فصل دهم-تجزیه و تحلیل نسبت ها - بخش دوم - تجزیه و تحلیل نقدینگی

  • گیلان بورس GuilanFX

فهرست مطلب

 {play}media/sound/4-4-3_www.guilanfx.com.mp3{/play}

تجزیه و تحلیل نقدینگی
منظور از نقدینگی، توانایی یک شرکت در تبدیل دارایی ها به وجه نقد و یا بدست آوردن وجوه نقد می باشد. نقدینگی به وضعیت سرمایه در گردش خالص یک شرکت وابسته است. سرمایه در گردش از طریق کسر بدهی های جاری از دارایی های جاری بدست می آید. سرمایه در گردش و تغییرات در سرمایه در گردش از یک دوره به دوره دیگر، از معیارهای مهم سنجش توانایی یک شرکت در پرداخت بدهی هایش در تاریخ سر رسید می باشند. ارتباط بین دارایی های جاری و بدهی های جاری شرکت، شاخص مهمی از درجه قابلیت تبدیل به وجوه نقد و قدرت نقدینگی شرکت را نشان می دهد. نسبت نقدینگی توانایی بدهی های جاری است. معمولاً بدهی های جاری یک شرکت از محل دارایی های جاری آن پرداخت می شود و هر چه دارایی های جاری بیشتر باشد، پرداخت بدهی های جاری آسانتر است. اما شما به عنوان یک تحلیل گر بنیادی باید در تفسیر قدرت نقدینگی توجه ویژه ای داشته باشید. بعضی از شرکت ها برای اجتناب از پایین بودن نقدینگی در هنگام تهیه صورتهای مالی به اقداماتی ناموجه دست می زنند و نسبتهای نقدینگی و سرمایه در گردش خالص را بیشتر از میزان واقعی نشان می دهند.

انواع نسبتهای نقدینگی:
نسبت جاری
نسبت سریع
نسبت آنی
نسبت سرمایه در گردش

نسبت جاری:
این نسبت رایج ترین نسبت برای اندازه گیری قدرت پرداخت بدهی های جاری شرکت می باشد. نسبت جاری تعداد دفعاتی را که می توان از محل دارایی های جاری بدهی های جاری را پرداخت نمود را نشان می دهد.
مثال:
فرض کنید با استفاده از ارقام ترازنامه شرکت آلفا در سال 1373، کل دارایی های جاری مبلغ 800.000 ریال و کل مبلغ بدهی های جاری شرکت در همان سال 340.000 ریال می باشد. نسبت جاری این شرکت چه مبلغی است؟

نسبت جاری 35/2 ریال

مفهوم این نسبت این است که در مقابل هر یک از بدهی جاری در سال 1373 معادل 35/2 ریال دارایی جاری وجود دارد. به عبارت دیگر بیش از دو برابر بدهی های جاری شرکت برای پرداخت آن، در دارایی جاری اعتبار موجود می باشد. هر اندازه این نسبت بزرگتر باشد شرکت در پرداخت آن با مشکلات کمتری مواجه است و اعتبار دهندگان تأمین بیشتری دارند. هر اندازه این نسبت کوچکتر باشد، نشان دهنده وضعیت نامطلوب نقدینگی شرکت است.
حد مطلوب این نسبت معمولاً 2 است.
چنانچه این نسبت خیلی بالا باشد، نحوه مدیریت شرکت را زیر سوال می برد. چون یک نسبت خیلی بالا بیانگر این است که شرکت از دارایی های جاری به نحو مطلوب جهت سودآوری استفاده نمی کند. و بطور کلی شرکت دارای مدیریت ضعیفی است. نسبتهای بالا معرف انبار کردن موجودی کالا به مقدار زیاد، راکد نمودن وجوه نقد و عدم وصول مطالبات در تاریخ سر رسید آنها می باشد.
در تعیین حد مطلوب نسبت جاری باید نوع فعالیت شرکت، اوضاع اقتصادی جامعه، ترکیب دارایی های جاری، موقعیت و اعتبار شرکت و .. را در نظر گرفت.
تجزیه و تحلیل فعالیت در مورد نحوه کاربرد دارایی های شرکت جهت کسب درآمد و فروش مورد استفاده قرار می گیرد. با استفاده از تجزیه و تحلیل فعالیت، می توان میزان مناسب سرمایه گذاری شرکت در دارایی های جاری و ثابت را تعیین نمود و چنانچه این قبیل سرمایه گذاری ها بیش از اندازه زیاد باشد، می توان وجوه اضافه را در موارد مولدتری بکار گرفت و چنانچه میزان سرمایه گذاری در دارایی های شرکت کم بود، می توان نتیجه گرفت که شرکت خدمات نامطلوب به مشتریان ارائه می دهد و یا در تولید محصولات کارایی مناسب را ندارد. نسبتهای فعالیت مشخص می کند که چه مقدار از دارایی های جاری قابلیت تبدیل به وجو
نسبتهای فعالیت را می توان برای موجودی ها، حساب های دریافتنی، حساب های پرداختنی و سایر دارایی ها محاسبه نمود. ما در اینجا فقط یکی از رایج ترین نسبتهای فعالیت را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم.

