فصل هفتم-تحلیل بنیادی

  • گیلان بورس GuilanFX

فهرست مطلب

تحلیل بنیادی
چنانچه بخواهیم تعریفی از تحلیل بنیادی ارائه دهیم به این صورت خواهد بود:
تحلیل بنیادی عبارت است از مطالعه و بررسی شرایط اقتصاد ملی، صنعت و وضعیت شرکت.
تمامی افکار و اعمال و تصمیم گیری هایی که شما در بازار بورس با استفاده از این تحلیل اتخاذ نمایید در محور سه فاکتور فوق یعنی عوامل کلان اقتصادی، صنعت و شرکت خواهد بود.
هدف اصلی از این تحلیل، تعیین ارزش واقعی سهام (ارزش ذاتی) شرکت ها است. تحلیل بنیادی معمولاً بر اطلاعات و آمار کلیدی مندرج در صورتهای مالی شرکت تمرکز می نماید تا مشخص کند که آیا قیمت سهام به درستی ارزشیابی شده است یا نه؟ بخش قابل ملاحظه ای از اطلاعات بنیادی، بر اطلاعات و آمار اقتصاد ملی، صنعت و شرکت تمرکز دارد. رویه معمول در تحلیل شرکت دربرگیرنده سه مرحله اساسی است:
- تعیین وضعیت کلی اقتصاد کشور
- تعیین وضعیت صنعت
- تعیین و وضعیت شرکت
تحلیل فاندامنتال را می توان یکی از قدیمی ترین و گسترده ترین و شاید موفق ترین روشهای معاملات نام گذاری کرد. روشی که نه تنها در بازار سرمایه، بلکه ندانسته در بسیاری دیگر از معاملات تصمیم گیری ها از آن کمک می گیریم، که یقیناً تاکنون به آن فکر نکرده ایم و یا اینکه آنقدر جزء منطقی تصمیم گیری ها شده است که بصورت منفک قابل لمس نیست.
همیشه کسب سود می تواند موتور محرکه بسیاری از فعالیت های اقتصادی و اجتماعی باشد اما سوالی که همواره مطرح شده است این بوده که: چرا باید در این بازار فعالیت کنیم؟ چرا در بازار سکه، ارز، ساخت و ساز و ... فعالیت نداشته باشیم؟ واقعاً سود در چه سطحی دارای ارزش می باشد؟ مبنای تعیین سود مناسب چیست؟ چه میزان می توانیم به بازده ای که انتظار داریم دست یابیم؟
پاسخ گفتن به این موضوع در واقع بخشی از جذابیت های بازار است و اساساً پاسخ به همین سوالات است که نوسانات قیمتی را موجب می گردد. اما قبل از هر چیزی باید موضوعات 4 گانه ذیل را مورد بررسی قرار داد.
اول، زمان
دوم، هزینه های فرصتی
سوم، ریسک
چهارم، بازده مورد انتظار
حال تصمیم داریم تا موقعیت خودمان را در بازار بورس محکم کنیم و بازار را مایه آرامش خود قرار دهیم نه عامل زوال دهنده روح و روان و در این راستا به بررسی عوامل 4 گانه به عنوان مقدمات بازی بزرگ خواهیم پرداخت.


تأثیر عامل زمان
 کسب سود در قالب درصد، بدون در نظر گرفتن زمان، بی معنی خواهد بود، کسب ده درصد سود در طول ده سال، نمی تواند معقول باشد اما همین میزان سود در طول یک سال، یک ماه، یک هفته و یا یک روز چطور؟ یقیناً هر چه در زمان کوتاهتری بتوانیم حجم مشخصی از یک عایدی معین را تحصیل کنیم، موفق تر عمل نموده ایم. اما تا چه حد این زمان را می توان کوتاه کرد؟
نگرش کوتاه مدت جز خستگی، اضطراب، تشویش و تغییر دائمی موقعیت مورد دیگری را به همراه نخواهد داشت. این موضوع به عینه در خصوص بازار سرمایه، با توجه به ماهیت ذاتی آن صادق است. در نظر گرفتن دوره زمانی مشخص، جزء اساسی ترین ایده های اولیه موفقیت در بازار سرمایه می باشد و هر چه این دوره را بزرگتر کنیم، خواهیم دید که دسترسی به نتایجی که شاید در کوتاه مدت افسانه بنماید، محقق خواهد گردید.


هزینه های فرصتی (ماکزیمم کردن سود)
به بیانی ساده، هزینه های فرصتی به این معنی است که اگر ما به جای انجام فعالیتی مشخص (با توجه به توانایی ها و پتانسیل ها) به کارکردی مشغول بودیم، چه میزان درآمد می توانستیم کسب نماییم. طبعاً، انجام هر کاری، نیاز به پیش زمینه های مربوط به خود دارد. اما در بی نهایت امکان موجود، همیشه چندین امکان و موقعیت بنیادین وجود دارد که در آن امکان فعالیت مهیا است.
ما در این مقوله، همانطور که در بخش اول (مبحث زمان) گفته شد، دیگر نمی خواهیم تحت جو بازار و شایعات داخل صف خرید و فروش شویم، بلکه تصمیم داریم تا با دیدگاه بلند مدت و با خیالی آرام نظاره گر بازی بازار باشیم. اگر چه شاید این استدلال خام اندیشی باشد، اما در واقع در خصوص عموم شرکت ها محقق شده (البته به این شرط که در این بین، ما بدنبال بدترین های ممکن نباشیم) اما یک سرمایه گذار، همیشه به دنبال ماکزیمم کردن سودش است و عملاً فرق سرمایه گذار حرفه ای با کسی که پس اندازش را صرفاض به جهت حفظ ارزش در طول زمان در جایی سرمایه گذاری می کند در همین است. ما در این بازی، سعی داریم که جزء گروه اول باشیم. آنچه مسلم است در بازار سرمایه گذاری، گزینه های گوناگون چون طلا، ارز، مسکن، خودرو و ... وجود دارد و مسلم است که ورود به این بازار (بورس) پس از بررسی هزینه های فرصتی انجام پذیرفته است.


