شرایط 2 درصد کاهش داشته از ریسک بیشتری برخودار است.
بتا، برای بازار یک است و اگر بتای سهم از یک کمتر شد تأثیر تغییرات بازار بر سهم موردنظر کمتر است در این صورت سهم موردنظر را یک سهم تدافعی می گوییم.
اگر بتای سهم از یک بیشتر شد این سهم حساسیت بیشتری نسبت به تغییرات بازار دارد و به این سهم یک سهم تهاجمی می گوییم. اگر بتای سهم مساوی یک شد این سهم را خنثی و یا بدون حساسیت می گوییم.
معمولاً، افراد محافظه کار از سهم با بتای کمتر از یک و افراد ریسک پذیر از سهم با بتای بیشتر از یک استقبال می کنند.
ضریب بتای یک دارایی مالی در طول زمان بتا به دلایلی می تواند تغییر کند که مهمترین آنها عبارتند از:

تمایل بتا به میانگین:
آقای بلوم با انجام تحقیقاتی در بورس نیویورک به این نتیجه رسید که ضریب بتای تمامی اوراق بهادار در طول زمان تمایل دارند به میانگین خود که همان عدد یک است نزدیک شوند. از این رو بتاهای بزرگتر از یک تمایل به کاهش و بتاهای کوچکتر از یک، تمایل به افزایش دارند.

تغییر در مولفه های شرکت:
با بررسی رابطه بین درجه اهرم مالی و ریسک سیستماتیک، می توان به این نتیجه رسید که رابطه مستقیمی بین این دو متغیر وجود دارد. به این معنی که با افزایش اهرم مالی، ریسک سیستماتیک نیز افزایش یافته و بالعکس. تغییر در مولفه های اساسی یک شرکت، باعث برخی تعدیل ها و تغییراتی در ضریب بتای آنها می شود.

تأثیر عامل صنعت بر ضریب:
نوع صنعتی که شرکت موردنظر در آن فعالیت دارد نیز تا حد زیادی بر میزان ضریب بتای آن تأثیر می گذارد. تحقیقات به عمل آمده نشانگر این واقعیت است که صنایع هوایی و صنایع طلاسازی به ترتیب بیشترین و کمترین تأثیر را در تعدیل بتا دارند.

بازده
منظور از بازده مجموعه مزایایی است که در طول یک دوره به سهم تعلق می گیرد. این مزایا شامل تفاوت نرخ سهام در اول و اواخر بازه زمانی موردنظر و سود سهمی و مزایای ناشی از افزایش سرمایه هستند.
بنابراین در کل، بازده یک سرمایه گذاری عبارتست از تفاوت ارزش گذاری در انتها و ابتدای دوره به اضافه عایدات برداشت شده و بدست آمده از این سرمایه گذاری در طی دوره مشخص.
بازده انتظاری، بازده ای است که سرمایه گذار در طی یک دوره مشخص توقع دارد به آن دست یابد.

نسبت شارپ
نسبت شارپ مساوی است با تفاوت بازده یک سرمایه گذاری با بازده بدون ریسک تقسیم بر ریسک سرمایه گذاری موردنظر که به صورت زیر در می آید:
نسبت شارپ= ریسک مهم/ (بازده بدون ریسک- بازده سهم)
بدیهی است هر مقدار نسبت شارپ یک سرمایه گذاری بیشتر باشد آن سرمایه گذاری از مطلوبیت بالاتری برخوردار است. در شرایط فعالی بازده بدون ریسک بین 17 تا 20 درصد سالیانه می باشد که ما آن را همان 17 درصد در نظر می گیریم. چون معمولاً در هر بازاری نرخ بازده بدون ریسک در حدود تورم می باشد لذا این بازده را همان حدود 17 درصد فرض می گیریم.


 

یک تمرین:
شرکتی در نظر دارد 40000 سهم عادی جدید با قیمت هر سهم 2500 ریال منتشر کند. در حال حاضر قیمت هر سهم 2900 ریال است و در مجموع 50000 سهم منتشره وجود دارد. قیمت هر سهم بعد از انتشار سهام جدید را بدست آورید.