نسبت تعداد دفعات گردش موجودی:
گردش موجودی های شرکت یکی از نسبتهای فعالیت می باشد که از تقسیم کردن قیمت تمام شده کالای فروش رفته با موجودی ها محاسبه می شود. این نسبت از طریق محاسبه تعداد گردش موجودی ها در طول سال اندازه-گیری می شود.
بهای تمام شده کالای فروش رفته منعکس در صورت حساب سود و زیان، نماینده قیمت تمام شده جمع کالاهایی است که طی یک دوره مالی جهت فروش، از انبار خارج شده است و متوسط قیمت تمام شده موجودی ها، نماینده بهای تمام شده کالاهایی است که بطور متوسط در انبار موجود بوده است. بنابراین نسبت بین بهای تمام شده کالای فروش رفته و بهای تمام شده متوسط موجودی های نگهداری شده در انبار در ظرف یک دوره مالی، نماینده تعداد دفعاتی می باشد که موجودی ها به طور متوسط در طی یک دوره مالی گردش داشته اند.
نسبت تعداد گردش موجودی به صورت زیر محاسبه می شود:

تعداد دفعات گردش موجودی

متوسط موجودی نیز به صورت زیر محاسبه می شود:

متوسط موجودی¬ها

نتیجه: چنانچه تعداد گردش موجودی 3 باشد، چنین معنی می دهد که موجودی ها به طور متوسط تقریباً سه دفعه در طول سال خریداری شده و سپس به فروش رفته اند. بالا بودن نسبت تعداد دفعات گردش موجودی مطلوب است، زیرا هر بار که کالا به فروش می رسد معمولاً سودی تحقق می یابد.
اما چنانچه یک نسبت گردش موجودی خیلی بالا باشد، معرف این مطلب است که شرکت موجودی کافی در جهت فروش و ارائه به مشتریان نگهداری نمی کند و نتیجه آن کمبود موجودی و عدم رضایت مشتری و از دست دادن مشتری می تواند باشد. همچنین نسبت خیلی بالا تعداد گردش موجودی ممکن است با توجه به شرایط خاص بازار، تهیه مواد برای شرکت مشکل باشد و یا قیمت ها به سرعت بالا روند که باعث ایجاد وقفه در تولید و فروش می شود که در نهایت منجر به از دست دادن مشتریان و کاهش سود خواهد بود.
یک نسبت گردش موجودی پایین معرف این مطلب است که میزان زیادی موجودی در انبار نگهداری می شود، فروش در سطح پایینی است، هزینه های انبارداری بالا رفته است و مسلماً گردش وجوه نقد در سطح پایینی خواهد بود.
یک سهامدار و سرمایه گذار حرفه ای زمانی یک تمرکز و سرمایه خود را در 2 یا 3 سهم (شرکت) معطوف دارد، بطور جدی بررسی نسبت ها و صورت های مالی آن شرکت ها را پیگیری می نماید. شاید در ابتدای شروع فعالیت برای شما کمی دلسرد کننده باشد که چطور می توان همه این تجزیه و تحلیل ها را در زمان مناسب به کار برد، اما باید در نظر داشته باشید که سهامداری که بیشتر وقت و سرمایه خود را بعد از مدتی فعالیت در بورس به کار می گیرد و به صورت واقعی و عملی با سهام ها و شرکت ها و سهامداران دیگر در ارتباط خواهد بود، تمامی این مراحل بصور بسیار جذاب و در زمانی بسیار کم صورت خواهد گرفت.
تمامی فعالیت ها، عملیات، برنامه ها و تصمیمات یک شرکت در سودآوری آن انعکاس می یابد. درآمد یا سود خالص تنها معیار اندازه گیری سودآوری می باشد. سهامداران و سرمایه گذاران علاقه زیادی به ارزیابی سودآوری یک شرکت دارند. شرکت ها نیز برای جذب سرمایه مورد نظر خود مجبورند سود کافی برای تأمین بازده مناسب جهت سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان بدست آورند. چنانچه شرکت ها سود کافی بدست نیاورند، قادر نیستند سرمایه موردنیاز جهت انواع پروژه ها و طرح های خود را بدس آورند. نسبتهای سودآوری، میزان موفقیت شرکت را در کسب سود و بازده خالص نسبت به درآمد و فروش یا نسبت به سرمایه گذاری می سنجد و حتی عملکرد کلی شرکت و کارایی مدیریت در تحصیل سود مناسب را مورد سنجش قرار می دهند.