ریسک
ریسک در بین عموم مترادف با خطر آمده است. اگرچه نمی توان این مطلب را فاقد وجاهت لازم دانست اما می-توان تعریفی جامع و کاربردی تر از آن نیز ارائه داد و گفت که ریسک عبارت است از: دامنه تغییرات یک بازده در طول یک دوره زمانی مشخص که میزان تحقق انتظارات ما را به چالش خواهد کشید. البته لازم به ذکر است که ریسک هر شرکت از دو بخش عمده تشکیل یافته است. آن بخش از ریسک که ناشی از اتفاقات درونی و عملیاتی یک شرکت می باشد و بخشی دیگر که در واقع متأثر از عوامل خارج از شرکت بوده که بر روند بازدهی شرکت تأثیر می گذارد. با ورود به بحث ریسک، باب جدیدی در معاملات باز خواهد شد. تا این لحظه ما بدنبال بهینه کردن سود خود از طریق انتخاب بهترین نوع سرمایه گذاری با دامنه زمانی مناسب بودیم و حالا می خواهیم مشخص کنیم که با چه میزان ریسکی به بازده زمانی مشخص البته در طی دوره معین دست پیدا خواهیم کرد. شاید بتوان گفت که با توجه به تعریف فوق، تشخیص ریسک مناسب می تواند متضمن فعالیتی مطمئن تر در بازارهای پر ریسک مالی باشد. در بین راه کارهای مختلف سرمایه گذاری می توان ریسک را از اوراق قرضه دولتی 17 درصدی با ریسک صفر تا سهم های بسیار پر ریسک بازار سرمایه در نظر گرفت. در این قسمت، عدم وجود اطلاعات تا حدودی امر مقایسه رشته های مختلف سرمایه گذاری (طلا، مسکن، خودرو و ...) را با مشکل مواجه می سازد. اما یک چیز مسلم است و آن اینکه ورد به بورس به تنهایی میزان مشخصی از ریسک را به همراه دارد که یقیناً بزرگتر از صفر خواهد بود. آگاهی از ارتباط مستقیم (اما نه الزاماً کامل) بین عامل ریسک و بازده می تواند ما را در بهینه سازی عملکردمان در بازار سرمایه یاری نماید که در این راستا و به بیانی ساده می توان گفت که با بالا بردن ریسک، می توان انتظار بازده بیشتری را نیز کسب نمود. چرا که همنوایی بین ریسک و بازده تا یکسطحی دارای وابستگی می باشد. اما با بالا رفتن ریسک از سطح معینی، قدرت بازده کم می شود و از نقطه شکست، خط بازده دارای شیب نسبتاً افقی خواهد گردید. به نحوی که از این نقطه به بعد هر چه ریسک را بالا ببریم به بازده انتظاری چیزی اضافه نخواهد شد. حال بد نیست که نظر شما را در خصوص بازده ای سیصد درصد در طی یک سال با ریسک سیصد درصد جویا شویم؟ یقیناً احساس خواهیم نمود که در لبه یک تیغ در حال راه رفتن هستید! اینطور نیست؟
بسیار خوب، حال اگر ریسک را به صد درصد تقلیل دهیم چطور؟ مثل اینکه قبول تر شد، اینطور نیست؟
آنطور که در مقدمه بحث ریسک نیز طرح گردید ریسک و بازده دارای ارتباط نزدیکی با هم هستند به نحوی که با بالا بردن ریسک می توانیم بازده بیشتری را انتظار بکشیم. اما آیا این موضوع تا بی نهایت ادامه خواهد یافت؟ همانطور که قبلاً نیز گفته شد، اینطور نیست. رابطه بین ریسک و بازده تا یک حد مشخصی ادامه خواهد یافت و پس از آن با افزایش ریسک، هیچ بازده اضافی را کسب نخواهیم کرد.


بازده مورد انتظار
بعد از درک عامل ریسک و زمان، حال نوبت آن رسیده که بازده مورد انتظار را مورد ارزیابی قرار دهیم. دانست این موضوع که از فعالیتی که در آن وارد شده ایم چه انتظاری داریم، می تواند به ما کمک نموده تا با آگاهی بیشتری نسبت به آینده گام برداریم. این موضوع می تواند پارامتری بسیار مؤثر در برنامه ریزی های آتی ما باشد. البته که این موضوع مختص به بورس نیست و تقریباً با قدرت و ضعف در کلیه اموری که انجام می دهیم و یا ندانسته وجود دارد.
اما همانطور که کاملاً مشخص است، ضریب اطمینان در خصوص بازده مورد انتظار در هر کاری کاملاً متفاوت است و بسیاری از عوامل که عملاً در اختیار ما نیستند می توانند بر انتظارات ما تأثیرات مثبت و یا منفی بگذارند. این عوامل دقیقاً همان پارامتر ریسک هستند.
پارامتر های ریسک
که اجزای تشکیل دهنده فرمول بازده انتظار بدین شرح می باشند:
R= بازده انتظاری یک سهم
K= بازده بازار
R= بازده بدون ریسک
همانطور که قبلاً ذکر شد، دوباره تأکید می کنیم که عوامل تشکیل دهنده تحلیل بنیادی سه مبحث می باشند:
عوامل کلان
صنعت
شرکت
هر کدام از این فاکتورها دارای زیرمجموعه ها و فرعیات بسیار زیادی هستند که تمامی آنها را مرور می کنیم، حاصل تجزیه و تحلیل طبقه بندی شده این سه فاکتور، منتج به دستیابی به هدف اصلی شما خواهد شد که همانا ارزشیابی سهام موردنظرتان می باشد. بنابراین می پردازیم به هر کدام از این پارامترها و کالبدشکافی قدم به قدم آنها.


تجزیه و تحلیل عوامل کلان
همانطور که قبلاً ذکر شد، ستون اصلی استراتژی بنیادی از سه بخش تشکیل شده است:
تجزیه و تحلیل عوامل کلان
تجزیه و تحلیل صنعت
تجزیه و تحلیل شرکت
اما باید توجه داشته باشید که این فقط یک متد و روش خام است. زمانی شما می توانید استفاده های کاربردی با بازدهی بسیار بالا از آن ببرید که اطلاعات و داده های مطمئن و موثق در این ستون وارد نمایید تا پایه های ساختمان استراتژی شما محکم و نیرومند باشد و در مقابل تندبادهای نوسانات، ایستادگی داشته باشد.
عوامل کلان، متشکل از چهار بخش می باشد که شما به نسبت اطلاعات و آگاهی خود، می توانید از آن استفاده ببرید:
الف- عوامل سیاسی
ب- عوامل اقتصادی
پ- عوامل اجتماعی و فرهنگی
ت- عوامل تکنولوژیکی
تمامی عوامل کلان در این چهار ستون خلاصه می شود و شما با کسب اطلاعات مربوط به هر بخش و گذاشتن هر کدام از آنها در ستون مربوطه، نتایج قابل اطمینانی از آن بدست می آورید.
به هیچ عنوان بصورت مقایسه ای با این چهار عوامل برخورد نکنید و منتظر زمان نباشید تا اخبار و اطلاعات مربوط به هر کدام از آنها شناسایی شوند و بعد با ادغام آنها، یک نتیجه کسب کنید. قابل انکار نیست که هر کدام این عوامل چهارگانه دارای تأثیرات مستقلی هستند اما گاهی اوقات، شرایط زمانی به گونه ای است که شما مجبور خواهید بود تأثیرات همزمان بعضی از این عوامل را با همدیگر تجزیه و تحلیل نمایید. بطور مثال همزمانی انتخابات ریاست جمهوری (عامل سیاسی) یا عید باستانی نوروز (عامل اجتماعی) با کاهش نرخ بهره (عامل اقتصادی) و پیاده شدن تجارت الکترونیک در این بازار و بازار مربوط (عامل تکنولوژیکی)ف فشار تجزیه و تحلیل بازار را بر شما افزایش می دهد و زیبایی فعالیت این بازار در حرفه ای برخورد نمودن با مسائل مختلف داخلی و جهانی است. رمز موفقیت و شاید بهتر بگوییم عامل اصلی سودآوری دائم در این بازار، اطلاعات است و افرادی در اوج موفقیت در این بازار قرار می گیرند که هر روز اطلاعات مختلف را پیگیری می نمایند و به راحتی از مسائل به ظاهر ساده نمی گذرند.
در اینجا ما شمای کلی از این عوامل را برای شما می آوریم، اما دوباره تأکید می کنیم که این چهار عامل کلان تنها یک ستون هستند و بدون وارد نمودن مصالح مطمئن و نیرومند (اطلاعات حرفه ای)، هیچ مزیتی برای شما نخواهد داشت.

