فصل دهم-تجزیه و تحلیل نسبت ها

  • گیلان بورس GuilanFX

فهرست مطلب

{play}media/sound/4-4-1_www.guilanfx.com.mp3{/play}

تجزیه و تحلیل نسبت ها
نسبت ها به طور عام، روش هایی هستند  که به شرکت ها و سهامداران آنها این امکان را می دهد که خود را در مقابل سایرین ارزیابی نمایند. نسبت ها بطور خاص وسیله ای هستند که از طریق آنها سهامدار می تواند تمامی نتایجی که از صورت های مالی یک شرکت نیاز دارد را بدست اورد. بطور خلاصه، برای اطمینان از سلامت مالی یک شرکت باید صورت های مالی آن شرکت را تجزیه و تحلیل نمود و در اینجا می توان با نسبت های مالی نتایج قابل توجه ای از صورت های مالی آن شرکت بدست آورد.
به طور کلی، نسبت ها خودشان دارای معنی و مفهوم نیستند، وقتی نسبت ها معنی و مفهوم بیشتری پیدا می کنند که با:
الف- نسبتهای سال قبل شرکت
ب- نسبتهای بعضی شرکت های واقع شده در صنعت مشابه
ج- نسبتهای صنعتی که شرکت در آن صنعت فعالیت می کند
مورد مقایسه قرار گیرند. باید توجه داشت که محاسبه یک نسبت و تجزیه و تحلیل آن یک هدف نیست، بلکه وسیله ای جهت رسیدن به یک هدف است.
نسبتهای مالی را بر حسب نتایجی که از آنها قابل استنباط است و کاربردی که برای آنها متصور می باشد می توان به پنج گروه تقسیم نمود، که ما در اینجا از هر گروه یک نسبت معروف را معرفی می کنیم. لازم به یادآوری است که نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل نسبت ها باید با نتایج سایر شرکت های موجود در آن صنعت مقایسه شود تا عملکرد شرکت شفاف تر شود.
تجزیه و تحلیل سودآوری
تجزیه و تحلیل نقدینگی
تجزیه و تحلیل فعالیت
تجزیه و تحلیل ساختار سرمایه

در تجزیه و تحلیل نسبت ها، تحلیل گر بنیادی باید انحراف در محاسبه نسبت ها را مشخص سازد و دلایل ایجاد این انحرافات را بررسی نماید. برای مثال، انحرافات از متوسط صنعت می تواند نشان دهنده این باشد که موسسه در بعضی از فعالیت های خود از متوسط شرکت های واقع شده در صنعت عقب تر یا جلوتر است. در استفاده از نسبت ها می بایست نهایت احتیاط را به کاربرد. بطور کلی نسبت ها نبایستی پایه و اساس تصمیم گیری قرار گیرند.
نسبت ها باید به عنوان معیارهای مکمل و اضافی در تصمیمات و یا راه حل ها، مورد استفاده قرار گیرند. نسبت ها در زمان های مختلف برای تفسیر نمودن صورت های مالی به کار برده می شوند.


 {play}media/sound/4-4-2_www.guilanfx.com.mp3{/play}

نسبت های بازار:
سرمایه گذاران و سهامدارن معمولاً به قیمت بازار سهام عادی و تعدادی از نسبت ها که وضعیت شرکت را در ارتباط با بازار می سنجد، اهمیت می دهند. یک سرمایه گذار برای اینکه بخواهد تعدادی سهام خاص از یک شرکت را داشته باشد، می بایست قیمت بازار آن سهام را به دارنده سهام پرداخت کند.
یک سرمایه گذار قبل از خرید سهام عادی یک شرکت، وضعیت سهام آن شرکت را از نظر پرداخت سود سهام، بازده سود سهام و ... می سنجد. نسبت های بازار، اغلب بر قیمت های جاری بازار مبتنی هستند.
نسبت قیمت به سود P/E
نسبت سود تقسیمی هر سهم
نسبت پرداخت سود سهام
بازده سود سهام