جواب:
ارزش شرکت قبل از انتشار سهام جدید می شود:
29000+50000
ارزش سهام جدید منتشره هم می شود:
2500+40000= ارزش سهام جدید
در اینجا، کل ارزش سهام شرکت می شود:
2900+50000+2500+40000= ارزش کل سهام
اگر ارزش کل سهام بر تعداد کل سهام شرکت که بعد از انتظار سهام جدید می شود
40000+ 50000 تقسیم شود قیمت هر سهم بعد از انتشار سهام جدید می شود
90000/ 2900+50000+2500+40000=2722 ریال

یک تحلیل برای مثال (مربوط به اسفند 93)
تحلیلی برکالسیمین
در نگاه اول سود انباشته این شرکت در پایان سال قبل 32000 میلیون ریال بوده که با توجه به 62000 میلیون ریال سود تخصیصی چیزی در حدود 5 درصد سود تخصیصی شرکت در اوایل سال مالی جاری سود انباشته موجود بوده. کاهش در بدهی های بلند مدت و به موازات آن افزایش خفیف در بدهی های جاری یا همان بدهی-های کوتاه مدت باعث شده مجموع بدهی های کلی شرکت در دامنه تقریباً ثابتی در دو سال اخیر قرار گیرد. متوسط کل دارایی های شرکت از سال 89 تا سال مالی جاری به ترتیب تقریباً 330000 و 392000 و 414000 و 389000 میلیون ریال بوده که اگر روند فروش را نیز در این بازه در نظر بگیریم نسبت گردش دارایی ها در این مدت به ترتیب 61 و 54 و 48 و 67 بدست می آید که با دقت می بینیم روند رو به کاهش و خطرناک این نسبت تا سال 82 از سال مالی قبلی به این طرف تقویت خاصی شده و این نشانه موفقیت و روند رو به رشد افزایش فروش در این شرکت بوده. در واقع میزان فروش که از سال 89 تا سال 91 تقریباً در حد ثابتی بوده در سال 92 با تقریباً 30 درصد رشد و در سال جاری پیش بینی عملکرد فروش شرکت با تقریباً 50 درصد رشد رو به رو بوده طبق عملکردها و پیش بینی های اقتصادی و روند رو به رشد دسته این صنعت، تولیدات این شرکت همزان با شرکت های دیگر همگروه، در وضعیت مطلوبی قرار گرفته و در واقع تولید کنندگان گروه روی، همزمان با بالا رفتن میزان عرضه و تقاضای سرب و روی در جهان و به طبع بالا رفتن قیمت این دسته از فلزات در بازارهای جهانی در موقعیت مطلوبی قرار گرفته اند و این امر به وضوح نمایان است و آینده روشن رو به رشدی را برای این دسته از صنعت ایجاد کرده است. بحث را روی نسبت گردش دارایی های ثابت این شرکت متمرکز می کنیم. این نسبت در بازده زمانی سال 89 تا سال 93 بدین ترتیب است:
7، 2 - - 4، 1 - - 3، 1 – 19، 3
این نسبت در سال مالی قبل، واقعاً در حد پایینی بوده و این نشان می دهد که شرکت از دارایی های ثابت بلا استفاده در دارایی های خود دارد.

