مالک سرمایه نیازمند تضمین اختیار واقعی بر سرمایه و مالک صنعت نیازمند جریان سرمایه میباشند. تلاقی این دو تضمین منجر به تشکیل بازاری گردیده است که در آن، از یک سو مالکیت و اختیار سرمایه برای سرمایه گذار فراهم میگردد و از سوی دیگر نقدینگی لازم برای صاحبان صنایع. این بازار به «بازار سرمایه» معروف است، بازار سرمایه پلی است که منابع مالی مازاد جامعه را به واحدهای صنعتی نیازمند (در قالب ابزارهای مالی) منتقل میکند. استفاده از بازار سرمایه برای تامین مالی مخارج دولت نیز از جمله قدیمیترین و متداولترین شکل مبادلات مالی است.
اتکای دولتها به بازار سرمایه در اغلب اقتصادها از آن جهت مهم است که بسیاری از دولتها جهت تامین بخش عمده هزینههای خود اوراق بدهی(مشارکت) منتشر میکنند که این هدف در بازار سرمایه عملی میگردد. هدف اصلی این دوره آموزشی در پارس ام بی ای آشنایی شما با بازار سرمایه میباشد. بدین منظور تلاش میشود در ابتدا بازار سرمایه و ابزارها و نهادهای موجود در آن معرفی و در ادامه به ساختار بازار سرمایه ایران اشاره شود.
نظام مالی
نظام مالی هر کشور بیانگر سیستم چرخش سرمایه در میان بخشهای مختلف اقتصادی آن کشور میباشد. نظام مالی در یک تعریف تئوریک مشتمل بر دو بخش کلی بازار پول و بازار سرمایه است. مهمترین کارکرد بازار پول، نقل و انتقال پول و سرمایه در گردش واحدهای اقتصادی میباشد. در مقابل در بازار سرمایه، سرمایههای لازم جهت سرمایه گذاری، تامین میگردد. در بازار سرمایه آنچه مبادله میشود «سرمایه» است، اما در بازار پول، ابزارهای پول مبادله میشود. منظور از سرمایه هم چیزی است که با تزریق در صنعت، به صورت مستقیم موجب اشتغال و به تبع آن رشد شاخصهای اقتصادی کلان جامعه میگردد ولی پول ضرورتاً تبدیل به سرمایه نمیگردد و ممکن است صرف اموری غیر از تولید و اشتغال شده و یا به نیازهای مصرفی مالک برسد.
به طور کلی ابزارهای بازار پول به صورت مستقیم قابلیت ایجاد رشد در شاخصهای اقتصادی جامعه را ندارند. تفاوت دیگر این دو بازار در آن است که ابزارهای بازار سرمایه، قابلیت بازگردانی و احیا را ندارند در حالی که ابزارهای پول به راحتی احیا میشوند. به عبارت دیگر سرمایه گذار فعال در بازار سرمایه امکان خارج کردن سرمایه خود را از این بازار ندارد مگر آنکه سهم سرمایه گذاری خود را به سرمایه گذار دیگری که تمایل دارد، منتقل نماید و از این طریق سرمایه خود را بازآفرینی نماید. در حالی که کسانی که در بازار پول فعالیت میکنند میتوانند در هر زمان، سرمایههای خود را احیا و بازگردانی نمایند.
بازار پول
بنا به تعریف، بازار پول بازاری برای دادوستد «پول» و دیگر داراییهای مالی جانشین پول است که سررسید کمتر از یک سال دارند. عمدهترین هدف و تلاش سازمانهای فعال در این بازار، (سازگارسازی) میباشد. ایجاد سازگاری زمانی بین نیاز عرضه کنندگان و تقاضاکنندگان پول یکی از مهمترین ابعاد سازگارسازی است. عرضه کنندگان بازار پول، افراد یا واحدهای دارای مازاد نقدینگی هستند که به عنوان پس اندازکننده از طرق غیرمستقیم منابع خود را با سررسیدهای کوتاه مدت در اختیار واحدهای نیازمند منابع مالی قرار میدهند.
به طور کلی بازار پول یک بازار سازمان یافته نیست و محل جغرافیایی خاصی برای بازار پول در نظر گرفته نمیشود. بانکها، موسسات اعتباری غیربانکی و سایر مکانهایی که دادوستد ابزارهای مالی بازار پول در آن انجام میشود، تشکیل دهنده بازار پول هستند. این نهادها از نظر اهمیت، به ترتیب عبارتاند از :
ابزارهای بازار پول عبارتاند از:
اسناد خزانه، اوراق بهادار کوتاه مدتی هستند که توسط دولت منتشر میشوند و سررسید آنها به طور معمول سه ماه، شش ماه و یک سال است. انتشار و بازخرید این اوراق توسط بانک مرکزی و به نمایندگی از دولت انجام میشود. مهمترین ویژگی اسناد خزانه، ریسک اندک آن میباشد به همین دلیل این اسناد از بازده نسبتاً پایینی برخوردارند.
پذیرش بانکی یا LC ، دستور پرداخت مبلغ معینی به حامل آن در تاریخ مشخص است. این ابزار بازار پول، از جمله قدیمیترین و کوچکترین (از نظر حجم و مبلغ) ابزارهای بازار پول به شمار میرود. این ابزار به منظور تامین مالی کالاهایی که هنوز از فروشنده به خریدار منتقل نشده است مورد استفاده قرار میگیرد. بدین ترتیب که این اوراق توسط یک موسسه تجاری و در وجه یک بانک تجاری خصوصی کشیده میشود و وقتی بانک مزبور آن را تایید کند به عنوان یک پذیرش بانکی شناخته میشود.
به عنوان مثال، فرض کنید که شرکت (الف) در ایران میخواهد کالایی را از شرکت (ب) در ژاپن خریداری نماید. شرکت ژاپنی از آنجا که شناختی نسبت به شرکت ایرانی طرف قرارداد خود ندارد، لذا تمایلی به ارسال کالا پیش از دریافت پول نخواهد داشت. از طرف دیگر، شرکت ایرانی نیز تمایلی به پرداخت پول قبل از دریافت کالا ندارد. خوب بدیهی هم هست. در چنین شرایطی، این شرکت تجاری میتواند با استفاده از اوراق پذیرش بانکی موجبات تحقق معامله را فراهم سازد. لذا بانک عامل شرکت (الف) در ایران، از طریق یک واسط با بانک عامل فروشنده (شرکت(ب)) وارد تعامل شده و پس از دریافت مدارک آماده سازی و یا ارسال و تحویل کالا از سوی بانک عامل شرکت (ب)، مبلغ مربوطه را از سوی شرکت (الف) به حساب بانک عامل شرکت (ب) واریز میکند.

پیشتر درباره دو مورد از ابزارهای بازار پولی یعنی اسناد خزانه و پذیرش بانکی یا اعتبار اسنادی (LC)، با شما صحبت کردیم، در ادامه نیز در مورد اوراق تجاری و گواهی سپرده بحث را ادامه داده و سپس در مورد بازار سرمایه با شما صحبت میکنیم. اوراق تجاری نوعی اوراق قرضه کوتاه مدت – با سررسید 270 روز یا کمتر – است که توسط شرکتهای مالی و موسسات غیر مالی منتشر میشود. اوراق تجاری برای شرکتهایی که در کوتاه مدت به وجه نقد نیاز دارند، ابزار مالی موثری محسوب میشود.
