فصل هفتم-تحلیل بنیادی - بخش هفتم - فاکتورهای تشخیص صنایع برتر

  • گیلان بورس GuilanFX

فهرست مطلب

شناسایی صنایع برتر:
همانطور که قبلاً ذکر شد تجزیه و تحلیل صنعت، یکی از سه عامل قطعی تحلیل بنیادی می باشد. در بطن تجزیه و تحلیل صنایع که از پردازش و جمع بندی اطلاعات کل صنایع موجود در بورس منجر می شود، خواسته یا ناخواسته ذهن ما به سمت انتخاب و تشخیص صنایع برتر حرکت خواهد نمود. دو حالت قابل تحقق می باشد یا شما سرمایه کلانی دارید و تصمیم می گیرید که در تمامی صنایع سرمایه گذاری نمایید (این تصمیم ریسک بالایی دارد) و یا در بعضی از صنایع موجود در بورس، در هر دو حالت نیاز به شناسایی صنایع مقبول دارید تا درصد ریسک خود را کنترل نمایید و مطمئناً صنایع مختلف در یک کشور دارای برتری های نسبی نسبت به همدیگر هستند که باعث انتخاب آنها توسط سهامداران حرفه ای می شود. در هر صورت در کشاکش این تحلیل های صنایع، فاکتورهای مطمئن و تجربه شده ای نمایان می شوند که مسیر تحلیل و به تبع انتخاب شما را آسانتر و بهینه تر می نماید و ما در این بخش این مشخصه های ملموس و تجربه شده را برای شما بیان می کنیم و چنانچه در این مشخصه ها تمرکز کافی نمایید، به خود تردید ندهید که در عالم تصمیم گیری های حرفه ای در بورس قدم گذاشته اید و تفاوت بین خود و سایر سهامداران را به عینه مشاهده خواهید نمود.


تشخیص مزیت های نسبی:
همیشه به خاطر داشته باشیم در صورتی می توانیم در یک رشته، موفق عمل نماییم که در آن دارای برتری نسبی باشیم. در بازار سرمایه نیز طبعاً تمرکز بر روی صنایعی که کشور دارای مزیت های نسبی در آن است برای ما می تواند بازده بهتری در دراز مدت به همراه داشته باشد تا رشته هایی از صنعت که مدام در حال نوسان و تحت-تأثیر عوامل غیرقابل کنترل خارجی هستند. واقعاً فکر می کنید که از نظر مزیت های نسبی صنعت، ما در کدام رشته ها دارای برتری هستیم؟ نساجی یا لوازم خانگی؟ فکر نمی کنیم که خیلی نظر شما را جلب کرده باشد. حالا نظرتان را در مورد صنایع پتروشیمی، استخراج معادن، سیمان چیست؟ می بینید که تشخیص مزایای نسبی چندان پیچیده ای نیست و به وضوح می توان اطلاعات مفیدی از اخبار، جراید و اینترنت کسب نمود.


مقایسه بازده گذشته 5 ساله صنایع مختلف:
این مقایسه که در حقیقت یک راه کار تکمیلی در تشخیص صنعت برتر از طریق بررسی روند گذشته صنایع خواهد بود، که می تواند رشد و یا سکون یک صنعت را برای ما روشن تر سازد. در این روش با جمع آوری اطلاعاتی که از بازده گذشته آحاد شرکت های یک صنعت تشکیل یافته است سعی خواهد گردید تا مقایسه تغییرات سالانه را برای ما به عنوان یک تحلیل گر بنیادگرا ممکن سازد و سپس مقایسه آن با رشد کل بازار در همان مقطع زمانی ما را کمک خواهد نمود تا به دنبال صنایعی بگردیم که روند رشدی سریع تر از کل بازار را دارا می باشند. چرا که ما به دنبال صنایعی هستیم که دارای آهنگ رشد پیوسته و در عین حال برتر از کل بازار باشند. این نوع تحقیق بیشتر تمایل به بررسی های چارتیستی دارد.