نسبت قیمت به سود P/E
این نسبت تا حدی وضعیت موجود، رشد بالقوه، ارزش بازار و درآمد شرکت را منعکس می کند. نسبت قیمت به سود بیان می کند که بازار برای سود هر سهم شرکت چقدر مایل است پول نقد پرداخت کند. مثلاً نسبت 150 به 10 نشان می دهد که بازار برای هر 10 ریال سود هر سهم شرکت، حاضر است 150 ریال پرداخت نماید. قیمت بازار به تنهایی گران یا ارزان بودن سهام را نشان نمی دهد. این نسبت تعیین می کند که چه مبلغ سرمایه گذاری برای تحصیل یک ریال سود سالانه، لازم است. نسبت P/E (نسبت قیمت سهام به عایدی هر سهم) از طریق تقسیم رکدن قیمت جاری سهام به عایدی هر سهم (EPS) در چهار فصل گذشته بدست می آید. این نسبت نشان می دهد سرمایه گذار برای خریدن یک تومان از عواید شرکت، چقدر باید بپردازد. به عنوان مثال، اگر قیمت جاری سهام، 20 تومان و عایدی هر سهم در چهار فصل گذشته، 2 تومان باشد، آنگاه نسبت P/E 10 بدست می-آید. به عبارت دیگر برای خرید یک تومان از عواید شرکت، باید 10 تومان بپردازیم. البته، انتظارات سرمایه-گذاران از عملکرد آتی شرکت، نقش بسیار مهمی در تعیین نسبت جاری P/E ایفا می کند. رویکرد متداول در تحلیل های مالی این است که نسبت های P/E شرکت های موجود در یک صنعت را با یکدیگر مقایسه کنیم. اگر تمام شرایط دیگر یکسان باشد، شرکتی که P/E آن کمتر است، ارزش بهتری دارد.

نسبت قیمت به سود و متوسط قیمت بازار هر سهم عادی

مثال: اگر فرض کنیم که بالاترین قیمت سهام شرکت آلفا 3900 ریال و پایین ترین قیمت آن 3100 ریال و سود هر سهم 316 ریال باشد، در این صورت نسبت قیمت به سود شرکت فوق در سال 1376 به صورت زیر محاسبه می شود:

سود تقسیمی هر سهم

نسبت پرداخت سود سهام
نسبت پرداخت سود سهام، میزان سود در دسترسی را که می توان به عنوان سود تقسیمی بین سهامداران عادی توزیع نمود، بیان می کند. این نسبت بیان می کند که چه درصدی از سود هر سهم شرکت به سهامداران در قالب سود سهام پرداخت می شود و چه درصدی برای تأمین نیازهای مالی آینده شرکت مورد استفاده قرار می گیرد.
نسبت پرداخت سود هر سهم به صورت زیر قابل محاسبه است:

نسبت پرداخت سود هر سهام

نسبت فوق نشان می دهد که چند درصد سود خالص شرکت به صورت نقدی بین سهامداران شرکت توزیع می-شود و چند درصد سود خالص به سهامداران پرداخت نمی شود و به عنوان رشد و توسعه سرمایه گذاری ها توسط شرکت نگهداری می شود. سود تقسیم نشده موجب افزایش سود انباشته شرکت می شود و سود انباشته موجب تحصیل بازده مستقیم توسط سهامدار نمی شود، اما سهامداران با افزایش سود سهام عادی از این قسمت هم بهره-مند می شود.

بازده سود سهام
برخی از سرمایه گذاران، سهام عادی را به منظور کسب سود سهام خریداری می کنند. برخی دیگر، به رشد قیمت بازار سهام عادی توجه دارند. بازده سود سهام یک معیار سنجش سهامداران از میزان سرمایه گذاری در سهام عادی طی یک دوره مالی می باشد. بازده سود سهام را از فرمول محاسباتی زیر می توان بدست آورد:

بازده سود سهام

مثال: فرض کنید سود تقسیمی هر سهم عادی شرکت آلفا مبلغ 120 ریال و متوسط قیمت بازار هر سهم عادی هم مبلغ 3500 ریال تعیین شده است.