گواهی سپرده جوان ترین و در عین حال از مهمترین ابزارهای بازار پول به شمار میرود. گواهی سپرده نیز سندی است که توسط یک موسسه سپرده پذیر – به طور معمول یک بانک – در قبال مبلغ مشخصی پول که نزد آن سپرده شده، منتشر میشود. این گواهی دارای سررسید مشخصی است. به طور مثال، کسی که مبلغ 1 میلیون تومان را در نزد بانک، سپرده پنج ساله گذاشته است، میتواند سند و یا گواهی این سپرده گذاری را به شخص دیگری (مثلا به قیمت 1 میلیون و 100 هزار تومان) به فروش رساند. در عمل بیشتر گواهی سپرده با سررسید کمتر از یک سال منتشر میشوند. از میان چهار ابزار نام برده شده در جلسه قبل و این جلسه، پذیرش بانکی و گواهی سپرده در ایران کاربرد دارد و دو ابزار اسناد خزانه و اوراق تجاری به دلیل ماهیت ربوی در بازار پول ایران کاربرد ندارند. البته گواهی سپرده نیز هنوز در اشکال ساده و ابتدایی خود و به صورت محدود ارائه میشود.
بازار سرمایه
بازار سرمایه به عنوان یک بازار منسجم و سازمان یافته، مهمترین متولی جذب و سامان دادن صحیح منابع مالی سرگردان است و با جمع آوری نقدینگی خُرد جامعه و در قالب فروش سهام، ضمن به حرکت درآوردن چرخهای اقتصاد از طریق تامین سرمایههای مورد نیاز پروژهها، منافع اقتصادی فراوانی را به همراه دارد.
بورس اوراق بهادار اصلیترین نماینده بازار سرمایه شناخته میشود. از نظر اقتصاد خرد، بورس یک نمونه بسیار نزدیک به بازار رقابت کامل است. کالاها در بورس همگناند و به دلیل وجود مقدار زیادی خریدار و فروشنده در آن و همچنین آزادی ورود و خروج نیروها، قیمتهای تعیین شده بسیار نزدیک به قیمتهای تعادلی هستند. بورس اوراق بهادار با ایجاد فضای رقابتی به عنوان ابزاری اقتصادی، باعث میشود که شرکتهای سودده، بتوانند از طریق فروش سهام، به تامین مالی بپردازند و بر عکس شرکتهای زیان ده به طور خودکار از گردونه خارج شوند. بدین ترتیب با چنین تفکیکی، بازار میتواند به تخصیص مطلوب منابع بپردازد.
در مورد بازار سرمایه توجه به تفاوت میان ابزار اولیه و ثانویه ضروری است. بازار اولیه، محلی است که اوراق بهادار و ابزارهای مالی، برای اولین بار به مشتریان عرضه میگردند و در مقابل بازار ثانویه، جهت نقدشوندگی و خرید و فروش مجدد ابزارهای منتشر شده در بازار اولیه، شکل گرفته است. به عنوان مثال، شرکتی که سهام خود را برای اولین بار برای عرضه به عموم مردم منتشر مینماید (پذیره نویسی)، این مبادله به مفهوم شکل گیری بازار اولیه میباشد. حال اگر خریداران سهام مذکور قصد فروش و نقد نمودن سرمایه خود را داشته باشند، میتوانند با مراجعه به بازار ثانویه (بورس اوراق بهادار)، اقدام به فروش سهام خود به فرد دیگری نمایند.
ابزارهای بازار سرمایه
ابزارهای بازار سرمایه را به دو بخش تقسیم میکنند: ابزارهای تامین مالی بلند مدت و ابزارهای ویژه مدیریت خطر، که هر کدام نیز به بخشهایی تقسیم میشوند که در زیر بررسی خواهیم کرد.
الف) ابزارهای تامین مالی بلندمدت
:: سهام
سهام صرف نظر از شکل آن، نشان دهنده منافع مالک در شرکت است و از آنجا که طلب و ادعای سهامداران در مورد داراییهای شرکت در مرحله آخر و پس از سایر طلبها قرار دارد، منافع سهام به عنوان «منفعت باقیمانده» شناخته میشود. هر سهامدار به میزان سهام خود، نسبت به منافع شرکت ادعای منافع دارد، اما مسئولیت وی نسبت به بدهیهای شرکت، نهایتا تا میزان سرمایه وی در شرکت میباشد. سهام در مورد شرکتهای (سهامی خاص) و خصوصا (سهامی عام) موضوعیت دارد و به دو نوع قابل تقسیم است:
1- سهام عادی: سهام عادی نوعی ابزار سرمایه گذاری است که نشانگر مالکیت دارنده آن در یک شرکت سهامی به صورت کاملا عادی است و تمامی سهامداران دارای حقوق و امتیازات مشابه میباشند.
2- سهام ممتاز: سهام ممتاز نوعی اوراق بهادار است که دارنده آن نسبت به درآمدها و داراییهای شرکت، حق یا ادعای ویژه ای دارد. این سهام در شرایطی منتشر میشود که شرکت، نیازمند جذب یک فرد سرمایه گذار خاص، جهت افزایش ثروت سهامداران باشد و یا در شرایطی که نتوان از طریق سهام عادی تامین مالی نمود. لذا شرکتها مجبور به پرداخت حقوق و منافع فوق العاده به سرمایه گذار میگردند و دارنده این نوع سهام، از مزیتها و امتیازاتی نسبت به بقیه سهامداران، برخوردار است.
به عنوان مثال، سود ثابت و یا داشتن حق رای بیشتر و یا داشتن اختیار رد مدیرعامل و ... از عمومیترین مزیتهای به کار گرفته شده در سهام ممتاز میباشند. البته اغلب سهام های ممتاز به وسیله داشتن نرخ سود ثابت، دارای امتیاز میگردند که با توجه به شرایط غیر شرعی آن، این نوع سهام در ایران وجود ندارد. هم اکنون در بازار سهام ایران بیش از 6 میلیون نفر سهام دار حضور دارند که سهام شرکتهای بورسی را معامله مینمایند.
:: اوراق قرضه / مشارکت
اوراق قرضه سندی است که به موجب آن ناشر (شرکت یا کسی که قصد تامین مالی دارد) متعهد میشود در برابر استقراض مدت دار مبالغ مورد نیاز خود، مبلغ معینی با عنوان «بهره سالیانه» را در فاصلههای زمانی مشخص به دارنده اوراق (سرمایه گذار / قرض دهنده) پرداخت کند و در سررسید مهلت، اصل مبلغ را نیز بازپرداخت کند. اوراق قرضه به دلیل ایجاد قرض ربوی از نظر شرعی مشکل دارند و به همین جهت در بازار سرمایه ایران دادوستد نمیشوند. در مقابل در ایران از اوراق مشارکت استفاده میشود. اوراق مشارکت بیانگر اوراقی است که در ظاهر همانند اوراق قرضه میباشد. تفاوت اوراق مشارکت با اوراق قرضه در آن است که منابع مالی جمع آوری شده در اوراق مشارکت، جهت تامین مالی پروژههای مشخص و معین، به کار میرود و امکان بهره برداری عام از آن (مانند اوراق قرضه) وجود ندارد.