- عوامل سیاسی
بورس های محلی در تمام دنیا مانند بورس تهران، نیویورک و یا بورس لندن همه تحت تأثیر عوامل سیاسی می-باشند و یکی از جذابیت های بازار بورس بررسی و پیش بینی درجه و نوع تأثیرگذاری سیاست در اوراق بهادار می باشد. اما تفاوت بورس کشور ما با روس های توسعه یافته و حرفه ای سایر کشورها در نوع برخورد با این عوامل می باشد. عواملی مانند انتخابات ریاست جمهوری، انرژی هسته ای، دیدگاه دولت جدید نسبت به بورس، نوع روابط خارجی با کشورهای جهان و بسیاری دیگر که با مرور سطحی تیترها و عناوین روزنامه ها و سایت-های مختلف می توان تأثیر آنها را بر بورس سنجید.
تأثیرگذاری این عوامل بر بورس غیرقابل انکار است، اما نوع برخورد خرد گروهی بازار نسبت به این عوامل و درجه تأثیرپذیر آن نوسانات قیمت ها را در پی دارد. یکی از مهمترین ویژگی های بازار سرمایه (بورس)، تأثیرپذیری از مسائل سیاسی اقتصادی خواهد شد که تأثیر مستقیمی بر بازار بورس اوراق بهادار خواهد گذاشت. به وقوع پیوستن جنگ و ناآرامی در منطقه، بر هم خوردن روابط سیاسی با سایر کشورها، انرژی هسته ای و سایر مسائل مربوطه بازار بورس را به حساسیت سریعی دچار می کند و مانع ورود سریع سرمایه های راکد به بورس می شود و از طرفی بعضی سهامداران آماتور را تشویق به خارج نمودن سرمایه خود از این بازار می کند.

- عوامل اقتصادی
وضعیت اقتصادی ملی از آن جهت مطالعه و بررسی می شود که مشخص شود آیا شرایط کلی برای بازار سهام مناسب است یا نه؟ آیا تورم مؤثر است؟ نرخ های بهره در حال افزایش است یا کاهش؟ آیا مصرف کنندگان کالاها را مصرف می کنند؟ تراز تجاری مطلوب است؟ عرضه پول انبساطی است یا انقباضی.
اینها تنها بخشی از سوالاتی است که تحلیل گر بنیادی برای تعیین کردن تأثیرات اقتصادی بر بازار سهام با آنها مواجه است. همانطور که قبلاً اشاره شده بود، ارزش سهام براساس میزان سودهای آینده و اطمینان از تحقق آنها تعیین می گردد. با توجه به این که اوضاع اقتصادی کشور در آینده، تأثیر مهمی بر میزان سودآوری شرکت ها خواهد داشت، ضروری است که ابتدا اوضاع اقتصادی در حال حاضر و روند تغییرات آن در آینده، مورد تحلیل قرار گیرد. تحلیل اقتصادی شامل بررسی شاخص های مهم اقتصادی از قبیل: نرخ رشد تولید ناخالص ملی و اجزای تشکیل دهنده آن، تورم، عرضه پول، نرخ بهره، نرخ ارز، میزان تراز پرداخت کشور، نرخ بیکاری، کسری بودجه دولت و سیاست های پولی و مالی دولت است.
هدف از این بررسی ها علاوه بر تعیین وضعیت فعلی اقتصاد، پیش بینی روند رشد فعالیت های اقتصادی در کشور است. در اینجا تأکید می کنیم که تنها دانستن این مطالب کمک زیادی به شما نمی کند بلکه پیگیری به روز اخبار و اطلاعات در مورد پارامترهای ذکر شده و استفاده کاربردی از آنها و تحلیل و استراتژی تان، تأثیر ملموسی را دربرخواهد داشت. جای تردید نیست که مسائل اقتصادی خرد و کلان، تأثیر غیرقابل انکاری بر ارزش و حجم معاملات بازار بورس دارد. عوامل اقتصادی به دو دسته تقسیم می شوند که عوامل اقتصاد کلان، کلیه شرکت های بورس را تحت تأثیر قرار می دهد و عوامل اقتصادی خرد بر شرکت های مختلف (حتی از یک صنعت) تأثیرات متفاوتی می گذارد.
عوامل کلان مانند:
1- وضعیت سیاسی مانند حادثه 11 دسامبر
2- وضعیت اقتصاد جان و کشور ورشکستگی شرکت های بزرگ جهانی و ایرانی
3 بودجه سالانه کشور
4- تغییرات قوانین و مقررات مانند: تغییر نرخ بهره بانکی
5- تغییرات قیمت ها مانند تغییر قیمت نفت
6- سیاست های پولی و ارزی
عوامل خرد مانند:
1- سود هر سهم
2- فروش شرکت
3- عرضه و تقاضای سهم موردنظر
4- نوع شخصیت مالکین سهام شرکت موردنظر یعنی درصد صاحبان حقیقی و یا حقوقی سهام شرکت موردنظر
5- جهت و شاخص های بازار
6- مدیریت شرکت
اما زیرشاخه های اصلی عوامل کلان به صورت زیر است که شما، چنانچه تصمیم دارید بصورت علمی سرمایه-گذاری نمایید باید بصورت مداوم، آنها را پیگیری نمایید و مورد بررسی و تحلیل قرار دهید و این امر تنها از طریق کسب اطلاعات به روز امکان پذیر می باشد.
تحلیل بنیادگرا
سیاسی       اقتصادی        اجتماعی و فرهنگی       تکنولوژیکی     جهانی      منطقه ای    داخلی
و نیز برخی دیگر از عوامل کلان که بطور مثال در زیر آورده می شود:

عوامل کلان در تحلیل بنیادی

لازم به ذکر است که بعضی از این فاکتورها، تنها بصورت یک نوع عامل تأثیرگذار نیستند بلکه تأثیرات مختلفی می توانند داشته باشند. مثلاً تحریم آمریکا می تواند هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ سیاسی موردتجزیه و تحلیل قرار گیرد.