یک سوال:
وجود دارایی های ثابت بلا استفاده چه تأثیری بر کاهش سود خواهد داشت؟

جواب:
همانگونه که پیداست از این دارایی ها در جریان تولید استفاده نمی شود و یا در حداکثر ظرفیت تولیدی خود مشغول به فعالیت نیستند و به طور واضح، استفاده بهینه از آنها نمی شود. خوب به طبع در این مورد هزینه های مالی و مخارج تعمیر و نگهداری شرکت را افزاش می دهد و این یعنی افزایش هزینه ها و کاهش سود شرکت که با دقت در هزینه های عملیاتی و هزینه های غیر عملیاتی در صورتحساب سود و زیان سال های مالی 90 و 91، این امر به وضوح نمایان است. دو سیاست در این زمینه می توانند نسبت گردش دارایی های ثابت را دستخوش تغییرات قرار دهند:

1- کاهش دارایی های ثابت بلا استفاده
2- افزایش میزان فروش

در موارد این شرکت، هر دو سیاست از سال 90 به این طرف اعمال شده است. کاهش دارایی های ثابت از تقریباً 223000 به 78000 میلیون ریال در سال جاری و افزایش فروش از تقریباً 215000 میلیون ریال به حدود 395000 میلیون ریال در سال جاری که این سیاست ها، باز در حد مطلوبتری در حال اجرا هستند و به طبع، انتظار افزایش نسبت گردش دارایی ها می رود. نسبت جاری از سال 89 تاکنون به ترتیب 87 و 67 و 81 درصد بوده که در شرایط کنونی به ازای هر یک ریال بدهی، 81 درصد دارایی جاری داشته است و این نسبت به دو سال مالی قبلی، بهتر شده است. نسبت کل دارایی ها به کل بدهی های اول سال مالی 8، 1 است که این نشان می دهد به ازای هر یک ریال کل بدهی، 8، 1 ریال کل دارایی وجود دارد. و کلاً در بازپرداخت کل بدهی ها از محل کل دارایی ها ریسک کمتری را دربر خواهد داشت.

بررسی روند سودآوری و ارزش قیمتی:
 در این قسمت با بررسی های دقیق تر و واضح تر بر عملکرد گذشته صورت های مالی شرکت و تخمین آنها برای سال آتی سعی خواهیم کرد به سود تخمینی و نزدیک به واقعیتی برای هر سهم برسیم و براساس آن ارزش-گذاری نماییم. شما باید به آن دید روشن و کافی داشته باشید و کلاً فرض هایی را هم که بیان شده دور از واقعیت نمی دانیم و آنها را بسیار شدنی و نزدیک به واقعیت و حداقل نیز می توان یافت.

الف- تخمین حاشیه سود ناخالص سال آتی:
اعداد به ترتیب از سمت چپ به راست از سال 90 تاکنون می باشد.
حاشیه سود ناخالص: 46، 0- - 29، 0- - 32، 0- - 39، 0
آهنگ رشد فروش: 06، 1- - 94، 0 - - 52، 1
رشد بهای تمام شده کالا: 4،1 – 98، 0- -17،1 – 35،1
با توجه به افزایش آهنگ رشد فروش و اشاره هایی که قبلاً به امیدوار بودن به افزایش آن شد و با توجه به افزایش قیمت و نرخ محصولات تولیدی شرکت در صنعت مربوطه و سیاست های در پیش رو در این زمنه در حداقل حالت، چیزی در حدود 50 درصد رشد فروش نسبت به وضع جاری، می توان فقط برای سال مالی آتی قائل شد که چیزی در حدود رشد فروش در سال مالی جاری بوده که با آن محتاطانه برخورد شده، با توجه به میزان فروش حدود 395000 میلیون ریال فعلی و حدود 240000 میلیون ریال هزینه بهای تمام شده فعلی داریم.

240/ (395+ 5، 1+ (حاشیه سود ناخالص جدید- 1)= رشد بهای تمام شده سال آتی


با توجه به تقریباً رابطه خطی بین رشد بهای تمام شده و حاشیه سود ناخالص در دو سال اخیر می توان با توجه به متصور شدن حداقل 50 درصد رشد فروش حداکثر 40 درصد رشد در بهای تمام شده متصور شد و با جایگذاری در رابطه اخیر، حاشیه سود ناخالص سال آتی در حدود 44 درصد بدست می آید.
برهیمن اساس، سود ناویژه سال آتی شرکت در حدود 44،0+ 395000= 260000 میلیون ریال بدست می آید و شرکت توانایی رسیدن و پوشش دادن به سود ناویژه را در سال مالی آتی دارد.