علاوه بر این میبایست در انتهای زمان پروژه سود آن محاسبه و میان دارندگان توزیع گردد. البته معمولا به این اوراق یک بازدهی به صورت علی الحساب تعلق میگیرد و صادرکننده اوراق متعهد میشود اصل پول و سود قطعی را در تاریخ معین (سررسید) پرداخت کند. از دیگر تفاوتهای این دو ابزار، وجود نرخ ثابت سود در اوراق قرضه میباشد. اوراق مشارکت در ایران، با مجوز بانک مرکزی و فقط برای وزارت اقتصاد و دارایی به نمایندگی از دولت جهت پروژههای کلان دولتی، نهادهای دولتی، شهرداریها و بانکها و موسسات مالی، امکان پذیر میباشد. در حال حاضر اوراق منتشر شده 3 یا 4 ساله بوده و نرخ سود علی الحساب آنها 17 تا 19 درصد در سال میباشد.
یکی دیگر از ابزارهای بازار سرمایه صکوک نام دارد. صکوک به عنوان اوراق بهادار با پشتوانه مالی تعریف میشود که باید خود دارای ارزش باشد و نمیتواند بر اساس فعالیتهای سفته بازی و سوداگرانه و در واقع فعالیتهایی که بدون خلق ارزش و کار صورت میگیرند، سودآوری داشته باشد. اوراق بهادار صکوک منابع مالی را با پشتوانه ترازنامه و داراییهای فیزیکی شرکتهای خاص جذب میکنند. به عبارت فنی صکوک «گواهیهایی با ارزش اسمی یکسان میباشد که پس از اتمام پذیره نویسی، بیانگر پرداخت مبلغ اسمی مندرج در آن توسط خریدار به ناشر است و دارنده آن مالک یک یا مجموعه ای از داراییها، منافع حاصل از دارایی و یا ذینفع یک پروژه یا یک فعالیت سرمایه گذاری خاص میشود.» سازمان حسابرسی و بازرسی نهادهای مالی، انواع مختلفی برای صکوک سرمایه گذاری ذکر کرده است. از بین چهارده نوع صکوک پیشنهاد شده توسط این سازمان تنها استفاده از صکوک اجاره، سلم و استصناع و در درجه بعد صکوک مشارکت، مرابحه و مضاربه معمول است.
یکی از مهمترین و پرکاربردترین انواع صکوک معرفی شده «صکوک اجاره» میباشد. صکوک اجاره در حقیقت اوراق بهاداری است که دارنده آن به صورت مشاع، مالک بخشی از دارایی است که منافع آن بر اساس قرارداد اجاره به مصرف کننده یا بانی واگذار شده است. جهت انتشار اوراق اجاره وجود حداقل سه نهاد مالی ضروری میباشد که عبارتاند از: بانی، واسط و امین. بانی شخصی حقوقی است که صکوک اجاره با هدف تامین مالی آن منتشر میشود و میتواند اقدام به اجاره نمودن دارایی مبنایی انتشار صکوک اجاره از واسط به نمایندگی از سرمایه گذاران نماید. واسط نهاد مالی است که صرفا به منظور نقل و انتقال دارایی به وکالت از دارندگان صکوک اجاره و انتشار صکوک اجاره تشکیل میشود. امین نیز شخص حقوقی است که به نمایندگی از سرمایه گذاران و به منظور حفظ منافع آنان در چارچوب ضوابط اجرایی انتشار صکوک اجاره مسئولیت نظارت بر کل فرآیند عملیاتی صکوک اجاره را برعهده دارد.
عرضه صکوک در کشور ما عملا از سال 1390 آغاز شده است و چند مورد اوراق صکوک اجاره از طریق شرکت فرابورس توسط شرکتهای هواپیمایی ماهان، بانک سامان و سرمایه گذاری امید منتشر شده است که مجموعا شامل بیش از 3 میلیون برگه صکوک با ارزش بیش از 3292 میلیارد ریال میشود. اوراق صکوک عرضه شده دارای سررسید چهارساله بوده و نرخ سود علی الحساب آنها 17 یا 5/17 درصد میباشد.
لازم به ذکر است که معامله این اوراق صرفا از طریق فرابورس صورت میگیرد. بخش (الف) ابزارهای بازار سرمایه، ابزارهای تامین مالی بلندمدت بود و بخش دوم آن ابزارهای ویژه مدیریت خطر میباشد. علاوه بر کارکرد تامین مالی، واحدهای اقتصادی نیازمند، مقابله با ریسک همراه با سرمایه گذاری، به ویژه ریسک ناشی از نوسانهای قیمتی از دیگر کارکردهای نوین بازار سرمایه است. این کارکرد بازار سرمایه، از طریق به کارگیری ابزارهای تحت عنوان «ابزارهای مشتقه» انجام میشود. اطلاق عنوان مشتقه به این ابزارها به دلیل آن است که ارزش این ابزارها براساس ارزش اوراق یا داراییهای دیگر تعیین میشود و در واقع مشتق از داراییهای دیگر است. دارایی دیگر به نام (دارایی پایه) شناخته میگردد و ارزش اوراق مشتقه به تبع ارزش دارایی پایه میباشد. معامله گران این ابزارها، برآنند که با پذیرش هزینهای اندک، از ریسک زیاد نوسان قیمت اجتناب کرده و آن را به سایر سرمایه گذاران منتقل کنند. مهمترین ابزارهای مشتق بازار سرمایه عبارتاند از:
قراردادهای اختیار معامله
اختیار معامله قراردادی دوطرفه بین خریدار و فروشنده است که براساس آن خریدار قرارداد حق (نه الزام و تعهد) دارد که مقدار معینی از دارایی مندرج در قرارداد را با قیمت معین و در زمانی مشخص بخرد یا بفروشد. بنابراین بر اساس این قرارداد، دو طرف توافق میکنند که در آینده معاملهای انجام دهند. به طور کلی، خریدار این اوراق، اختیار انجام معامله را از طرف مقابل خود میخرد. چنانکه از تعریف قرارداد معامله پیداست، دارنده قرارداد (خریدار حق امتیاز) در اعمال حق خود مختار است و به عبارت دیگر هیچ تعهد و الزامی ندارد و در صورت صرف نظر وی از اجرای قرارداد، مبلغی را که در ازای خرید این حق، پرداخته است از دست میدهد. از طرف دیگر فروشنده در صورت خواست خریدار، مجبور به اجرای قرارداد است. قراردادهای اختیار معامله به دو دسته طبقه بندی میشوند:
1- قرارداد اختیار خرید:
دارنده (خریدار) این نوع اختیار معامله، حق دارد که مقدار معینی از دارایی مندرج در قرارداد را با قیمت مشخصی – به قیمت توافقی - در دوره زمانی معینی، بخرد. لذا اگر در تاریخ مشخص شده، قیمت روز دارایی پایه، از قیمت مندرج در قرارداد بیشتر بود، دارنده اختیار این حق خود را اعمال کرده و دارایی پایه را به قیمتی کمتر از قیمت موجود در بازار خریداری میکند. اما اگر قیمت مندرج در قرارداد، از قیمت روز آن، کمتر بود، دارنده اختیار خرید، از حق خود صرف نظر نموده و دارایی مورد نظر را از بازار به قیمت کمتری خریداری مینماید و تنها مبلغ اولیه برای پرداخت خرید اختیار را از دست داده است. ملاحظه میشود که در این سیستم معاملاتی، خریدار در هر صورت ریسک نوسانات قیمت کالای مورد نیاز خود را پوشش داده و بر این منوال، سقف پرداختی خود بابت تامین کالای مورد نیازش را تثبیت نموده است.