- عوامل اجتماعی و فرهنگی:
همانطور که اطلاع دارید بورس ایران از اردیبهشت 1346 آغاز به کار نموده است اما تازه در دو سه سال اخیر جایگاه نسبی خود را پیدا نموده است. مسئله را کمی بازتر می کنیم، بیشتر از 70% مردم آمریکا دارای سهام هستند، این یعنی اینکه حتی دانش آموزان این کشور نیز از سرمایه گذاری و بورس اطلاع دارند و آن را به عنوان دماسنج اقتصاد کشور خود می نگرند در حالی که در کشور ما، آنهم به برکت گسترش افزایش کمی تالارهای بورس در استان های مختلف و ارتقای دانش سرمایه گذاری در حدود 5% می رسد که این آمار نشان از وجود پتانسیل بسیار زیاد این بازار دارد. افزایش فرهنگ سرمایه گذاری در جامعه از عوامل اجتماعی تحلیل سهام می-باشد. هر چقدر فرهنگ سرمایه گذاری در کشور افزایش یابد و سهامداران با حتی شایعات بورسی نیز بصورت حرفه ای برخورد نمایند، می توان عوامل منفی تأثیرگذار بر بورس را خنثی نمود و سپس با تجزیه و تحلیل مناسب، سعی در ایجاد رفتار مناسب با آن عوامل نمود. در اینجا نیز باید هوشیار باشید که اطلاعات مربوط به این بخش را به راحتی از دست ندهید. قوانین فرهنگی و اجتماعی که مجلس شورای اسلامی تدوین می کند از جمله پارامترهای مؤثر بر بازار ظریف بورس می باشد. عید باستانی نوروز نیز آنطور که تجربه ثابت نموده است از فاکتورهای تأثیرگذار می باشد که در زمان مقتضی مورد استفاده قرار گیرد.
البته توجه داشته باشید که صنایع مختلف نسبت به این عامل از نظر تأثیرپذیی متغیر می باشند و نمی توانید تأثیر این عامل را بر همه شرکت ها بصورت یکسان تجزیه و تحلیل نمایید.

- عوامل تکنولوژیکی
آیا اخبار و اطلاعات تکنولوژیک و فن آوری را پیگیر هستید؟ تأکید می کنیم چنانچه بصورت حرفه ای قرار است در بورس فعالیت نمایید، این عوامل را بصورت دقیق مورد بررسی قرار دهید شاید بپرسید چرا؟ توجه کنید وقتی شرکتی یا کارخانه ای، تصمیم گرفته باشد که از فن آوری هایی در مراحل مختلف بهره ببرد، مسلماً دستگاه ها و خط تولید خود را نیز تعویض می نماید در نتیجه در میزان بازدهی و سوددهی شرکت نیز بی تأثیر نخواهد بود. بنابراین وقت مشخصی را برای مطالعه اقتصادی تنظیم نمایید و همیشه و هر روز حداقل یکی از روزنامه های اقتصادی را مطالعه کنید.


تجزیه تحلیل صنایع
وظیفه اصلی تحلیل گر بنیادی عبارت است از محاسبه قیمت آینده یک برگ از اوراق بهادار.
پیش از انجام چنین محاسبه ای، باید کارهای زیادی انجام گیرد از آن جمله است جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به صنعتی که شرکت در آن فعالیت می کند و نیز تجزیه و تحلیل داده های مربوط به آن شرکت. برای مثال، تحلیلگری که درصدد است سهام شرکت فورد را، در صنعت اتومبیل سازی، تجزیه و تحلیل کند، باید به هر دو جنبه بازارهای داخل و خارج توجه نماید. این شرکت کامیون، تراکتور، وسایل مکانیزه کشاورزی، وسایل الکترونیکی و چیزهای دیگری تولید می کند، که در نتیجه شخص تحلیل گر باید در زمینه این صنایع هم اطلاعاتی داشته باشد. از آنجا که هر یک از این صنایع نسبت به اوضاع اقتصادی حساسیت های متفاوتی دارند، بنابراین پیش بینی وضعیت کل اقتصاد کشور اهمیت زیادی دارد. تحلیل گر یاد شده برای اینکه بتواند سهم شرکت مزبور از بازار محصول را تعیین کند باید بتواند میزان سرمایه گذاری و استراتژی های بازاریابی شرکت های رقیب را (کا شامل تولید کنندگان اتومبیل در ژاپن و اروپا می شود) نیز تعیین کند. سرانجام این تحلیل گر باید اطلاعات مربوط به شرکت فورد را مطالعه کند. به عنوان مثال باید ظرفیت تولید طرح های سرمایه-ای، شبکه توزیع و فروش اتومبیل فورد، استراتژی بازاریابی ساختار مالی و توان شرکت در تأمین مالی را بررسی نماید.
علاوه بر عوامل یاد شده عوامل دیگری نیز هستند که تحلیل گر باید در نظر بگیرد تا بتواند توانایی پرداخت سود سهام و بهره وامهای شرکت را اندازه گیری کند و از این طریق بتواند میزان ریسک اوراق بهادار شرکت فورد و قیمت آینده سهام را پیش بینی کند، بنابراین تصور نکنید که کاری که شما به عنوان تحلیل گر بنیادی درصدد انجام دادن هستید کار ساده ای می باشد. همه صاحب نظران و متخصصان بورس اوراق بهادار، اقتصاددانان، تحلیل گران سیاسی نیز این مطلب را تأیید می کنند که پیش بینی، کاری مخاطره آمیز است اما شدنی می باشد.
وضعیت صنعتی که شرکت در آن قرار دارد، تأثیر قابل توجهی بر نحوه فعالیت شرکت دارد. اگر وضعیت صنعت مطلوب نباشد، بهترین سهام موجود در این صنعت نیز نمی تواند بازده مناسبی داشته باشد. به قول معروف، سهام ضعیف در صنعت قوی، بهتر از سهام قوی در صنعت ضعیف است.
همانطور که قبلاً ذکر شد و چندین بار دیگر نیز در این برنامه آموزشی تأکید خواهیم نمود، صنعت دومین مرحله از مراحل تحلیل بنیادی شما می باشد که در اینجا کالبد شکافی خواهیم کرد.
هدف از این بررسی، تعیین موقعیت فعلی صنعت و روند رشد آینده آن است. سهامداران اصولاً برای شرکت-هایی که در صنایع رو به رشد فعالیت می کنند و سودآوری مطلوبی دارند. ارزش بیتشری قائل هستند. در ادامه عوامل مطلوب صنعت در تحلیل بنیادی مربوط به صنعت را می آوریم اما قبل از آن شما باید تعداد صنایعی را که در بورس ایران موجود هستند را و ارزش بازار آنها را بدانید.
برای خرید علمی سهام شرکت و یا شرکت هایی، شما باید ابتدا بدانید چه صنایعی در بورس موجود هستند، صنعت مربوطه چند درصد فعالیت و سهام بازار را از آن خود دارد مثلاً صنعت مواد شیمیاییی 77/11 درصد ارزش بازار را دارا است و از نظر فعالیت در رتبه 6/2 قرار دارد و از نظر رتبه صنعت 7 می باشد. (آدرس این مطالب را می توانید از طریق سایت سازمان بورس در هر ماه بدست آورید، چون این آمار در هر ماه نوسان دارد.)
همچنین از طریق لیستی که در زیر می آید، شما می توانید پی ببرید که هر گروه صنایع چند شرکت دارد. البته لازم به ذکر است که این تقسیم بندی برحسب فعالیت هر گروه صنعتی می باشد و سازمان بورس این تقسیم بندی را انجام داده است (این اطلاعات، مربوط به مهرماه 83 می باشد که سازمان بورس ارائه داده است و بعد از آن اطلاعات جدیدتری ارائه نشده است، اما مهم کلیت مطالب می باشد که نوع تصمیم گیری شما را وارد فرایند علمی تری می کند که هیچ کدام از سهامداران سنتی از این اطلاعات بهره ای نمی برند).