بازده سود سهام

در صورتی که شرکت مزبور پرداخت منظم سود سهام را پیگیری نماید، یک سرمایه گذار می تواند نرخ بازده تقریباً سه و نیم درصدی را برای سرمایه گذاری در سهام عادی این شرکت انتظار داشته باشد.

نسبتهای سودآوری:
نسبت سود ناخالص به فروش
نسبت سود عملیاتی به فروش
نسبت سود خالص به فروش
در این بخش شما را با دو نسبت مهم آشنا می کنیم.

نسبت سود خالص به فروش
از طریق تقسیم کردن سود خالص به کل فروش محاسبه می شود. این نسبت نشان می دهد که از هر صد ریال فروش، چند ریال به سود خالص برای سهامداران تحصیل شده است. نسبت سود خالص یکی از معیارهای مهم جهت سنجش کارایی مدیریت به شمار می رود. البته این نسبت به تنهایی معیار سنجش موفقیت یا عدم موفقیت شرکت نیست، بلکه باید عوامل دیگری از جمله حجم فروش، سیاست قیمت گذاری محصولات، ساختار هزینه-های شرکت، مطالبات، سرعت گردش دارایی ها و ... را نیز در نظر گرفت.
یک نسبت پایین سود خالص نشانه نامطلوب بودن وضعیت سودآوری شرکت نمی باشد، زیرا ممکن است که نرخ نازل سود خالص به فروش، همراه با گردش سریع دارایی ها و حجم فروش زیاد، سود به میزان زیادی برای شرکت ایجاد نماید.

نسبت سود خالص

نسبت سود عملیاتی به فروش
 این نسبت نیز یکی دیگر از نسبت های مهم جهت استفاده سهامداران می باشد. شما می توانید با بکارگیری این نسبت، کارایی مدیریت را در کنترل هزینه های عملیاتی بررسی کنید. منظور از هزینه های عملیاتی، کلیه هزینه-های توزیع و فروش، هزینه های عمومی و هزینه های اداری می باشد.
همانطور که می دانید، سود عملیاتی از کسر بهای تمام شده کالای به فروش رفته و هزینه های عملیاتی از درآمد فروش بدست می آید.
سود عملیاتی= (بهای تمام شده کالای به فروش رفته+ هزینه های عملیاتی)- فروش
نسبت سود عملیاتی به فروش مبلغ ریالی سود عملیاتی شرکت را که به ازای هر ریال فروش بدست می آورد را نشان می دهد. نسبت سود عملیاتی به فروش، نحوه کنترل هزینه های عملیاتی یک شرکت را نشان می دهد.
فرمول این نسبت به قرار زیر می باشد:

نسبت سود عملیاتی

کاربرد این نسبت= سنجش کارایی مدیریت در کنترل هزینه های عملیاتی شرکت
نسبت های مالی بیشتر برای تفسیر تجزیه و تحلیل صورت های مالی کاربرد دارند و شما را در انتخاب نهایی یک شرکت همراهی زیادی می کنند. نحوه کنترل هزینه های یک شرکت در تمام دنیا و حتی در مورد شرکت های بزرگ چند ملیتی نیز از مسائل مهم می باشد. یکی از فاکتورهای با اهمیت مدیریت مناسب، کنترل سالم و به طور کلی هدایت نمودن درست هزینه ها در یک مسیر معین می باشد. شما به راحتی می توانید با استفاده از این نسبت و با داشتن اطلاعات مکمل دیگر، تفسیری درست و سودآور از مدیریت شرکت موردنظر داشته باشید که خود عاملی است برای تعیین مطمئن تر یک سهام. شما متوجه خواهید شد که مدیریت شرکت موردنظرتان با استفاده از چه سیستم هایی به کنترل هزینه های شرکت می پردازد و ایا نتیجه این مدیریت که در شکل ارقام در صورت-های مالی نمایان می شود با ارزیابی و پیش بینی های شما همخوانی دارد و در کل شما را به آن انتظارات سودآوری و یا کاهش ریسک و افزایش بازده نزدیکتر می کند.