2- قرارداد اختیار فروش:
این قرارداد به دارنده حق میدهد که مقدار معینی از دارایی مندرج در قرارداد را با قیمت توافقی در دوره زمانی مشخصی بفروشد. در حالی که خریدار قرارداد اختیار خرید، به امید افزایش قیمت آن را میخرید، خریدار قرارداد اختیار فروش پیش بینی میکند که قیمت در آینده کاهش خواهد یافت. لذا با تثبیت کف قیمتی فروش کالای خود، خود را در برابر ریسک نوسانات قیمتی، مصون میدارد. بدین صورت که دارنده اختیار فروش، اگر قیمت کالا در تاریخ سررسید، کمتر از قیمت موجود آن در بازار بود، حق خود را اعمال میکند ولی اگر قیمت بازاری آن، بالاتر از قیمت مندرج در اختیار بود، ضمن عدم اعمال حق خود، آن را در بازار با نرخ بیشتر میفروشد. در کشور ما بررسیهای فقهی در مورد این اوراق در کمیته فقهی بورس انجام شده و در شرایطی خاص (ازجمله با پذیرش شرط «واقعی بودن» (صوری و به قصد دلالی نبودن) معاملات روی آن) شرعی اعلام شده است. این قرارداد به مرحله اجرایی نرسیده است، اما مسئولان بورس کشور به دنبال ایجاد شرایط لازم جهت عرضه این اوراق در بازار هستند.
قراردادهای آتی
تمامی انواع کالا را میتوان هر روز در بازار به صورت نقد دادوستد کرد. در این بازارها، خریدار و فروشنده برای تحویل کمیت و کیفیت مشخصی از یک کالا در همان زمان، با یکدیگر به توافق میرسند. اما وقتی قیمت آتی دادوستد، نوسان داشته باشد، معامله گران با ریسک (خطر) روبرو خواهند بود، زیرا ارزش موجودی آنها ممکن است به نحو چشمگیری تغییر یابد. برای ایمن شدن در برابر تغییرات ناگهانی قیمت، خریداران و فروشندگان میتوانند به بازار تحویل آتی روی آورند که در آن قراردادهای تحویل آتی برای تحویل کمیت و کیفیت مشخصی از یک کالا با یک قیمت مشخص در یک زمان معین تنظیم میشود.
شرایطی را تصور نمایید که تولیدکننده یک کالا مثل نفت، پیش بینی مینماید که قیمت هر بشکه نفت در 6 ماه آینده، نزولی باشد و لذا با ریسک کاهش قیمت روبرو است. در مقابل یک متقاضی نفت ممکن است پیش بینی کند که قیمت نفت روند صعودی خواهد داشت و لذا ممکن است در 6 ماه آینده، نتواند با قیمت مناسب و یا به راحتی نفت مورد نیاز خود را تهیه کند. لذا عرضه کننده و تقاضاکننده نفت میتوانند با استفاده از «قرارداد آتی» اقدام به رفع نگرانی خود از نوسانات قیمت آتی نفت کنند. بر اساس این قرارداد، خریدار متعهد میشود که مقدار مشخصی از کالا را در تاریخ معین، با قیمتی معین از فروشنده تحویل بگیرد و فروشنده متعهد میشود که کالای مورد نظر را بر اساس مفاد قرارداد در همان تاریخ و با همان قیمت به خریدار تحویل دهد. در سررسید قرارداد تحویل آتی، فروشنده با دریافت قیمت، کالای موضوع قرارداد را به خریدار تحویل میدهد و تسویه انجام میشود.
به عبارت دیگر، تسویه قراردادهای آتی به صورت تحویل فیزیکی کالا است. در مورد این قرارداد نیز کمیته فقهی بورس به شرط آنکه میزان قراردادهای صادره بر روی یک سهم(دارایی) از کل موجودی واقعی آن بیشتر نگردد، در نیمه اول سال 1387 اجازه انتشار این اوراق را صادر نمود. لذا قرارداد آتی کالا از تیرماه با معامله انس طلا در بورس کالای ایران فعالیت خود را آغاز کرد و طی این مدت با اقبال زیادی همراه شد. هم اکنون معاملات قرارداد آتی متنوع تر شده و سکه طلا و مفتول مس و ... نیز در این بورس جریان دارد. همچنین اولین معاملات قرارداد آتی سکه تمام بهار آزادی در شرکت بورس کالای ایران در 5 آذر 1387 با ارائه دو قرارداد صورت پذیرفت.
نهادهای بازار سرمایه
در یک تقسیم بندی کلی، مهمترین نهادهایی که در بازار سرمایه فعالیت میکنند را میتوان به سه بخش مختلف تقسیم نمود، این بخشها عبارتاند از :
الف) نهادهای خود تنظیمگر ب) واسطههای بازار ج) سایر فعالان بازار
الف) نهادهای خود تنظیمگر
نهاد خود تنظیمگر به نهادها و سازمانهایی گفته میشود که توانایی و امکان تنظیم قوانین و مقررات را برای خود و نیز زیر مجموعههای خود دارا میباشند. به عبارت دیگر، این نهادها بر کار خود نظارت کرده و جهت بهینه سازی و بهبود خود در راستای نیل به رسالت سازمانیشان، اقدام به تدوین و تنظیم مقررات برای خود مینمایند. مهمترین ویژگی نهادهای خود تنظیمگر، برخورداری از استانداردهای حرفه ای و اخلاقی است. این ویژگی باعث میشود، برخی از وظایف نظارتی مقام ناظر بر بازار سرمایه به این نهادها تفویض شود. در مجموع نهادهای خود تنظیم گر مجازند بر حسن انجام وظایف و تنظیم فعالیتهای حرفه ای خود، ضوابط و استانداردهای حرفه ای و انضباطی لازم را وضع و اجرا نمایند. مهمترین نهادها یا سازمانهای خود تنظیم گر در حیطه مالی کشور عبارتاند از :
بورس اوراق بهادار
بورس اوراق بهادار از جمله مهمترین نهادهای خود تنظیم گر فعال در بازار ثانویه اوراق بهادار به شمار میآید. وظیفه اصلی بورس اوراق بهادار، فراهم آوردن بازاری شفاف و منصفانه برای دادوستد اوراق بهادار پذیرفته شده و همچنین سیستمی مناسب برای نظارت بر جریان دادوستد، عملیات بازار و فعالیت اعضای آن است. در این راستا، یک بورس اوراق بهادار به طور متعارف، مسئولیتهای زیر را برعهده خواهد داشت :
1- تصمیمگیری درباره پذیرش یا لغو پذیرش اعضا شامل کارگزاران، معامله گران، بازارگردانان و مشاوران و مدیران سرمایه گذاری.