رتبه

صنعت

ارزش سهام صنعت به کل درصد

نسبت فعالیت درصد

رتبه صنعت از نظر فعالیت

1

واسطه­گری­های مالی

05/35

24/1

15

2

محصولات کانی غیرفلزی

22/21

29/1

14

3

وسائل نقلیه

12/15

83/0

18

4

ساخت مواد شیمیایی

77/11

60/2

7

5

ساختمان

07/3

37/1

13

6

استخراج کانه­های فلزی

07/3

48/2

8

7

غذایی و آشامیدنی­ها

90/1

29/0

22

8

ساخت فلزات اساسی

61/1

07/1

16

9

محصولات لاستیک و پلاستیک

34/1

10/2

10

10

دستگاه­های برقی

27/1

40/11

1

11

ماشین آلات و تجهیزات

09/1

40/11

2

12

تصفیه نفت و سوخت هسته­ای

99/0

21/10

4

13

مشاوره نرم­افزار و عرضه نرم­افزار

88/0

76/0

19

14

محصولات فلزی فابریکی

47/0

35/6

5

15

رادیو و تلویزیون

32/0

33/11

3

16

ساخت منسوجات

23/0

98/1

11

17

کاغذ و محصولات کاغذی

11/0

89/0

17

18

انتشار، چاپ و تکثیر

11/0

13/0

23

19

معماری مهندسی

10/0

01/0

27

20

ساخت ابزار پزشکی، ابزار دقیق

06/0

20/2

9

21

حمل و نقل

06/0

97/1

12

21

ساخت ماشین آلات دفتری

06/0

07/5

6

23

استخراج ذغال سنگ لینیت و ذغال

04/0

34/0

21

24

تجهیزات حمل و نقل

03/0

01/0

26

25

استخراج سایر معادن

02/0

52/0

20

26

چوب و محصولات

02/0

08/0

24

27

زراعت و خدمات وابسته

02/0

04/0

25

28

ساخت مبلمان و مصنوعات

00/0

00/0

28


نام صنعت

تعداد شرکت

کشاورزی، دامپروری و خدمات وابسته

1 شرکت

استخراج زغال سنگ

1 شرکت

استخراج کانه­های فلزی

8 شرکت

استخراج معدن

2 شرکت

ساخت محصولات غذایی و آشامیدنی

5 شرکت

ساخت منسوجات

29 شرکت

دباغی و پرداخت چرم

1 شرکت

محصولات چوب

2 شرکت

محصولات کاغذی

9 شرکت

انتشارات، چاپ و تکثیر رسانه­های ضبط شده

2 شرکت

فرآورده­های حاصل از تصفیه نفت و سوخت­های هسته­ای

4 شرکت

ساخت مواد و محصولات شیمیایی

64 شرکت

ساخت محصولات کانی غیر فلزی

14 شرکت

ساخت محصولات از لاستیک و پلاستیک

14 شرکت

ساخت فلزات اساسی

25 شرکت

ساخت محصولات فلزی فابریکی بجز ماشین آلات

18 شرکت

ساخت ماشین آلات طبقه­بندی نشده در جای دیگر

34 شرکت

ساخت ماشین آلات برقی

13 شرکت

ساخت ابزار پزشکی، ابزار دقیق و اپتیکی و انواع ساعت

2 شرکت

ساخت وسایل نقلیه موتوری

29 شرکت

سایر تجهیزات حمل و نقل

3 شرکت

ساخت مبلمان

2 شرکت

شرکت­های معظم چند رشته­ای صنعتی

3 شرکت

پیمانکاری عمومی

1 شرکت

شرکت­های حمل و نقل، انبارداری و ارتباطات

3 شرکت

فعالیت­های پشتیبانی و کمکی حمل و نقل، فعالیت­های آژانس­های مسافرتی

1 شرکت

واسطه­گری­های مالی

14 شرکت

انبوه سازی، املاک و مستغلات

10 شرکت

مشاوره مربوط به نرم­افزار و عرضه نرم­افزار

2 شرکت


عوامل مطلوب صنعت در تحلیل بنیادی به قرار زیر است:

1- تقاضای رو به رشد برای محصولات آن صنعت:
پیدایش نیازهای جدید و به تبع روش های برطرف کننده آن نیاز از مشخصات طبیعی زندگی همیشگی دنیای مادی می باشد. با توجه به این مطلب شرکت ها با درک شرایط مختلف بازار هدف خود سعی در تولید و ارائه محصولاتی می نمایند که تقاضا برای آن کالا به چشم می خورد. شما به عنوان یک تحلیل گر حرفه ای بای تمامی شرایط فصلی و فرهنگی و اقتصادی آن محصول را در نظر داشته باشید و توجه کنید که آیا آن محصول دربازه زمانی مشخصی از لحاظ تقاضا رشد صعودی خواهد داشت و یا نه. مطمئناً رشد تقاضا برای یک محصول بر تمامی پارامترهای یک شرکت و سهم و سود و زیان و غیره تأثیرگذار است.

2- مزیت نسبی:
برخورداری از مزیت نسبی به گونه ای که محصولات مشابه خارجی نتوانند تهدید جدی برای نفوذ در بازار داخلی باشند. مزیت نسبی می تواند ناشی از وجود مواد اولیه ارزان و فراوان در داخل کشور، وجود نیروی کار ارزان و ماهر و ... باشد.

3- محدود بودن کالای جانشین برای آن صنعت:
برای مثال، آلومینیوم می تواند جانشینی برای آهن باشد بنابراین در صورت کاهش قیمت کالای جانشین، مصرف کنندگان ممکن است آن را جانشین محصولات صنعت آهن کنند. هر چه تعداد کالاهای قابل جانشینی محدودتر باشد، موقعیت بازار ان قوی تر خواهد بود.

4- وابستگی کم به مواد اولیه خارجی و پایین بودن میزان ارزبری:
 با توجه به نوسان پذیری درآمدهای ارزی کشور، صنایعی می توانند ثبات تولید بیشتری داشته باشند که وابستگی ارزی آنها کم باشد. چنین صنایعی حتی در صورت کمبود ارز نیز قادر به ادامه فعالیت خود هستند.

5- دخالت محدود ارگان های دولتی در تعیین قیمت و چگونگی توزیع محصولات صنایع:
تجربه نشان داده است، صنایعی که قیمت آنها را دولت تعیین می کند، به علت عدم تغییر به موقع قیمت محصولات، غالباً با زیان رو به رو می شوند، لذا سرمایه گذاری در چنین صنایعی با ریسک بیشتری همراه است.