ب- تخمین حاشیه سود ناخالص سال آتی:
حاشیه سود خالص 37،0 – 22،0 – 13،0 – 24،0 – 35، 0
اهرم کل: 6،0 - - 58، 0 - -95، 1 - - 44، 1
آهنگ رشد اهرم کل: 1، 5- - 28، 2
اهرم عملیاتی: 62، 0 - - 85، 0 - - 28، 1 - - 23، 1
اهرم مالی: 96، 0 - - 68، 0 - - 52، 1 - - 17، 1

پایبند هستیم که ریسک عملیاتی و ریسک مالی در سال آتی کاهش یابند. همان چیزی که در دو سال اخیر نیز برقرار بوده. به طبع بار رشد حاشیه سود ناخالص به کاهش ریسک عملیاتی می رسیم.
سود ناویژه جدید بدست آمد 260000 میلیون ریال و سود ناویژه سال مالی اخیر 156000 میلیون ریال بوده. خوب، اهرم عملیاتی جدید می شود:
5، 1+ 156/ 260=11، 1
برای اهرم کل داریم:

اهرم کل= حاشیه سود خالص قدیم/ حاشیه سود خالص جدید

چون اهرم مالی در سال های قبل از یک نیز بیشتر بوده و باعث شده که سود خالص از حاشیه سود ناخالص کمتر باشد و اگر حاشیه سود خالص جدید بخواهد از 44، 0 (حاشیه سود ناخالص بدست آمده در بالا برای سال مالی آتی) کمتر باشد، اهرم کل جدید از 35، 0/ 44، 0= 26، 1 کمتر خواهد بود و با فرض ابتدایی تطابق دارد. بنابراین اهرم کل آتی نیز باید از مقدار 11، 1+ 35، 0 یعنی 39، 0 بیشتر باشد و ما حداقل آن را همین 39، 0 در نظر می گیریم. در این صورت اهرم مالی آتی نیز بیشتر از یک خواهد بود و در کل با استدلال های بالا به یک رابطه دو طرف رسیدیم و اینگونه فرضیه ها به واقعیت نزدیکتر می شوند.
بنابراین با حاشیه سود خالص جدید بدست آمده سود آتی بدست می آید:

39، 0+ 5، 1+ 395000= تقریباً 230000 میلیون ریال

که به هر سهم حداقل 240 تومان می رسد و کالسمین به ای اس پی حداقل 240 تومان تا پایان سال مالی آتی با سرمایه فعلی خواهد رسید. اما خوب اگر افزایش سرمایه به میزان 50 درصد در سال مالی آتی مدنظر باشد، حداقل سود با فرض این افزایش سرمایه کمتر از 175 تومان با سرمایه آتی نخواهد بود.

ج- ارزش گذاری آتی:
با توجه به حداقل سود بدست آمده 230000 میلیون ریال، حداقل محدوده قیمتی هر سهم کالسیمین تا پایان سال مالی آتی می تواند بین 1650 تا 1850 تومان قرار گیرد که پی به ای متوسط 5، 7 برای هر سهم می رسیم.

نتیجه گیری
باید تأکید داشت، محدوده قیمتی اخیر بدست آمده کاملاً محتاطانه صورت گرفت و در بدست آوردن رسیدن به آن از حداقل های متعددی استفاده شده و به طبع در صورت تغییر در محاسبات بالا، می توان به فراتر رفتن محدوده قیمتی و ارزشی از این حد نیز امیدوار بود. کلاً بودن با این سهم در میان مدت و حتی بلندمدت می تواند کم ریسک و سودآور باشد و کلا داشتن یک گزینه از سهام این دسته، در سبد برای میان مدت و بلند مدت بسیار می تواند در شرایط فعلی مفید واقع شود.