2- تصمیمگیری درباره پذیرش یا لغو پذیرش ابزارهای مالی قابل دادوستد در بورس اعم از سهام، ابزارهای مشتق و ابزارهای بدهی.
3- فراهم آوردن سیستمها و زیرسیستمهای مناسب و کارآمد برای معاملات، تسویه و پایاپای دادوستد و نظارت بر جریان عملیات بازار و فعالیت اعضا و ... .
4- فراهم آوردن امکانات و تسهیلات لازم برای توزیع و انتشار اطلاعات مربوط به دادوستد و نیز سایر اطلاعات لازم برای تصمیم گیری درباره دادوستد اوراق بهادار.
بورسها به عنوان بازارهای متمرکز و سازمان یافته سهم قابل توجهی از مبادلات اوراق بهادار را به خود اختصاص داده و از طریق ایجاد الزامات پذیرشی و برخورداری از سامانههای معاملاتی متمرکز، ریسک سرمایه گذاری در اوراق بهادار به ویژه اوراق سهام شرکتها را کاهش دادهاند. این الزامات موجب شده زمینه برای ورود همه شرکتها در بورس وجود نداشته باشد.
تعداد بسیار زیادی از شرکتها توانایی رسیدن و برآورده کردن همه الزامات پذیرش بورس را ندارند. این امر موجب شکل گیری بازارهای خارج از بورس (OTC) در کنار بورسها شده است. بازارهای خارج از بورس مبادلات اوراق بهادار و جذب سرمایه را برای این شرکتها تسهیل میکند. به بیان دیگر بازار دست دوم انتقال مالکیت اوراق بهادار، اگر به صورت سازمان یافته و استاندارد شده باشد «بورس» و اگر فقط مکانی برای ارائه تسهیلات نقل و انتقال مالکیت سهام، بدون استانداردهای خاص بورس باشد، «فرابورس» نامیده میشود. از سوی دیگر شرکتهای پذیرفته شده در بورس به دو گروه شرکتهای قابل معامله در «بازار اول» و «بازار دوم» تقسیم میگردند که خود بازار اول بورس نیز شامل دو تابلوی «اصلی» و «فرعی» میباشد. محدودیتها و مقررات ورود به تابلوی اصلی از تابلوی فرعی و نیز بازار اول نسبت به بازار دوم، بیشتر میباشد که نتیجه آن، کاهش ریسک سرمایه گذاری در شرکتهای تابلوی اصلی نسبت به فرعی و بازار اول نسبت به بازار دوم است.
بورسهای کالا
وجود برخی مشکلات در بازار کالا (چه در بخش عرضه و تقاضا و چه در بخش توزیع) و به تبع آن نوسانات قیمت کالاها و همچنین برخی از نارساییها و ناکارآمدیهای بازارهای سنتی از یک طرف و مزایا و منافع ایجاد و راه اندازی بورسهای کالا و توانمندی آنها در رفع مشکلات فوق الذکر از طرف دیگر، مهمترین انگیزه و عواملی هستند که موجب پدیدار شدن بورسهای کالا در صحنه اقتصاد کشورها گشته است.
نارساییهای بازار سنتی در شکلهای نوسانات کاذب و عدم شفافیت در کشف قیمت و فقدان تضمینهای لازم برای معامله گران از مهمترین دلایل راه اندازی بورسهای کالایی در کشورهای جهان بوده است. در چنین شرایطی راه اندازی بورسهای کالایی و به تبع آن، استفاده از ابزارهای مشتقه به ایجاد یک نظام سازمان یافته دادوستد و توزیع کالاها در کشورهای مختلف منجر شده و راه ورود به بازارهای جهانی را برای کشورها تسهیل نموده است. - شرکتها یا موسسات سپرده گذاری و نگهداری اوراق بهادار این شرکتها با هدف نگهداری اوراق بهادار و انتقال مالکیت بدون انتقال فیزیکی آن، از طریق انتقال اوراق از یک حساب به حساب دیگر، و به طور کلی تسهیل و تسریع دادوستد در بازار اوراق بهادار تاسیس شده است. ایجاد موسسات سپرده گذاری و نگهداری اوراق بهادار، با توجه به گسترش چشمگیر بازارهای مالی و رشد حجم دادوستد در بورسهای اوراق بهادار، امری اجتناب ناپذیر بوده و باعث کاهش خطرات مربوط به تاخیر در تحویل، گم شدن، سرقت و جعل اوراق بهادار و صرفه جویی در وقت و هزینه نقل و انتقال اوراق شده و به افزایش کارایی تسویه و بهبود مبادلات پایاپای و انتقال اوراق بهادار کمک میکند.
در ایران، ((شرکت سپرده گذاری مرکزی اوراق بهادار)) یک شرکت سهامی عام است که برپایه قانون بازار اوراق بهادار تشکیل شده است و بانکها، شرکتهای کارگزاری و سازمان بورس و اوراق بهادار سهامداران اصلی آن هستند.
در بخش قبل در مورد نهادهای بازار سرمایه تقسیم بندی کلی را ارائه کردیم و از این تقسیم بندی نهادهای خود تنظیم گر را نیز توضیح دادیم. در این بخش در مورد واسطههای بازار و سایر فعالان بازار سرمایه با شما صحبت خواهیم کرد.
ب) واسطههای بازار
واسطههای بازار به عنوان نهادهای اجرایی و عملیاتی بازار اوراق بهادار، تمامی فعالیتهای مربوط به عرضه اولیه اوراق و تضمین فروش آنها، انجام سفارشهای خرید و فروش مشتریان، مشاوره و امور مربوط به تهیه، پردازش و انتشار اطلاعات دادوستد اوراق بهادار و تنظیم عرضه و تقاضای اوراق بهادار در بازار را انجام میدهند. برخی از مهمترین واسطههای بازار عبارتاند از:
- شرکتهای تامین سرمایه (بانکهای سرمایه گذاری)
این موسسات که در بازار اولیه فعالیت میکنند، قیمت گذاری، بازاریابی و فروش اوراق بهادار شرکتها را در انتشار اولیه از طریق عرضه عمومی یا عرضه خصوصی برعهده دارند. موسسات مزبور، گاه براساس قرارداد متعهد میشوند که بخشی از اوراق بهادار شرکت را که فروش نرفته است، خود خریداری نمایند.
- کارگزاران
اشخاصی هستند که به عنوان واسطه بین خریداران و فروشندگان به دادوستد اوراق بهادار میپردازند. کارگزاران به عنوان نماینده مشتری و به حساب مشتری، در مقابل دریافت کارمزد، به خرید و فروش اوراق بهادار میپردازند. طبق مکانیسم معاملات اوراق بهادار، هر متقاضی خرید سهم میبایست درخواست خود را به کارگزار ارائه کرده و تنها از طریق کارگزار، سهام خود را خریداری نماید و خود به صورت مستقیم نمیتواند با فروشنده معامله نماید. همین امر برای فروشنده سهام نیز صادق است و وی باید تنها از طریق کارگزار اقدام به فروش سهام خود نماید.