6- ثبات فروش و سودآوری کالای مصرفی:
ثبات فروش و سودآوری صنایعی که کالاهای مصرفی تولید می کنند، اصولاً بیشتر از صنایعی است که کالاهای واسطه ای و سرمایه ای تولید می کنند. لذا ریسک سرمایه گذاری در سهام شرکت های تولید کننده کالاهای مصرفی کمتر از سهام شرکت های تولید کننده کالاهای واسطه ای و سرمایه ای است.

7- استراتژیک بودن محصولات صنعت:
بعضی از صنایع، محصولاتی تولید می کنند که دولت برای آنها اولویت بیشتری قائل است، بنابراین تداوم تولید این محصولات مورد حمایت دولت قرار می گیرد. چنین حمایتی باعث می شود که حتی در وضعیت کمبود ارز، این صنایع امکانات لازم را به دست آورند و به تولید خود ادامه دهند.
شاید به ذهن سودآور شما خطور نماید که آیا برای تشخیص صنایع برتر، فاکتورها و مشخصات خاصی وجود دارد؟


شناسایی صنایع برتر:
همانطور که قبلاً ذکر شد تجزیه و تحلیل صنعت، یکی از سه عامل قطعی تحلیل بنیادی می باشد. در بطن تجزیه و تحلیل صنایع که از پردازش و جمع بندی اطلاعات کل صنایع موجود در بورس منجر می شود، خواسته یا ناخواسته ذهن ما به سمت انتخاب و تشخیص صنایع برتر حرکت خواهد نمود. دو حالت قابل تحقق می باشد یا شما سرمایه کلانی دارید و تصمیم می گیرید که در تمامی صنایع سرمایه گذاری نمایید (این تصمیم ریسک بالایی دارد) و یا در بعضی از صنایع موجود در بورس، در هر دو حالت نیاز به شناسایی صنایع مقبول دارید تا درصد ریسک خود را کنترل نمایید و مطمئناً صنایع مختلف در یک کشور دارای برتری های نسبی نسبت به همدیگر هستند که باعث انتخاب آنها توسط سهامداران حرفه ای می شود. در هر صورت در کشاکش این تحلیل های صنایع، فاکتورهای مطمئن و تجربه شده ای نمایان می شوند که مسیر تحلیل و به تبع انتخاب شما را آسانتر و بهینه تر می نماید و ما در این بخش این مشخصه های ملموس و تجربه شده را برای شما بیان می کنیم و چنانچه در این مشخصه ها تمرکز کافی نمایید، به خود تردید ندهید که در عالم تصمیم گیری های حرفه ای در بورس قدم گذاشته اید و تفاوت بین خود و سایر سهامداران را به عینه مشاهده خواهید نمود.


تشخیص مزیت های نسبی:
همیشه به خاطر داشته باشیم در صورتی می توانیم در یک رشته، موفق عمل نماییم که در آن دارای برتری نسبی باشیم. در بازار سرمایه نیز طبعاً تمرکز بر روی صنایعی که کشور دارای مزیت های نسبی در آن است برای ما می تواند بازده بهتری در دراز مدت به همراه داشته باشد تا رشته هایی از صنعت که مدام در حال نوسان و تحت-تأثیر عوامل غیرقابل کنترل خارجی هستند. واقعاً فکر می کنید که از نظر مزیت های نسبی صنعت، ما در کدام رشته ها دارای برتری هستیم؟ نساجی یا لوازم خانگی؟ فکر نمی کنیم که خیلی نظر شما را جلب کرده باشد. حالا نظرتان را در مورد صنایع پتروشیمی، استخراج معادن، سیمان چیست؟ می بینید که تشخیص مزایای نسبی چندان پیچیده ای نیست و به وضوح می توان اطلاعات مفیدی از اخبار، جراید و اینترنت کسب نمود.


مقایسه بازده گذشته 5 ساله صنایع مختلف:
این مقایسه که در حقیقت یک راه کار تکمیلی در تشخیص صنعت برتر از طریق بررسی روند گذشته صنایع خواهد بود، که می تواند رشد و یا سکون یک صنعت را برای ما روشن تر سازد. در این روش با جمع آوری اطلاعاتی که از بازده گذشته آحاد شرکت های یک صنعت تشکیل یافته است سعی خواهد گردید تا مقایسه تغییرات سالانه را برای ما به عنوان یک تحلیل گر بنیادگرا ممکن سازد و سپس مقایسه آن با رشد کل بازار در همان مقطع زمانی ما را کمک خواهد نمود تا به دنبال صنایعی بگردیم که روند رشدی سریع تر از کل بازار را دارا می باشند. چرا که ما به دنبال صنایعی هستیم که دارای آهنگ رشد پیوسته و در عین حال برتر از کل بازار باشند. این نوع تحقیق بیشتر تمایل به بررسی های چارتیستی دارد.


اطلاعات و اخبار:
همانطور که قبلاً هم گفتیم، با توجه به ماهیت بازار بورس، اطلاعات و اخبار جدید و حتی شایعات به محو چشمگیری می تواند آینده یک سهم و یا مجموعه سهام هم خانواده (صنعت و طبقه) را تحت تأثیر قرار دهد. لذا در همین رابطه جمع آوری اطلاعات و اخباری که در راستای یک صنعت باشد و می تواند آینده صنعت را برای ما مجسم سازد، یقیناً دارای اهمیت فوق العاده ای خواهد بود.


ایجاد ارتباط بین گذشته و آینده:
همیشه به خاطر داشته باشیم که هرگز خود را در دیوارهای ساخته شده در اطلاعات تاریخی محصور نکنیم چه بسا صنایعی که در سنوات قبل دارای سکون و یا رشدی کمتری از شاخص بودند اما تصمیمات کلان اقتصادی بر حمایت آن در آینده قرار گرفته است و یا برعکس. بنابراین به خاطر داشته باشیم که بررسی انتزاعی گذشته یا آینده هر دو می تواند گمراه کننده باشد و آن کس موفق تر است که بتواند بین گذشته و آینده ارتباط برقرار کند.

یک سوال:
علت اینکه بعضی از فعالان بازار برای خرید بعضی از سهام ها شتاب می کنند چیست؟
شرایطی وجود دارد که شرکتی را در موقعیت بهتری قرار می دهد مانند:
زمانی که شرکت قصد افزایش سرمایه دارد.
یا اینکه شرکت اعلام می کند سود تقسیمی بالاتری بین سهامداران تقسیم می کند.
یا وقتی شرکت خط تولید جدیدی راه اندازی می کند.
یا وقتی شرکت، سهام شرکت موفقی را مالک می شود.
وقتی شرکت دستگاه های جدید و پیشرفته خریداری می کند که به این وسیله بتواند تولید را افزایش دهد.
یا وقتی شرکت در مناقصه ای برنده شود.
وقتی شرکت درصدی از تولید بازار داخلی یا خارجی را پوشش دهد.
وقتی شرکت قرارداد پر سودی با شرکت دیگری منعقد نماید.
یا وقتی شرکت کارخانه جدید خریداری کند.
زمانی شرکت در زمینه ای غیر از زمینه اصلی خود سرمایه گذاری کند و به این وسیله فعالیت های خود را گسترش دهد.
وقتی شرکتی، شرکت فرعی دیگری را پوشش دهد.
این عوامل و نظایر آن باعث می شوند تا این که شرکت در موقعیت بهتری قرار گیرد و مورد توجه ویژه سهامداران شود. لازم به ذکر است که به این عوامل، عوامل حقیقی گفته می شود که باید بر مبنای آنها تصمیم-گیری شود و باید بین آنها و عوامل کاذب، تفاوت قائل شد.