 {play}media/sound/4-4-3_www.guilanfx.com.mp3{/play}

تجزیه و تحلیل نقدینگی
منظور از نقدینگی، توانایی یک شرکت در تبدیل دارایی ها به وجه نقد و یا بدست آوردن وجوه نقد می باشد. نقدینگی به وضعیت سرمایه در گردش خالص یک شرکت وابسته است. سرمایه در گردش از طریق کسر بدهی های جاری از دارایی های جاری بدست می آید. سرمایه در گردش و تغییرات در سرمایه در گردش از یک دوره به دوره دیگر، از معیارهای مهم سنجش توانایی یک شرکت در پرداخت بدهی هایش در تاریخ سر رسید می باشند. ارتباط بین دارایی های جاری و بدهی های جاری شرکت، شاخص مهمی از درجه قابلیت تبدیل به وجوه نقد و قدرت نقدینگی شرکت را نشان می دهد. نسبت نقدینگی توانایی بدهی های جاری است. معمولاً بدهی های جاری یک شرکت از محل دارایی های جاری آن پرداخت می شود و هر چه دارایی های جاری بیشتر باشد، پرداخت بدهی های جاری آسانتر است. اما شما به عنوان یک تحلیل گر بنیادی باید در تفسیر قدرت نقدینگی توجه ویژه ای داشته باشید. بعضی از شرکت ها برای اجتناب از پایین بودن نقدینگی در هنگام تهیه صورتهای مالی به اقداماتی ناموجه دست می زنند و نسبتهای نقدینگی و سرمایه در گردش خالص را بیشتر از میزان واقعی نشان می دهند.

انواع نسبتهای نقدینگی:
نسبت جاری
نسبت سریع
نسبت آنی
نسبت سرمایه در گردش

نسبت جاری:
این نسبت رایج ترین نسبت برای اندازه گیری قدرت پرداخت بدهی های جاری شرکت می باشد. نسبت جاری تعداد دفعاتی را که می توان از محل دارایی های جاری بدهی های جاری را پرداخت نمود را نشان می دهد.
مثال:
فرض کنید با استفاده از ارقام ترازنامه شرکت آلفا در سال 1373، کل دارایی های جاری مبلغ 800.000 ریال و کل مبلغ بدهی های جاری شرکت در همان سال 340.000 ریال می باشد. نسبت جاری این شرکت چه مبلغی است؟

نسبت جاری 35/2 ریال

مفهوم این نسبت این است که در مقابل هر یک از بدهی جاری در سال 1373 معادل 35/2 ریال دارایی جاری وجود دارد. به عبارت دیگر بیش از دو برابر بدهی های جاری شرکت برای پرداخت آن، در دارایی جاری اعتبار موجود می باشد. هر اندازه این نسبت بزرگتر باشد شرکت در پرداخت آن با مشکلات کمتری مواجه است و اعتبار دهندگان تأمین بیشتری دارند. هر اندازه این نسبت کوچکتر باشد، نشان دهنده وضعیت نامطلوب نقدینگی شرکت است.
حد مطلوب این نسبت معمولاً 2 است.
چنانچه این نسبت خیلی بالا باشد، نحوه مدیریت شرکت را زیر سوال می برد. چون یک نسبت خیلی بالا بیانگر این است که شرکت از دارایی های جاری به نحو مطلوب جهت سودآوری استفاده نمی کند. و بطور کلی شرکت دارای مدیریت ضعیفی است. نسبتهای بالا معرف انبار کردن موجودی کالا به مقدار زیاد، راکد نمودن وجوه نقد و عدم وصول مطالبات در تاریخ سر رسید آنها می باشد.
در تعیین حد مطلوب نسبت جاری باید نوع فعالیت شرکت، اوضاع اقتصادی جامعه، ترکیب دارایی های جاری، موقعیت و اعتبار شرکت و .. را در نظر گرفت.
تجزیه و تحلیل فعالیت در مورد نحوه کاربرد دارایی های شرکت جهت کسب درآمد و فروش مورد استفاده قرار می گیرد. با استفاده از تجزیه و تحلیل فعالیت، می توان میزان مناسب سرمایه گذاری شرکت در دارایی های جاری و ثابت را تعیین نمود و چنانچه این قبیل سرمایه گذاری ها بیش از اندازه زیاد باشد، می توان وجوه اضافه را در موارد مولدتری بکار گرفت و چنانچه میزان سرمایه گذاری در دارایی های شرکت کم بود، می توان نتیجه گرفت که شرکت خدمات نامطلوب به مشتریان ارائه می دهد و یا در تولید محصولات کارایی مناسب را ندارد. نسبتهای فعالیت مشخص می کند که چه مقدار از دارایی های جاری قابلیت تبدیل به وجو
نسبتهای فعالیت را می توان برای موجودی ها، حساب های دریافتنی، حساب های پرداختنی و سایر دارایی ها محاسبه نمود. ما در اینجا فقط یکی از رایج ترین نسبتهای فعالیت را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم.