- معامله گران
معامله گران، واسطههای مالی هستند که به حساب خود، اوراق بهادار را میخرند و از موجودی سهام خود به مشتریان میفروشند یا اوراق بهادار آنها را خریداری میکنند. معامله گران کارمزد دریافت نمیکنند بلکه از تفاوت قیمت خرید و فروش اوراق بهادار سود میبرند. اصطلاحا به کسانی که نه قصد سرمایه گذاری، بلکه به قصد کسب سود از نوسانات قیمتی سهم، اقدام به خرید و فروش سهام میکنند، «سفته بازان» گفته میشود.
- مشاوران سرمایه گذاری
مشاوران سرمایه گذاری نهادهایی هستند که به اشخاص یا نهادهای دیگر در زمینه ارزشگذاری اوراق بهادار، سرمایه گذاری در اوراق بهادار و تهیه سبد سرمایه گذاری بهینه، مشاوره میدهند.
- بازارگردانان
بازارگردانان از نهادهای مهم فعال در بورس اوراق بهادارند که با داشتن توان مالی و تخصص لازم، مسئولیت حفظ بازاری منظم و مداوم برای سهام خاصی را عهده دار میشوند. در واقع بازارگردان با خرید و فروش سهام، به مقابله با عدم تعادلهای موقت میپردازد و میکوشد تا عرضه و تقاضا را متعادل سازد. به عبارت دیگر بازارگردان گاه در نقش خریدار، (در مواردی که سهم خاص و مورد نظر خریدار ندارد) و گاه در نقش فروشنده، (چنانچه سهم خاصی فروشنده نداشته اما خریداران بالقوه ای داشته باشد)، در بازار فعالیت میکند.
- شرکتهای سرمایه گذاری
شرکتهای سرمایه گذاری از جمله اصلیترین و مهمترین واسطههای مالی هستند که کارکرد اصلی آنها مدیریت تخصصی سرمایه گذاری در بازار اوراق بهادار است، اگر چه انواع متعددی از شرکتهای سرمایه گذاری با کارکردهای مختلف وجود دارند، اما شرکتهای فعال در بورسهای اوراق بهادار به طور معمول با هدف مدیریت سبد سهام وارد بورس میشوند. این شرکتها با فروش اوراق سرمایه گذاری خود به عموم، وجوه به دست آمده را در ترکیب متنوعی از اوراق بهادار سرمایه گذاری میکنند و به نمایندگی از دارندگان اوراق به اداره آن میپردازند.
- صندوقهای سرمایه گذاری مشترک
این صندوقها، با دریافت مبالغ خرد سرمایه گذاران و تجمیع آن اقدام به تشکیل صندوقهایی مینمایند که با مبالغ تجمع شده، کار سرمایه گذاری در اوراق بهادار را انجام میدهند. مزیت عمده این گونه نهادها آن است که اولا به سرمایههای خرد قابلیت سرمایه گذاریهای کلان را میدهد و ثانیا نقدینگیهای سرگردان جامعه را جمع آوری مینماید و مهم تر از همه آنکه امر سرمایه گذاری در اوراق بهادار را به صورت کاملا حرفه ای به نیابت از سرمایه گذاران غیرحرفهای، انجام میدهند.
ج) سایر فعالان بازار سرمایه
علاوه بر نهادها و موسسات فوق، نهادهای دیگری با وظایف و کارکردهای خاص در بازار سرمایه فعالیت میکنند که مهمترین آن عبارتاند از :
- موسسات رتبه بندی خطر و اعتبار
کارکرد اصلی این موسسات، رتبه بندی اوراق بدهی شرکتها با توجه به ریسک عدم بازپرداخت یا ورشکستگی است. این موسسات با انجام تحلیل مالی، ارزیابی مدیریت، تحلیل صنعت و بررسی احتمال عدم پرداخت بهره یا سود و بازپرداخت اصل سرمایه، نوع و شرایط تعهدات، وجود ضمانت و بیمه و ... به رتبه بندی اوراق بدهی شرکتها میپردازند.
- پردازشگران حرفه ای اطلاعات یا فروشندگان حرفه ای اطلاعات
با توجه به حجم عظیم آمار و ارقام و نیز روند رو به رشد ارائه این آمارها، فعالیت عمده این گونه موسسات، گردآوری و پردازش اطلاعات به منظور اتخاذ تصمیمات بهتر در زمینه سرمایه گذاری در اوراق بهادار است.
ارکان بازار اوراق بهادار
قانون تاسیس بورس اوراق بهادار، در سال 1384 و با توجه به عدم توان پاسخگویی به نیازهای جدید بازار اوراق بهادار، مورد بازنگری قرار گرفت و در آذر ماه همان سال، به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. طبق این قانون ارکان بازار اوراق بهادار به صورت نمودار زیر تعریف شد:

در ادامه به ارکان بازار سرمایه کشور اشاره مختصری مینماییم:
شورای عالی بورس و اوراق بهادار: این شورا بالاترین رکن بازار اوراق بهادار است که تصویب سیاست کلان و خط مشی بازار در قالب سیاستهای کلی نظام و قوانین و مقررات مربوط و همچنین اتخاذ تدابیر لازم برای ساماندهی و توسعه بازار اوراق بهادار و اعمال نظارت عالیه بر اجرای قانون بازار اوراق بهادار از مهمترین وظایف آن است.
سازمان بورس و اوراق بهادار (سبا): بر اساس قانون بازار اوراق بهادار، نهاد جدیدی تحت عنوان سازمان بورس و اوراق بهادار ایجاد شد تا زیر نظر شورای عالی بورس به نظارت بر اجرای قوانین و مقررات، تنظیم و تدوین مقررات و انجام دیگر وظایف تعیین شده در قانون بپردازد. به عبارتی مقام ناظر بازار اوراق بهادار ایران به دو نهاد شورای عالی بورس و سازمان بورس و اوراق بهادار تقسیم شد.
سبا موسسه عمومی غیردولتی است که دارای شخصیت حقوقی و مالی مستقل است و توسط هیات مدیره پنج نفره اداره میشود. اعضای هیات مدیره از میان افراد امین و دارای حسن شهرت و تجربه در رشته مالی منحصرا از کارشناسان بخش غیردولتی به پیشنهاد رییس شورا و با تصویب شورا انتخاب میشوند.
بورس اوراق بهادار تهران: بر پایه قانون بازار اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران نیز از سازمان عمومی غیرانتفاعی به شرکت سهامی عام انتفاعی تبدیل شد و عملیات اجرایی را برعهده گرفت. تشکیل، سازماندهی و اداره بورس اوراق بهادار، پذیرش اوراق بهادار، وضع و اجرای ضوابط حرفه ای و انضباطی برای اعضا تعیین وظایف و مسئولیتهای اعضا و نظارت بر فعالیت آنها، نظارت بر حسن انجام معاملات اوراق بهادار پذیرفته شده، تهیه، جمع آوری، پردازش و انتشار اطلاعات و نظارت بر فعالیت ناشران اوراق بهادار پذیرفته شده از مهمترین وظایف مربوط به آن است.
