تحقیق قبل از معامله

بسیاری از معامله گران فکر می کنند که «تنها یک راه مناسب برای معامله وجود دارد». این فکر بسیار اشتباه و دور از حقیقت است زیرا شما به عنوان یک فرد آگاه می توانید روش های مختلفی را انتخاب کنید....

 دوست دارید ماهی گیری کنید یا اسکی در ارتفاعات را ترجیح می دهید؟ شاید باور نکنید ولی پاسخی که به این سوال می دهید، بیش از هر استراتژی معاملاتی پرقدرتی که برای معامله انتخاب می کنید، در موفقیت معاملاتی تان موثر است. بازار فارکس راه های زیادی برای کسب موفقیت تجاری در اختیارتان می گذارد، اما شما برای کسب سود از این فرصت ها باید ابتدا نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید.

 

بسیاری از معامله گران فکر می کنند که «تنها یک راه مناسب برای معامله وجود دارد». این فکر بسیار اشتباه و دور از حقیقت است زیرا شما به عنوان یک فرد آگاه می توانید روش های مختلفی را انتخاب کنید، از سوی دیگر بازار هم دائم در حال تغییر است. در نتیجه پیدا کردن یک تکنیک معاملاتی قوی که کاملاً با شخصیت شما مطابق باشد، خیلی بهتر از اجرای نظر یک شخص دیگر راجع به «معامله گر موفق» است.

*استراتژی های معاملاتی

چرا ما ماهیگیری و اسکی در ارتفاعات را مثال زدیم و گفتیم که این امر بسیار مهم است؟ باور کنید یا نه ، این پرسش نشان می دهد که شما یک معامله گر روند هستید و یا یک معامله گر ضد روند. ماهیگیرها معامله گر روند هستند و کسانی که به سراغ اسکی می روند معامله گر ضد روند. دلیل این امر این است که ماهیگیر به زمان، روش کاری و از همه مهمتر صبر نیاز دارد. آن هایی که به سراغ ماهیگیری می روند، درست مثل معامله گران روند، پیش از آنکه چیزی به دست بیاورند، بارها مسیر خود را بررسی می کنند.

از سوی دیگر کسانی که به سراغ اسکی در ارتفاعات می روند، به دنبال هیجان با یک هدف مشخص که همان  پایان مسیر هستند. این طرز تفکر همان چیزی است که معامله گران را به پیش می برد ( کسب سود به سرعت در زمانی که نرخ ارز یک برگشت سریع دارد.) آیا ماهیگیران همیشه به سراغ معامله روند می روند و اسکی بازها همیشه به سراغ معامله ضد روند؟ البته که نه. اما در هر حال این انتخاب نشان دهنده تمایل واقعی یک شخص در میان این دو گزینه است.

*خطوط زمان

انتخاب بین روند و ضد روند، یک پرسش مهم دیگر را به دنبال دارد که هر معامله گری باید از خود بپرسد. آیا شما با معامله در کوتاه مدت راحت ترید یا معاملات بلند مدت؟ عموماً معامله گرانی که تمایل به معاملات با روند دارد به سراغ معاملاتی می روند که مدت زیادی ادامه می یابد، زیرا روندهای بازار فارکس عموماً ماه ها برای کامل شدند، زمان می برند و در چند روز کامل نمی شوند.  معامله گران ضد روند به دنبال بازگشت های سریع در بازار هستند و عموماً در چارچوب های زمانی محدود اقدام به معامله می کنند.

کوتاه ترین چارچوب معاملاتی در بازار فارکس نمودارهای یک ساعته با نسبت ریسک به سود 30 درصد هستند، زیرا که ماهیت بازار فارکس به گونه ای است که نسبت پایین تر در میزان ریسک به سود هیچ نفعی برای معامله گر ندارد.

برای مثال معامله یورو/دلار که یکی از ابزارهای معاملاتی با بالاترین میزان نقدینگی است با اختلاف 3 پوینت در اسپرد خرید/فروش معامله می شود. معامله گری که هدفی در 10 پوینتی را در نظر می گیرد و حد ضرر خود را در 10 پوینتی نقطه شروع قرار می دهد، می تواند 13 پوینت سود کسب کند (10 پوینت به علاوه 3 پوینت اسپرد)، اما در حقیقت باید حد ضرر را در 7 پوینتی قرار دهد (10 پوینت منهای 3 پوینت اسپرد). این انحراف منفی از نسبت ریسک به سود، کسب سود را حتی با صدها معامله در چارچوب های زمانی کوتاه مدت، مشکل می سازد.

*انواع تحلیل ها

پس از بررسی این امر که چه چارچوب زمانی در معامله برای شما مناسب است باید از خود این پرسش را بپرسید که از کدام نوع از تحلیل ها می توانید برای معامله موفق استفاده کنید. هیچ موضوع دیگری به اندازه انتخاب بین تحلیل فاندامنتال و تکنیکال موجب بحث و گفتگو در فضاهای معاملاتی نمی شود.

فاندامنتال ها، تلاش تکنیکال ها برای پیش بینی روند آینده نرخ با استفاده از تغییرات فعلی نرخ را مورد تمسخر قرار می دهند. طرفداران تحلیل های فاندامنتال، تحلیل گران تکنیکال را به پیش گویان قدیمی که با بدن حیوانات مرده حوادث آینده را پیش بینی می کردند، تشبیه می کنند.

