3   قدم سوم : خدمات ما
2   قدم دوم : مسیر راه
1   قدم اول : سوالات متداول
                                                        سوالی دارید ؟ از پشتیبانی بپرسید و پاسخ بگیرید .

کسب در آمد در بورس ؟

ساخت نام کاربری جدید

*

*

*

*

*

*

رمز عبور خود را فراموش نموده اید؟

*

?>

   

  تمامي كالاها و خدمات گیلان بورس ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.

آیا کسب در آمد بالا در بازارهای مالی واقعاً عملی است؟

کسب درآمد
+بیشتر بدانید

کسب درآمد

پس از یادگیری و افتتاح حساب در یکی از کارگزاران جهانی ، اینک وقت پیاده سازی اندوخته هایتان است.خوب یاد گرفتید؟خوب بکار بستید؟پس خوب درآمد کسب می کنید!

کسب تجربه
+بیشتر بدانید

کسب تجربه

پس از گذراندن دوره های آموزشی ، زمان کسب تجربه است. یک حساب آزمایشی افتتاح کنید و آموخته هایتان را در بازار واقعی و بدون ریسک محک بزنید.

یادگیری
+بیشتر بدانید

یادگیری

قبل از هر چیز آموزش . بدون آموزش شک نکنید که متضرر خواهید شد. از طریق دوره های آموزشی مبتدی تا پیشرفتهء گیلان بورس ، آن لاین و رایگان آموزش ببینید.

عوامل تحکیم اوراق بهادار

سهام و اوراق قرضه ، فی نفسه مالیت حقیقی ندارند، لذا ستونهای نگهدارنده آنها عوامل خارج از خودشان می باشد. یعنی همان عواملی که به آنها اعتبار داده اند نگهدارنده و تثبیت گر آنها هستند و در نتیجه رونق اوراق و کسادی آنها نیز، بستگی به تحکیم و همان عوامل خارجی و یا عدم استحکام آن عوامل دارد. نمونه هایی از عوامل عمده که در قوت و ضعف اوراق بهادار موثر هستند عبارتند از:

1. ثبات عمومی حاکمیت یک کشور:

این موضوع ،از عوامل ریشه ای موثر درایجاد تغییرات کلی در اوضاع عمومی اوراق بهادار می باشد. وقتی حاکمیت جامعه ، یک روند متعادل ، متحرک و بادوام داشته باشد، اعتماد و اطمینان عمومی به فعالیتهای مختلف آن (بخصوص در زمینه اقتصادی ) بیشتر می شود. دراین صورت ، انتظارات مردم نسبت به آینده ، روند مثبت و معقولی دارد. این موضوع ، خود عامل اصلی درایجاد و تداوم ثبات دراقتصاد بطور کلی ، و دراوضاع اوراق بهادار، بطور خاص می باشد. چون ارزش واقعی و اعتبار اوراق را ، انتظارات شکل گرفته خریداران و تقاضا کنندگان آن اوراق معین می کند.

دراقتصاد می گویند: [ اوراق بهادار (و سایراموال مشابه ) وقتی ارزش دارند که مردم فکر کنند ارزش دارند و اگر مردم نسبت به آنها بی اعتماد شوند از ارزش می افتتد]

قابل ذکر است که نقش انتظارات مردمی ، آنقدر در امور اقتصادی موثر است که هم اکنون در سطح اقتصاد جهانی تئوریهای مورد بحث دراین رابطه و تحت عنوان [ تئوری انتظارات عقلایی] مورد نظر و توجه اقتصاددانان بوده و بعنوان یک متغیر پویای اقتصادی از زوایای مختلف ، مورد تحلیل قرار می گیرد. به هر حال ، دوام و ثبات کل حاکمیت ، باعث رونق و تعادل در بازار اوراق بهادار و بر عکس بی ثباتی عمومی جامعه و سیاسی ،اقتصادی و ... عامل تزلزل و نوسان دراوضاع اوراق بهادار می باشد.

2. ثبات اقتصادی :

ثبات اقتصادی ، شرائطی است که اولا تولیدات جامعه در یک روند مطلوب باشد، ثانیا سطح اشتغال جامعه وضع طبیعی ( و بدون بیکاری ) داشته باشد. ثالثا حرکت قیمت های عمومی جامعه در راستایی سالم (بدون تورم ) قرار داشته باشد. ثبات اقتصادی (به مفهوم فوق ) و یا بی ثباتی اقتصادی بطور مستقل ، عامل دیگری در تعیین تغییرات بازار اوراق بهادار می باشد. قابل ذکر است که ممکن است ثبات سیاسی در جامعه باشد، ولی ثبات اقتصادی همسوی آن وجود نداشته باشد، این عدم ثبات ، مستقلا اثرات منفی بر اوضاع اوراق بهادار خواهد داشت .

3. قدرت مالی دولت :

هر قدر قدرت مالی دولتی که اوراق را منتشر کرده بیشتر باشد، رونق و ثبات اوراق بهادار بیشتراست و برعکس ،اگر دولت در یک کشور، از ضعف قدرت مالی برخوردار باشد و مثلا کسری بودجه داشته باشد و روند کسری بودجه افزایشی باشد، ارزش و اعتبار اوراق ، رو به سقوط و نوسان خواهد بود. اصولا قدرت سیاسی دولت در امور اقتصادی (حد دخالت دولت در اقتصاد) عامل کاملا تعیین کننده می باشد.

4. وضع تراز پرداخت های خارجی :

کشوری که تراز پرداخت هایش دارای ثبات بوده ، روند مثبتی دارا باشد، پشتوانه قدرتمندی برای بازار اوراق بهادارایجاد نموده و بر عکس ، تزلزل تراز پرداخت ها و روند منفی آن ، عامل عدم موفقیت بازاراوراق بهادار می باشد.

5. قدرت پول داخلی :

قدرت پولی که سهام و اوراق قرضه براساس آن مبادله می شوند، در تغییرارزش آنها موثراست . یک پول قدرتمند، اثرات مثبت روی قیمت اوراق بهادار می گذارد و بر عکس ، پول ضعیف (با فرض ثابت بودن سایر عوامل ) اثرات منفی خواهد داشت .

6. عملکرد سیستم بانکی کشور:

سیستم بانکی در هر کشور، با داشتن ابزار جذب سرمایه های پولی ، در واقع نوعی رقیب برای اوراق بهادار بحساب می آید. به این صورت که مردم ، پولهای خود را براساس منافع نسبی در زمینه های مختلف بکار می برند. مثلا اگر پولهای خود را در سهام ، سرمایه گذاری کنند از سود سهام برخوردار خواهندبود و اگر دراوراق قرضه سرمایه گذاری کنند از سود ثابت سالیانه بهره مند می شوند و اگر در بانک ها و بصورت سپرده قرار دهند از سود سپرده برخوردار خواهند شد.

حال اگر نرخ بازدهی سود سهام و یا اوراق قرضه ، کمتر از نرخ بهره بانک ها باشد، مایل خواهند شد که پولهای خود را به سیستم بانکی بدهند و برعکس ،اگر سود حاصل از اوراق بهادار بیشتر باشد، در اوراق ، سرمایه گذاری خواهند کرد. خلاصه سیاست های بانکی ، اگر یک مسیر و حرکت مداوم و طبیعی داشته باشند تا یک روند بی ثباتی ،اثرات مخصوص خود را روی بازاراوراق بهادار خواهند گذاشت .

بالا