اداره بورس اوراق بهادار تهران برعهده هیات مدیره است که از هفت عضو تشکیل میشود. اعضای هیات مدیره منتخب مجمع عمومی هستند و برای دو سال انتخاب میشوند. اداره امور اجرایی شرکت هم به عهده مدیرعامل شرکت است که توسط هیات مدیره انتخاب میشود.
شرکت بورس کالایی ایران: در بازار ایران مبادله محصولات صنعتی و کشاورزی همواره با محدودیتها و دشواریهای ساختاری زیادی روبرو بوده و بخش عمده ای از این مشکلات مربوط به عدم استفاده از ابزارهای نوین اقتصادی و ساختار نامناسب و ناکارآمدی بازار بوده است. در پی این امر، بورس فلزات ایران در شهریور ماه سال 1382 به عنوان اولین بورس کالای کشور فعالیت خود را آغاز کرد و پس از آن نیز بورس کالای کشاورزی شروع به فعالیت نمود.
سپس بر اساس مصوبه شورای عالی بورس و قانون جدید بازار اوراق بهادار، در آذرماه سال 1385 موجبات تشکیل شرکت بورس کالای ایران با ادغام بورس فلزات و کشاورزی فراهم شد و پس از پذیره نویسی و برگزاری مجمع عمومی، شرکت بورس کالای ایران از ابتدای مهرماه سال 1386 فعالیت خود را آغاز کرد.
شرکت فرابورس: به طور کلی میتوان فرابورس را بازار اوراق بهادار رسمی و تحت نظارت سازمان بورس و اوراق بهادار معرفی کرد که به منظور توسعه صدور و مبادله ابزارهای مالی و پوشش خلاهای ناشی از عدم دسترسی بخش عمده ای از صاحبان صنایع به بازار سرمایه، تشکیل شده است.
کانونها: فلسفه تشکیل کانونها، بهبود و توسعه روابط اعضا با یکدیگر و با سبا، بورسها، بازارهای خارج از بورس، شرکت سپرده گذاری مرکزی اوراق بهادار و سایر نهادهای فعال در بازار اوراق بهادار، ایجاد بستر مناسب برای تسهیل سرمایه گذاری اعضا در بورس و بازار اوراق بهادار، تبادل نظر و تشریک مساعی با قانونگذاران و نهادهای نظارتی و مشارکت در تدوین قوانین و مقررات میباشد. تاسیس و ثبت هر شخص حقوقی با هر عنوان از قبیل انجمن، مرکز، گروه، مجمع، خانه، موسسه و نظایر آنکه موضوع فعالیت آن تنظیم روابط بین اشخاص فعال در بازار اوراق بهادار باشد، نیز تحت عنوان «کانون» انجام خواهد شد.
در حال حاضر کانونهای فعال در بازار سرمایه عبارتاند از: کانون نهادهای سرمایه گذاری ایران و کانون کارگزاری بورس اوراق بهادار.
شاخصهای بورس
یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی عملکرد سرمایه گذاری در بورس و حتی سرمایه گذاریهای غیر مالی، شاخصهای بورس و به خصوص شاخص کلی تلقی میگردد. به نحوی که برخی از صاحبنظران شاخص بورس را دما سنج اقتصاد خطاب میکنند.
از نظر تئوریک شاخص، یک معیار آماری است که تغییر حرکت و جهت بازار سهام را نشان میدهد. هر شاخص دارای متدلوژی محاسباتی خاصی است که معمولا بر حسب تغییر از یک ارزش مبنا بیان میشود. در هر بازار بورس اوراق بهاداری میتوان بنابر احتیاج و کارایی شاخصهای زیادی را تعریف و محاسبه نمود. در تمام بورسهای دنیا نیز شاخصهای زیادی برای گروهها و شرکتهای مختلف محاسبه میشود. به عنوان مثال در بازار سهام آمریکا شاخص داو جونز تغییرات 30 شرکت صنعتی، 20 شرکت حمل و نقل و 15 شرکت خدماتی را نشان میدهد و یا شاخص نزدَک تغییرات سهام خارج از بورس را نشان میدهد.
در بورس اوراق بهادار تهران نیز شاخصهای زیادی محاسبه میگردد که هر شخص یا گروهی بنا به نیاز خود از آنها استفاده میکند. شاخصهای زیر در بورس اوراق بهادار تهران محاسبه میشود:
- شاخص کل قیمت،
- شاخص صنایع،
- شاخص پنجاه شرکت فعال،
- شاخص قیمت و بازده نقدی و
- شاخص بازده نقدی بورس تهران یا تپیکس (TEPIX) که این شاخص 52 شرکت را که در فروردین ماه 1369 کل شرکتهای پذیرفته شده در بورس را شامل میشدند، در بر میگرفت.
شاخص قیمت بورس تهران تمامی شرکتهای پذیرفته شده در بورس را در بر میگیرد و در صورتی که نماد شرکتی بسته باشد یا برای مدتی معامله نشود، قیمت آخرین معامله آن در شاخص لحاظ میگردد. تعداد سهام منتشره شرکتها معیار وزن دهی در شاخص مزبور است که این امر منجر به تاثیر بیشتر شرکتهای بزرگ در شاخص میشود.
بورس تهران همچنین اقدام به محاسبه شاخص قیمت برای هر صنعت میکند که همگی با فرمولی مشابه شاخص کل قیمت محاسبه میشوند. در یک تفکیک کلی تر، شرکتهای پذیرفته شده در بورس تهران به دو گروه صنعت و مالی تقسیم شدهاند که گروه مالی دربرگیرنده شرکتهای واسطه گری مالی و گروه صنعت شامل کلیه شرکتهای بورس بجز واسطه گریهای مالی است. بورس تهران به محاسبه شاخص قیمت برای این دو گروه کلی نیز میپردازد که با نام «شاخص مالی» و «شاخص صنعت» منتشر میشوند.
شاخص پنجاه شرکت فعال تر نیز نشان دهنده سطح عمومی قیمت 50 شرکت فعال تر بورس تهران است با دو روش میانگین موزون محاسبه میشود. آنچه در انتخاب 50 شرکت مزبور که در دورههای سه ماهه صورت میگیرد، بیشترین اهمیت را دارد تعداد روزهای دادوستد شرکتها است. بورس تهران میزان نقدشوندگی یا فعالیت شرکتها را ملاک اصلی برای گزینش 50 شرکت قرار داده و به همین سبب شاخص مزبور را شاخص 50 شرکت فعال تر نامیده است.
شاخص قیمت و بازده نقدی یا همان شاخص درآمد کل با نماد TEDPIX از فروردین 1377 در بورس تهران محاسبه و منتشر شده است. تغییرات این شاخص نشانگر بازده کل بورس است و از تغییرات قیمت و بازده نقدی پرداختی، متاثر میشود. این شاخص کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس را در بردارد و شیوه وزن دهی و محاسبه آن همانند شاخص کل قیمت (TEPIX) است و تنها تفاوت میان آن دو در شیوه تعدیل آنها است.