یک تمرین
شرکتی دارای 800 هزار سهم عادی می باشد. بودجه سرمایه ای سال آتی شرکت 2 میلیارد ریال است. شرکت هر سهم جدید خود را به بهای 10000 ریال می فروشد.
الف- برای تأمین وجوه موردنیاز بودجه سرمایه ای، شرکت باید چند سهم بفروشد؟
ب- سهامداران جدید چند درصد از مجموع سهام منتشره را مالک خواهند شد؟

یک جواب
الف- 2 میلیارد ریال تقسیم بر 10000 ریال باید سهم بفروشد، می شود 200 هزار سهم
ب- 800 هراز سهم به اضافه 200 هزار سهم جدید، کل سهام شرکت می شود 1000.000 سهم که سهامداران جدید 25 درصد آن را تشکیل می دهند.
صورت های مالی بر مبنای مقیاس مشترک
این صورت ها مبالغ ریالی را نشان می دهند و در عوض درصدها را به عنوان تجزیه و تحلیل عمودی نشان می-دهند. در این روش، هر قلم از صورتحساب ها یک مقیاس مشترک جهت مقایسه دارند.

بطور مثال، در صورتحساب سود و زیان شرکت آلفا در زیر، مقیاس مشترک فروش می باشد. تغییرات مقادیر و نسبت ها، در صورت های مالی بر مبنای مقیاس مشترک اهمیت قابل توجه ای دارند. زیرا این مقادیر و نسبت ها، در صورت های مالی بر مبنای مقیاس مشترک اهمیت قابل توجه ای دارند. زیرا این مقادیر و نسبت ها در تشخیص مؤثر بودن یا مؤثر نبودن فعالیت و عملیات شرکت به ما کمک فراوانی می کنند. برای مثال، درصد هزینه های حقوق و دستمزد به فروش، از هر صد ریال فروشی که شرکت هر سال بابت حقوق و دستمزد پرداخت می کند، را نشان می دهد.

درصد هزینه های حقوق و دستمزد به فروش

تجزیه و تحلیل صورت های مالی بر مبنای مقیاس مشترک را برای ترازنامه، صورتحساب سود و زیان انباشته و صورت تغییرات در وضعیت مالی نیز می توان مشابه صورتحساب سود و زیان به کار گرفت. چنانچه این تجزیه و تحلیل را برای ترازنامه مورد استفاده قرار دهید، اطلاعات بسیار مفید و ارزشمندی درباره تعیین و مشخص نمودن ساختار سرمایه شرکت بدست خواهید آورد و روابط بین بدهی ها و حقوق صاحبان سهام را در تعیین ساختار سرمایه شرکت مشخص می کند. همچنین اطلاعاتی درباره نحوه توزیع دارایی ها به دارایی های جاری، سرمایه-گذاری ها، دارایی های ثابت، دارایی های نامشهود بدست خواهید آورد.
اما تجزیه و تحلیل بر مبنای مقیاس مشترک در صورتحساب سود و زیان، اطلاعاتی درباره نسبت قیمت تمام شده کالای به فروش رفته و همچنین نسبت انواع هزینه ها به فروش را ارائه می دهد. این روش، مقایسه ای جهت تغییرات یا روابط پایدار و مداوم در گروه دارایی ها، بدهی ها، درآمدها، هزینه ها و سایر طبقات صورت های مالی نشان می دهد.
در چنین مقایسه ای، شما به عنوان یک تحلیل گر، باید نهایت دقت را در تغییرات ناشی از مقایسه سال های مختلف به عمل آورید. این روش، جهت مقایسه با شرکت های واقع شده در یک صنعت بسیار مفید و قابل استفاده هستند زیرا این صورت ها بر مبنای 100 و به صورت درصد بیان می شوند و درصدهای مقایسه ای به جای مقادیر عددی در صورت های مالی ارائه می شوند. این چنین مقایسه ای می تواند به شما در شناسایی اختلافات در ساختاریک یادآوری سرمایه یا نحوه توزیع دارایی ها در گروه های اصلی و فرعی شرکت ها کمک کند.