تفاوت عوامل حقیقی و کاذب:
عوامل کاذب، عواملی هستند که در حقیقت وجود ندارند مثل شایعات. می بایست دقت نمایید که عامل رشد قیمت یا کاهش قیمت یا عامل تقاضای بازار و عرضه چیست؟ آیا این عوامل به خاطر شایعات ایجاد شده است یا اینکه واقعاً شرکت شرایطش بهتر شده است که تقاضا برای خرید سهمش بالا رفته است. اما عواملی نظیر افزایش سرمایه شرکت- بالا رفتن سود تقسیمی شرکت- فروش بالای شرکت- خرید تجهیزات پیشرفته- افزایش تولید شرکت- برنده شدن در فلان مناقصه- ایجاد خط تولید- خرید کارخانه جدید، عوامل حقیقی رشد شرکت هستند که باید بر مبنای آنها تصمیم گیری کنید.
یک سوال:
علت این که بعضی از فعالان بازار سهام شرکتی را می فروشند و یا بهتر بگوییم صف فروش برای سهام شرکتی تشکیل می شود چیست؟
شرکت نمی تواند بدهی های خود را پرداخت کند.
شرکت نقدینگی کافی برای فعالیت های اقتصادی ندارد.
کالاهای تولیدی شرکت به فروش نمی رود.
صنعتی که شرکت در آن فعالیت می کند دچار رکود شده است.
زمانی که عوامل فوق و نظایر آن پیش می اید، شرکت در موقعیت بد قرار می گیرد البته باید دقت شود، چون ممکن است بعضی از مشکلات مقطعی و قطعی باشد و با گذشت زمان، آن مشکل برطرف گردد.


یک یادآوری:
زمانی که ارزش سهمی کاسته شود، ابتدا موارد زیر را بررسی نمایید، سپس تصمیم بگیرید که سهم را نگهدارید یا بفروشید:
به وضعیت کلی بازار و شرایط سیاسی، اقتصادی توجه کنید.
وضعیت صنعت و شرکت موردنظر را بررسی نمایید مثل صورت های مالی، سطح بدهی، رقبا

نکته بنیادی:
وقتی سهامی را خریداری کردید، آن سهم را دنبال کنید و دائماً شرایط صنعت و شرکت را بررسی کنید. همچنین اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور و جهان را دائماً پیگیری کنید تا وضعیت بازار داخلی و خارجی برایتان روشن تر شود مگر این که قصد فعالیت جدی در بورس را نداشته باشید که در این صورت می توانید سهام شرکت های سرمایه گذاری یا شرکت هایی که ریسک کمتری دارند را خریداری کنید و از سود سالانه با افزایش قیمت سهام استفاده نمایید.
یادآوری:
برای یک تحلیل بنیادی خوب و مطمئن موارد زیر را بررسی کنید:
1- بررسی صنعتی که شرکت در آن قرار گرفته
مانند وضعیت صنعت در بن تمامی صنایع موجود چه در داخل و چه در خارج از کشور و در سطح وسیع جهانی.
- عمر صنعت
- ابعاد مثبت و منفی سرمایه گذاری
- وضعیت رقابت
- وابستگی تکنولوژی
-آینده صنعت
2- بعد از بررسی صنعت از جهات مختلف، باید به بررسی خود شرکت بپردازیم که اصل موضوع است.
- اطلاعات کلی تر از وضعیت شرکت، زیرمجموعه ها، مالکین و درصد مالکیت آنها
- بررسی وضعیت گذشته و فعلی شرکت در صنعت مربوطه
- میزان تولیدات و محصولات
- منابع عمده کسب درآمد
3- بررسی نسبت جاری
با توجه به بررسی روند دارایی های جاری و بدهی های جاری در سالیان قبل
4- بررسی نسبت گردش سرمایه در گردش
با توجه به بررسی روند فروش و متوسط سرمایه در گردش
5- تعداد دفعات گردش موجودی و دوره گردش موجودی های جنسی
با توجه به بررسی روند بهای تمام شده کالای به فروش رفته
6- بررسی نسبت گردش دارایی ها
با توجه به بررسی روند کل دارایی ها
7- بررسی نسبت حقوق صاحبان سهام به کل دارایی ها و کل بدهی ها
8- بررسی نسبت کل بدهی ها به کل دارایی ها
9- بررسی کلی اهرم ها و روند سودآوری شرکت شامل:
- اهرم مالی
- اهرم عملیاتی
- اهرم کل
- آهنگ رشد اهرم کل
- حاشیه سود ناخالص
- حاشیه سود خالص
- بازده کل دارایی ها
- بازده حقوق صاحبان سهام
- بازده سرمایه گذاری
- متوسط نرخ رشد سود سالیانه
مهم: بعد از طی نمودن مراحل قبل و با توجه به موارد اخیر، به تخمین سودآوری و سود آتی آن پرداخته می شود.
10- بدست آوردن آمار قیمت و معاملات شرکت در بازه های زمانی مدنظر
11- محاسبه بازده و ریسک در بازه های زمانی موردنظر
12-محاسبه ضریب بتا سهم و وابستگی آن به بازار
13- محاسبه نسبت شارپ سهم
14- نرخ بازده مورد انتظار سهم
در نهایت بعد از جمع آوری اطلاعات فوق سه گونه ارزش گذاری، هر کدام که قابل پیاده سازی باشد بسته به سهم مدنظر پیاده می کنیم.
الف- ارزش گذاری به واسطه روند سودآوری
ب- ارزش گذاری براساس ریسک و بازده و نسبت های مربوطه
پ- ارزش گذاری براساس دارایی ها
توجه نمایید فریب طولانی بودن این فرایند را نخورید، بعد از تحلیل بنیادی فرضی و یا واقعی چند شرکت، به راحتی می توانید در مدت کوتاهی اطلاعات موردنیاز را جمع آوری و پردازش کنید و نتایج خود را کسب نمایید.