شاخص بازده نقدی که با نماد TEDIX منتشر میشود، نیز بیانگر سطح عمومی بازده نقدی پرداختی شرکتها است. لازم به ذکر است که قیمت معاملات نمادهای تابلوی غیررسمی در شاخصها لحاظ نمیگردد.
قوانین و مقررات مرتبط با بازار سرمایه
آگاهی از قوانین و مقررات بازار سرمایه از آن جهت حائز اهمیت است که نشان میدهد ما بر خلاف تمام کسانی که اغلب با بازار سرمایه به صورت ضمنی و یا بر حسب تصادف آشنا شدهاند تفاوتهای اساسی داریم. در واقع اینکه شما در حال حاضر مشغول گذراندن این دوره آموزشی در پارس ام بی ای هستید، نشاندهنده نگاه متفاوت و صحیح شما است.
اولین قانون مرتبط با بازار سرمایه کشور «قانون بورس اوراق بهادار» است که در اردیبهشت سال 1345 به تصویب مجلس شورای ملی رسید. بورس اوراق بهادار تهران تا سال 1384 در چارچوب تعیین شده در قانون مزبور فعالیت نمود، در این ساختار، سازمان کارگزاران بورس اوراق بهادار تهران به عنوان تنها رکن اجرایی، با شخصیت حقوقی مستقل غیرانتفاعی، مسئولیت اداره بورس را به عهده داشت. نظارت بر فعالیت سازمان کارگزاران بورس تهران هم بر عهده شورای بورس، به عنوان بالاترین رکن تصمیم گیری و مسئول و ناظر حسن اجرای قانون تاسیس بورس اوراق بهادار، قرار داشت.
در سال 1384 قانون تاسیس بورس اوراق بهادار، با توجه به عدم توان پاسخگویی به نیازهای جدید بازار اوراق بهادار، مورد بازنگری قرار گرفت و در تاریخ اول آذرماه 1384 «قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران» در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. طبق این قانون ارکان بازار اوراق بهادار ایران به شرحی که در بخشهای قبل به آن اشاره شد تغییر کرد. طبق قانون جدید، سازمان بورس به عنوان موسسه عمومی غیردولتی که دارای شخصیت حقوقی و مالی مستقل بوده تاسیس شد و بورس اوراق بهادار نیز به عنوان بازاری متشکل و خود انتظام که اوراق بهادار در آن توسط کارگزاران و یا معامله گران طبق مقررات مورد استفاده قرار میگیرد، در قالب شرکت سهامی عام تاسیس شد. قانون جدید که به عنوان اصلیترین قانون بازار سرمایه شناخته میشود و تصویب آن زمینه را برای تغییر و تحول در بازار سرمایه فراهم نموده و امکان ایجاد نهادهای جدید را فراهم کرده است. این قانون متشکل از 60 ماده بوده و در آن به ارکان بازار، تفکیک بازار اولیه و بازار ثانویه، افشای اطلاعات، جرائم و مجازات ها اشاره شده است.
قانون دیگری که در بازار سرمایه وجود داشته و نقش اساسی ایفا میکند «قانون توسعه ابزارها و نهادهای مالی جدید در راستای تسهیل سیاستهای کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی» میباشد. این قانون در 18 ماده در 25 آذر ماه 1388 به تصویب مجلس رسیده است. در این قانون سعی شده بسیاری از شکافهای موجود در بازار سرمایه ایران برطرف گردد و در این زمینه توجه ویژه ای به مشکلات موجود در عرصه فعالیت نهادهای مالی جدید معطوف شده است. در حقیقت سعی شده با تنظیم موادی، نه تنها ابهامات و معضلاتی که در عرصه فعالیت صندوقهای سرمایه گذاری مشترک مشاهده میشود رفع گردد، بلکه افق روشنی جهت تاسیس و راه اندازی دیگر نهادهای مالی مورد نیاز بازار سرمایه، به تصویر کشیده شود. از دیگر قوانینی که مرتبط با بازار سرمایه شناخته میشوند میتوان به قوانین زیر اشاره کرد:
- قانون نحوه انتشار اوراق مشارکت، مصوب 30/6/1376، مجلس شورای اسلامی
- قانون تنظیم بازار غیرمتشکل پولی، مصوب جلسه 23/10/1383 مجلس شورای اسلامی
- قانون مبارزه با پولشویی مصوب 2/11/1386
- قانون اصلاح موادی از قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و اجرای سیاستهای کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی مصوب 8/11/1386 مجلس شورای اسلامی.
لازم به ذکر است که هیات وزیران، شورای عالی بورس، هیات مدیره سازمان بورس با توجه به وظایف ذکر شده در قوانین، آیین نامهها و دستورالعملهای مرتبط با بخشهای مختلف ابزارها و نهادها را تدوین و تصویب نمودهاند که در زیر به برخی از مهمترین آنها اشاره میشود:
- آیین نامه اجرایی قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران مصوب هیات دولت، 3/4/1386
- دستورالعمل نحوه انجام معاملات عمده سازمان خصوصی سازی مصوب 3/5/1386 در هیات مدیره سازمان بورس
- دستورالعمل پذیرش اوراق بهادار مصوب 1/10/1386 در هیات مدیره سازمان بورس
- دستورالعمل معاملات قرارداد آتی سهام در بورس تهران مصوب 12/4/1389 در هیات مدیره سازمان بورس.
- و ... .
در صورت علاقمندی میتوانید موارد اعلام شده فوق را جستجو کرده و اطلاعات بیشتری کسب نمایید.
جمع بندی
بازار سرمایه که در قالب بورس اوراق بهادار معرفی میگردد، محل تشکیل سرمایههای ثابت برای صنایع مختلف میباشد. این بازار نماد اقتصاد کلان یک کشور است و تاثیر تصمیمات و تهدیدات اقتصادی – سیاسی به خوبی در آن نمایان میشود. مطالعات مختلف نشان میدهد که رشد و تقویت بازار سرمایه، بر رشد و شکوفایی صنعت اثر گذاشته و موجب رونق کلی جامعه میگردد.
البته در صورت بروز ناملایمات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، به دلیل حساسیت شدید سرمایه نسبت به تهدیدات، فرار سرمایه به بازارهای کاذب و موازی قابل پیش بینی خواهد بود. در ایران بازارهای موازی، شامل بازار ارز، بازار مسکن، بازار سکه، بازار تعهدات دولتی (ثبت نامهای دولتی) و ... میباشد که با خروج و جریان یافتن نقدینگی جامعه به سوی بازارهای رقیب، شاهد اثرات مخرب کلان اقتصادی برای جامعه خواهیم بود.
اینکه شما توانستید با مفاهیم و مبانی بازار سرمایه آشنا شوید، قدم بزرگی است، حالا به راحتی میتوانید در جمعهای خانوادگی معمول ما ایرانیها از توسعه و پیشرفت ایران عزیزمان دفاع کنید و دیگران را تشویق کنید تا از دلالی و سفته بازی خارج شوند. رشد و شکوفایی ایران عزیزمان نیازمند فرهنگ سازی است و حالا شما نیز در این فرهنگ سازی عظیم همراه و همسفر ما هستید.