اخبار، گزارش های اقتصادی و نظرات مقامات مالی ابزارهای اساسی تحلیل فاندامنتال محسوب می شوند و تکنیکال هم در جای خود داده های مورد استفاده در تحلیل فاندامنتال را رد می کنند و می گویند که این داده ها بسیار متناقض و درهم هستند و عنوان می کنند که نتایج نهایی این داده ها در روند نرخ ها و تغییرات جفت ارزها دیده می شوند و در نتیجه کلیدهای مفیدی در باره روند نرخ در آینده در اختیار آن ها می گذارند.

کدام گروه درست می گویند؟ در حقیقت هیچ کدام. معامله ای که تنها با تحلیل های فاندامنتال انجام شود و یا تنها داده های تکنیکال را در نظر بگیرد، مثل شرکت در یک مسابقه ورزشی و تلاش برای به دست آوردن جام جهانی در شرایطی است که یک دستتان را بسته باشند.

فاندامنتال ها می توانند هر چه قدر که بخواهند درباره تقاضای جهانی برای نفت که نرخ این کالا را به بشکه ای 100 دلار خواهد رساند و موجب برابری نرخ دلار کانادا با دلار آمریکا خواهد شد، حرف بزنند، اما اگر آن ها در دوره ای اقدام به فروش دلار آمریکا/ دلار کانادا بکنند که نرخ این جفت ارز یک روند نزولی سریع دارد و شرایط نشان دهنده یک انحراف شدید در نمودارها هستند، احتمالاً ضرر خواهند کرد.

 در مقابل، یک معامله گر تکنیکی می تواند در یک خوشه (cluster) فیبوناچی اقدام به فروش بکند، اما اگر انتشار یک خبر اقتصادی موجب صعود بازار شود، از آنجایی که بسیاری از معامله گران برای پوشش پوزیشن خود اقدام خواهند کرد، احتمالاً متضرر خواهند شد.

*فاندامنتال برای طولانی مدت، تکنیکال برای کوتاه مدت

به رغم مواردی که در بالا ذکر شد، قانون معاملات این است که عموماً تحلیل های فاندامنتال در معاملات بلند مدت تاثیر بیشتری دارند در حالی که تحلیل های تکنیکال بیشتر در معاملات کوتاه مدت مورد توجه قرار می گیرند. در دوره های زمانی بلند مدت، جفت ارزها می توانند به بسیاری از اتفاقات اقتصادی مانند رشد ناخالص داخلی، نرخ بهره و تراز حساب جاری واکنش نشان دهند.

برای مثال نمودار نرخ پوند به دلار را در سال 2005 بررسی می کنیم. در طول این دوره بانک فدرال نیویورک نرخ بهره وجوه بانک را 200 واحد پایه افزایش داد و از 25/2 درصد به 25/4 درصد رساند و این در حالی بود که بانک انگلیس با رشد اقتصادی پایین و آمار نزولی در بخش احساسات مصرف کننده رو به رو شده بود و تصمیم گرفت که نرخ بهره انگلیس را از 75/4 به 5/4 درصد برساند.

 در نتیجه تفاوت نرخ بهره بین این دو ارز تقریباً به حدود صفر رسید (این میزان در ابتدای سال 2006 دقیقاً با صفر برابر شد). معامله گرانی که بر این باور بودند که نرخ بهره کوتاه مدت انگلیس وآمریکا در بلند مدت یکسان خواهد شد، سود زیادی از کاهش نرخ پوند به دلار امریکا به دست آوردند.

عکس همین وضعیت در نرخ دلار به ین ژاپن به وجود آمد. در زمانی که نرخ بهره آمریکا افزایش می یافت و نرخ بهره ژاپن همچنان در 0 درصد مانده بود، معامله گران Carry همه با هم به این ارز روی آوردند و میزان خرید این جفت ارز در عرض یک ماه 20 درصد افزایش یافت.

 تحلیل های سال 2006 نشان می دهد که چرخه افزایش نرخ بهره در آمریکا در انتهای سال 2006 به پایان خواهد رسید و در همین دوره چرخه افزایش نرخ بهره در ژاپن آغاز خواهد شد، در نتیجه روند بلند مدت در نرخ این جفت ارز با گذشت زمان معکوس می شد و معامله گرانی که از این تحلیل فاندامنتال استفاده می کردند، اگر این تحلیل درست درمی آمد به سود خوبی دست می یافتند.

به نظر می آید که عوامل فاندامنتال در چارچوب های زمانی بلند مدت درست عمل می کنند، از سوی دیگر می توان از تحلیل های تکنیکال در چارچوب های زمانی کوتاه مدت به خوبی استفاده کرد. احتمالاً یکی از دلایل این امر، این است که در چارچوب های زمانی کوچک، اطلاعاتی که از جریان اخبار به دست می آید چندان بر نرخ ارزها تاثیر نمی گذارند، در نتیجه نرخ ها بیشتر به ایجاد سطوح ساپورت و رزیستنس در نمودار ها تمایل دارند، زیرا که نرخ ها در دامنه های مشخصی نوسان می کنند.

*نتیجه گیری

شما چه یک معامله گر بلند مدت فاندامنتالیست باشید، چه یک معامله گر کوتاه مدت تکنیکال، می توانید با بازار فارکس مطابقت داشته باشید. با وجود اینکه به نظر می آید بحث و مجادله بین این دو گروه هیچ وقت به پایان نمی رسد، تنها حقیقت انکارناپذیر معامله این است که شما باید از روشی استفاده کنید که با شخصیتتان مطابقت داشته باشد. در نتیجه، اولین پرسشی که یک معامله گر بازار فارکس باید از خود بپرسد این نیست که «نرخ این جفت ارز صعود خواهد کرد یا کاهش می یابد؟» بلکه این سوال است که «من چه نوع معامله گری هستم؟»