نسبت تعداد دفعات گردش موجودی:
گردش موجودی های شرکت یکی از نسبتهای فعالیت می باشد که از تقسیم کردن قیمت تمام شده کالای فروش رفته با موجودی ها محاسبه می شود. این نسبت از طریق محاسبه تعداد گردش موجودی ها در طول سال اندازه-گیری می شود.
بهای تمام شده کالای فروش رفته منعکس در صورت حساب سود و زیان، نماینده قیمت تمام شده جمع کالاهایی است که طی یک دوره مالی جهت فروش، از انبار خارج شده است و متوسط قیمت تمام شده موجودی ها، نماینده بهای تمام شده کالاهایی است که بطور متوسط در انبار موجود بوده است. بنابراین نسبت بین بهای تمام شده کالای فروش رفته و بهای تمام شده متوسط موجودی های نگهداری شده در انبار در ظرف یک دوره مالی، نماینده تعداد دفعاتی می باشد که موجودی ها به طور متوسط در طی یک دوره مالی گردش داشته اند.
نسبت تعداد گردش موجودی به صورت زیر محاسبه می شود:

تعداد دفعات گردش موجودی

متوسط موجودی نیز به صورت زیر محاسبه می شود:

متوسط موجودی¬ها

نتیجه: چنانچه تعداد گردش موجودی 3 باشد، چنین معنی می دهد که موجودی ها به طور متوسط تقریباً سه دفعه در طول سال خریداری شده و سپس به فروش رفته اند. بالا بودن نسبت تعداد دفعات گردش موجودی مطلوب است، زیرا هر بار که کالا به فروش می رسد معمولاً سودی تحقق می یابد.
اما چنانچه یک نسبت گردش موجودی خیلی بالا باشد، معرف این مطلب است که شرکت موجودی کافی در جهت فروش و ارائه به مشتریان نگهداری نمی کند و نتیجه آن کمبود موجودی و عدم رضایت مشتری و از دست دادن مشتری می تواند باشد. همچنین نسبت خیلی بالا تعداد گردش موجودی ممکن است با توجه به شرایط خاص بازار، تهیه مواد برای شرکت مشکل باشد و یا قیمت ها به سرعت بالا روند که باعث ایجاد وقفه در تولید و فروش می شود که در نهایت منجر به از دست دادن مشتریان و کاهش سود خواهد بود.
یک نسبت گردش موجودی پایین معرف این مطلب است که میزان زیادی موجودی در انبار نگهداری می شود، فروش در سطح پایینی است، هزینه های انبارداری بالا رفته است و مسلماً گردش وجوه نقد در سطح پایینی خواهد بود.
یک سهامدار و سرمایه گذار حرفه ای زمانی یک تمرکز و سرمایه خود را در 2 یا 3 سهم (شرکت) معطوف دارد، بطور جدی بررسی نسبت ها و صورت های مالی آن شرکت ها را پیگیری می نماید. شاید در ابتدای شروع فعالیت برای شما کمی دلسرد کننده باشد که چطور می توان همه این تجزیه و تحلیل ها را در زمان مناسب به کار برد، اما باید در نظر داشته باشید که سهامداری که بیشتر وقت و سرمایه خود را بعد از مدتی فعالیت در بورس به کار می گیرد و به صورت واقعی و عملی با سهام ها و شرکت ها و سهامداران دیگر در ارتباط خواهد بود، تمامی این مراحل بصور بسیار جذاب و در زمانی بسیار کم صورت خواهد گرفت.
تمامی فعالیت ها، عملیات، برنامه ها و تصمیمات یک شرکت در سودآوری آن انعکاس می یابد. درآمد یا سود خالص تنها معیار اندازه گیری سودآوری می باشد. سهامداران و سرمایه گذاران علاقه زیادی به ارزیابی سودآوری یک شرکت دارند. شرکت ها نیز برای جذب سرمایه مورد نظر خود مجبورند سود کافی برای تأمین بازده مناسب جهت سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان بدست آورند. چنانچه شرکت ها سود کافی بدست نیاورند، قادر نیستند سرمایه موردنیاز جهت انواع پروژه ها و طرح های خود را بدس آورند. نسبتهای سودآوری، میزان موفقیت شرکت را در کسب سود و بازده خالص نسبت به درآمد و فروش یا نسبت به سرمایه گذاری می سنجد و حتی عملکرد کلی شرکت و کارایی مدیریت در تحصیل سود مناسب را مورد سنجش قرار می دهند.