اطلاعات و اخبار:
همانطور که قبلاً هم گفتیم، با توجه به ماهیت بازار بورس، اطلاعات و اخبار جدید و حتی شایعات به محو چشمگیری می تواند آینده یک سهم و یا مجموعه سهام هم خانواده (صنعت و طبقه) را تحت تأثیر قرار دهد. لذا در همین رابطه جمع آوری اطلاعات و اخباری که در راستای یک صنعت باشد و می تواند آینده صنعت را برای ما مجسم سازد، یقیناً دارای اهمیت فوق العاده ای خواهد بود.


ایجاد ارتباط بین گذشته و آینده:
همیشه به خاطر داشته باشیم که هرگز خود را در دیوارهای ساخته شده در اطلاعات تاریخی محصور نکنیم چه بسا صنایعی که در سنوات قبل دارای سکون و یا رشدی کمتری از شاخص بودند اما تصمیمات کلان اقتصادی بر حمایت آن در آینده قرار گرفته است و یا برعکس. بنابراین به خاطر داشته باشیم که بررسی انتزاعی گذشته یا آینده هر دو می تواند گمراه کننده باشد و آن کس موفق تر است که بتواند بین گذشته و آینده ارتباط برقرار کند.

یک سوال:
علت اینکه بعضی از فعالان بازار برای خرید بعضی از سهام ها شتاب می کنند چیست؟
شرایطی وجود دارد که شرکتی را در موقعیت بهتری قرار می دهد مانند:
زمانی که شرکت قصد افزایش سرمایه دارد.
یا اینکه شرکت اعلام می کند سود تقسیمی بالاتری بین سهامداران تقسیم می کند.
یا وقتی شرکت خط تولید جدیدی راه اندازی می کند.
یا وقتی شرکت، سهام شرکت موفقی را مالک می شود.
وقتی شرکت دستگاه های جدید و پیشرفته خریداری می کند که به این وسیله بتواند تولید را افزایش دهد.
یا وقتی شرکت در مناقصه ای برنده شود.
وقتی شرکت درصدی از تولید بازار داخلی یا خارجی را پوشش دهد.
وقتی شرکت قرارداد پر سودی با شرکت دیگری منعقد نماید.
یا وقتی شرکت کارخانه جدید خریداری کند.
زمانی شرکت در زمینه ای غیر از زمینه اصلی خود سرمایه گذاری کند و به این وسیله فعالیت های خود را گسترش دهد.
وقتی شرکتی، شرکت فرعی دیگری را پوشش دهد.
این عوامل و نظایر آن باعث می شوند تا این که شرکت در موقعیت بهتری قرار گیرد و مورد توجه ویژه سهامداران شود. لازم به ذکر است که به این عوامل، عوامل حقیقی گفته می شود که باید بر مبنای آنها تصمیم-گیری شود و باید بین آنها و عوامل کاذب، تفاوت قائل شد.

تفاوت عوامل حقیقی و کاذب:
عوامل کاذب، عواملی هستند که در حقیقت وجود ندارند مثل شایعات. می بایست دقت نمایید که عامل رشد قیمت یا کاهش قیمت یا عامل تقاضای بازار و عرضه چیست؟ آیا این عوامل به خاطر شایعات ایجاد شده است یا اینکه واقعاً شرکت شرایطش بهتر شده است که تقاضا برای خرید سهمش بالا رفته است. اما عواملی نظیر افزایش سرمایه شرکت- بالا رفتن سود تقسیمی شرکت- فروش بالای شرکت- خرید تجهیزات پیشرفته- افزایش تولید شرکت- برنده شدن در فلان مناقصه- ایجاد خط تولید- خرید کارخانه جدید، عوامل حقیقی رشد شرکت هستند که باید بر مبنای آنها تصمیم گیری کنید.
یک سوال:
علت این که بعضی از فعالان بازار سهام شرکتی را می فروشند و یا بهتر بگوییم صف فروش برای سهام شرکتی تشکیل می شود چیست؟
شرکت نمی تواند بدهی های خود را پرداخت کند.
شرکت نقدینگی کافی برای فعالیت های اقتصادی ندارد.
کالاهای تولیدی شرکت به فروش نمی رود.
صنعتی که شرکت در آن فعالیت می کند دچار رکود شده است.
زمانی که عوامل فوق و نظایر آن پیش می اید، شرکت در موقعیت بد قرار می گیرد البته باید دقت شود، چون ممکن است بعضی از مشکلات مقطعی و قطعی باشد و با گذشت زمان، آن مشکل برطرف گردد.