یک تحلیل برای مثال: (این تحلیل را به دقت مرور نمایید)
تحلیل شرکت سرمایه گذاری بیمه
مشخصات:
1- صنعت: فعالیت های جانبی و واسطه گری های مالی
2- طبقه: سرمایه ای واسطه ای
3- نماد تجاری: بیمه
4- سرمایه شرکت: 240 میلیارد ریال
5- وضعیت پرتفوی شرکت: 54% کانی غیرفلزی
46% خودرو- سرمایه گذاری – ساختمانی- شیمیایی- تجهیزات و معادن
6- اندازه بازار: 593 میلیارد ریال (همچنین این شرکت به میزان یک هزار میلیون ریال در اوراق مشارکتو همچنین به میزان یک هزار و 516 میلیون ریال در مشارکت های مدنی، سرمایه گذاری داشته است).
7- سال مالی شرکت: 31/6

مزایا:
1- بازده این سهم از سال 80 تاکنون 335% بوده است در حالی که بازده بازار در این مدت 212% و بازده صنعت 269% بوده است.
2- سرمایه به نسبت اندک این شرکت، قدرت مانور آن را بالا برده است.
3- سهامداران عمده (شرکت های بیمه کشور) حامی سهم بوده و توانایی این کار را به خوبی دارند.
4- سهامداران جز این شرکت اندک است.
5- دارای پرتفوی منطبق با رویکرد بازار می باشد و از Holding پرهیز دارد.
6- انتظار ورود شرکت های بیمه به بازار که بعضی از آنها دارای بازده بسیار بالایی به واسطه بسط مناسب خدمات و بهبود عملکرد مالی می باشند در رسد شرکت تأثیرگذار خواهد بود.
7- رشد نسبت NAV این سهم با توجه به سرمایه گذاری های مناسب
8- پیش بینی رشد EPS یکی از دلایل رشد شرکت، رشد قطعی 80 الی 100 درصدی EPS شرکت-های سیمانی و پیش بینی رشد 60 درصدی نیمه دیگر پرتفوی شرکت (شامل: صنعتی دریایی ایران، ایران خودرو، سایپا دیزل، تراکتورسازی، معدنی چادر ملو، پتروشیمی خارک، زامیاد، ماشین سازی اراک) می باشد که باعث رشد 80 درصدی EPS شرکت خواهد شد.
9- با توجه به مطالب فوق و با نظر به افزایش 100 درصدی سرمایه شرکت (در دو مرحله) پیش بینی می شود که این سهم در بازه زمانی یک ساله پتانسیل رشد 100 الی 150 درصدی را داشته باشد. به این لحاظ بیشترین احتمال برای قیمت این شرکت 290 تومان (پس از افزایش سرمایه) در بازه فوق-الذکر می باشد.
10- پیش بینی می شود که این سهم در اردیبهشت ماه به 300 تومان (با رنج 5%) برسد.
هر تحلیل را در هر جایی که مشاهده کردید، از فرصت استفاده نمایید و نکته های عمومی و مشترک و موارد کلیدی را از آن استخراج نمایید.

بررسی تحلیل فوق
- بطور مثال در تحلیل فوق که بسیار ساده و کاربردی انجام شده، به روند تحلیل توجه نمایید. برای تحلیل یک شرکت مورد نظر، حتی شرکتی که سهم آن را خریداری نموده اید به ترتیب فوق، طبقه-بندی ها را بر روی کاغذ و یا کامپیوتر بیاورید تا از مسیر نظم دور نیفتید.
- در قسمت مشخصات، ذکر نوع صنعت، طبقه شرکت، سرمایه شرکت، وضعیت پرتفوی شرکت، اندازه بازار و سال مالی آن رعایت شده است.
- در بخش بعدی، مزایا و عوامل مثبت شرکت درج شده است. طوری به تحلیل خود نگاه کنید که انکار برای شخص دیگر و یا یک دوست و یا همکار خود بیان و از برخورد تخصصی به تحلیل خود لذت ببرید.
- در این بخش، تحلیل گر در کنار مقدار بازده سهم در بازه زمانی مشخص، بازده بازار و بازده صنعت را نیز درج نموده است و بطور کلی بصورت اتوماتیک، فرصت را برای مقایسه فراهم نموده است.
- به برداشت تحلیل گر از مقدار سرمایه شرکت توجه کنید.
- به نوع سهامداران شرکت توجه نموده است.
- به پرتفوی شرکت توجه نموده است.
- به نوع مخاطبان سهامدار شرکت توجه کرده است.
- روند ث آ پ شرکت را زیرنظر داشته است دارد.
- و اما یکی از موارد مهم یعنی EPS را مورد توجه قرار داده است و دلایل آن را به وضوح ذکر نموده است.
- و در پایان نتیجه گیری نموده است.

یک تمرین
بازده کل یک سهم در پنج سال اخیر به ترتیب 50 درصد، 30 درصد، و 80 درصد بوده، مطلوبست:
الف- بازده انتظاری و ریسک فعلی سهم در بازه یک ساله را تعیین کنید.
ب- نسبت شارپ را تعیین کنید.
ج- ضریب بتای سهم را مشخص نمایید.
د- اگر بدانیم رشد سود مزبور سالیانه 10 درصد بوده به چه پی به ای (P/E) متوسطی برای هر سهم می توان رسید؟

جواب:
الف- بازده انتظاری، همان میانگین است که می شود 25 درصد سالیانه.
ریسک سهم در بازار مزبور انحراف معیار بازده های داده شده است که تقریباً 35 درصد می شود.
ب- نسبت شارپ سهم می شود:
(25/0- 17/0) تقسیم 35/0= 23/0
ج- ریسک فعلی بازار، تقریباً 30 درصد است. در وضعیت کنونی ضریب همبستگی سهم فوق با بازار که می شود کواریانس سهم فوق و بازار حدود 08/0 بدست می آید که می بینیم سهم با بازار همبستگی مثبت دارد.
ضریب بتای سهم می شود:
08/0 تقسیم 3/0= 27/0
که کمتر از یک رشد و نشان می دهد سهم فوق دفاعی است و بازده کم آن نیز حالی از همین است.
د- صرف ریسک سهم می شود:
27/0 (58/0- 17/0)= 1/0
نرخ بازده مورد مطالبه سهم می شود:
1/0+ 17/0= 18/0
پی به ای (P/E) هر سهم می شود:
1 تقسیم (18/0- 1/0)= 5/12
که این پی به ای متوسط سهم در چند سال اخیر بوده است.

 یک تمرین
سود خالص شرکتی در سال 300 میلیون ریال است از این مبلغ 30 درصد به صورت سود سهخام پرداخت می شود. شرکت در نظر دارد 500 میلیون ریال دارایی جدید تحصیل کند در صورتی که 35 درصد از مبلغ مزبور از طریق بدهی تأمین شود مقدار سهامی که برای تأمین باقیمانده مورد نیاز منتشر شود را تعیین کنید.
مقدار 70 درصد سود به صورت انباشته نگه داشته می شود و 30 درصد آن تقسیم می شود بنابراین سود انباشته می شود:
7/0+ 300= 210 میلیون
تحصیل دارایی فوق 65 درصد آن از محل سهام است که می شود 325 میلیون ریال که باید از محل سهام تأمین شود. بنابراین 210 میلیون آن از سود انباشته تأمین می شود و 115 میلیون ریال از محل انتشار سهام جدید تأمین می شود.