 {play}media/sound/4-4-4_www.guilanfx.com.mp3{/play}

تجزیه و تحلیل ساختار سرمایه
این نسبتها، قدرت و توان شرکت را برای انجام تعهدات کوتاه مدت و بلندمدت خود منعکس می کند. شرکت-های بورسی، معمولاً از دو منبع، وجوه مورد نیاز خود را تأمین می کنند.
- سهامداران
- اعتبار دهندگان
به طور کلی ساختار سرمایه شرکت از بدهی و منابع حقوق صاحبان سهام تشکیل می شود.
نسبتهای ساختار سرمایه، وجوهی را که شرکت از طریق سهامداران و اعتبار دهندگان تأمین شده را با هم مقایسه و نسبت آنها را اندازه گیری می کنند. این نسبتها به حجم کلی بدهی های شرکت تمرکز می کنند.
نسبتهای ساختار سرمایه، می توانند کافی بودن و نبودن درآمد فروش را جهت پرداخت هزینه های مالی، اندازه-گیری نمایند. چنانچه بدهی ها افزایش یابند، هزینه های بهره نیز بالا می رود و زمانی که بدهی ها و هزینه های بهره بیش از اندازه باشند، احتمال ورشکستگی شرکت نیز افزایش می یابد.
شما با استفاده از نستب ساختار سرمایه می توانید تحلیل نمایید که چنانچه شرکت بتواند از بدهی ها در جهت سرمایه گذاری ها از هزینه های بهره پرداختی بدهی ها بیشتر باشد، در آن صورت سهامداران سود خوبی کسب می کنند.
شما همچنین می توانید با استفاده از نسبت های ساختار سرمایه به این مهم پی ببرید که شرکت تا چه اندازه زیر قرض است و این بدهی ها بر میزان سود پس از کسر مالیات چقدر تأثیرگذار می باشد. البته در استفاده از نسبتهای ساختار سرمایه باید توجه داشته باشید که شرکت هایی که در ساختار سرمایه خود بدهی کمتری دارند، در مواقع رکود اقتصادی با زیان کمتری مواجه می شوند و در دوران رشد اقتصادی سود کمتری عاید آنها می شود. بالعکس شرکت هایی که بدهی بالایی در ساختار سرمایه خود دارند، ممکن است در دوران رکود، زیان های زیادی را تجربه می کنند ولی در دوران رشد نیز، امکان کسب سودهای کلان برای آنها وجود دارد.
بنابر توضیحات فوق می توان کاربرد نسبتهای ساختار سرمایه را در دو قسمت تقسیم نمود:
الف- میزان منابعی که یک شرکت از راه اخذ وام و استقراض تأمین نموده را ارزیابی می کند.
ب- قدرت شرکت را در ایجاد سود کافی برای بازپرداخت هزینه های بهره و استقراض نشان می دهد.
در این بخش، شما را با دو نسبت از نسبتهای ساختار سرمایه آشنا می کنیم:
نسبت حقوق صاحبان سهام به کل بدهی ها
این نسبت یک معیار اندازه گیری مناسب، جهت ادعای حقوق صاحبان سهام و اعتبار دهندگان نسبت به منابع شرکت است. بالا بودن این نسبت نشان می دهد که سهامداران اصلی شرکت نسبت به اعتبار دهندگان دارای حقوق و ادعای بیشتری هستند و همچنین بالا بودن این نسبت برای اعتبار دهندگان، نشانه مثبت و مساعد را نشان می دهد که شرکت از درجه اطمینان بالایی برخودار می باشد.

نسبت حقوق صاحبان سهام به کل بدهی¬ها

نسبت حقوق صاحبان سهام به کل دارایی ها
این نسبت به شما کمک می کند که قدرت یا ضعف مالی شرکت موردنظر خود را اندازه گیری نمایید. فرمول نست حقوق صاحبان سهام به کل دارایی ها بصورت زیر است:

نسبت حقوق صاحبان سهام به کل دارایی¬ها

بالا بودن این نسبت به شما نشان می دهد که شرکت موردنظر شما از لحاظ پرداخت به موقع تعهدات خود دارای درجه اطمینان بزرگی است. با توجه به شرایط، بالا بودن این نسبت همچنین بیان می کند که شرکت موردنظر شما از مدیریت ضعیفی برخوردار است و نمی تواند از بدهی ها در جهت حداکثر نمودن سود برای سهامداران استفاده نماید. اما از طرف دیگر، کوچک بودن این نسبت، به شما نشان می دهد که بخش بزرگی از سرمایه به کار گرفته شده در شرکت از محل سرمایه اعتبار دهندگان تأمین شده است که در صورت عدم توانایی شرکت، در بازپرداخت بهره و اصل بدهی، ممکن است اعتبار دهندگان درخواست انحلال شرکت را بکنند و در نتیجه باعث ضرر بیشتر سهامداران خواهد شد.


 {play}media/sound/4-4-5_www.guilanfx.com.mp3{/play}

تجزیه و تحلیل سودآوری
این نکته را در نظر داشته باشید که نتیجه نهایی تمامی فعالیت ها، تصمیمات مالی و تولیدی و برنامه ها در فعالیت سودآوری شرکت انعکاس پیدا می کند.
اما فراموش نکنید که اکثر اطلاعات برای ارزیابی عملیات شرکت، به طور مستقیم از صورتحساب سود و زیان شرکت فراهم می شود که خود این صورتحساب نیز خلاصه نتایج فعالیت های مالی و تولیدی شرکت است. از مقایسه صورتحساب سود و زیان چند دوره متوالی یک شرکت، می توان به اطلاعات ارزشمندی در خصوص کارایی عملکرد مدیریت و وضع مالی شرکت دست پیدا نمود. اما سهامداران، بیشتر به میزان سود و سودآوری آن شرکت توجه دارند.
اما سودآوری چیست؟ سودآوری به توانایی شرکت در کسب درآمد و سود اشاره می کند. می توان گفت که درآمد و یا سود خالص، تنها معیار اندازه گیری سودآوری شرکت می باشد، از یک سهامداران علاقه زیادی به ارزیابی سودآوری جاری و آتی یک شرکت دارند و از طرف دیگر نیز شرکت مجبور است برای جذب سرمایه مورد نیاز خود، سود کافی برای تأمین بازده مناسب جهت سهامداران خود بدست آورد. بقای یک شرکت در دراز مدت، به توانایی آن در کسب درآمد کافی برای انجام کلیه تعهدات و تأمین بازده مناسب برای سهامداران بستگی دارد. بنابراین شما با تجزیه و تحلیل سودآوری شرکت موردنظر که از طریق نسبتهای سودآوری و نسبتهای بازار امکان پذیر است، می توانید به نتایج موردنظر دست یابید. در ادامه دو نسبت موردنظر که خود شامل چندین روش است برای شما توضیح داده می شود.
نسبت های سودآوری، نشان دهنده میزان موفقیت شرکت در کسب سود می باشند.