اصول معامله موفق

مبارزه كردن با بازار به دو دلیل خوب نیست. اولین دلیل این است كه ما با مبارزه كردن با بازار، پولمان را از دست می دهیم. میزان ضررمان در بازار به چگونگی مدیریت پول و كنترل ریسكمان بر می گردد. دومین دلیل این است كه مبارزه با بازار بر قضاوت و دید ما تاثیر می گذارد و ما را وادار می كند برای ثابت كردن درستی دید و قضاوتمان تلاش كنیم و یا برای اثبات این امر به مبارزه با یك روند ادامه دهیم. ما فكر می كنیم كه اگر به اندازه كافی مقاومت كنیم موفق خواهیم شد.

همین جریان برای قایقی كه در یك رودخانه است نیز صدق می كند. به همین دلیل است كه مردم قایق تفریحی شان را با اتومبیل به سر رودخانه می برند و در آن جا در آب می اندازند. حركت و پارو زدن در جهت جریان آب هم لذت بخش تر است و هم راحت تر. ما می توانیم برخلاف جهت آب پارو بزنیم. حتی ممكن است با این روش به مقصد هم برسیم. اما هزینه ای كه برای این جریان پرداخت خواهیم كرد خیلی بیشتر خواهد بود. این كار زمان بیشتر و نیروی فیزیكی و احساسی بیشتری می خواهد و ما در واقع در این روش در حال مبارزه و جنگیم. رسیدن به این هدف به هزینه اش نمی ارزد.
 

حتی اگر در مبارزه با بازارهای مالی به سود دست پیدا كنید، این سود ارزش بهایی كه به خاطر آن می پردازید – چه به صورت مالی و چه به صورت نیروی ذهنی – را ندارد.

اجازه دهید بازار به شما بگوید كه در چه هنگام، چه كار باید بكنید.

روش مناسب برای معامله موفق این است كه اجازه بدهید بازار به شما بگوید كه چه باید بكنید. اگر بازار به شما می گوید كه اقدام به خرید كنید، خرید كنید و اگر روند شروع به كاهش كرد، به سراغ پوزیشن فروش بروید. این كار در حرف آسان به نظر می رسد، ولی در عمل بسیار مشكل تر از آن است كه تصور می شود.
ما اغلب تمایل داریم كه فكر كنیم شرایط را تحت كنترل داریم. دوست داریم فكر كنیم معامله یا بازار را ما كنترل می كنیم. اگر در همین لحظه این امر را بپذیرید كه ما نمی توانید بازار را كنترل كنیم و تنها چیزی كه می توانیم كنترل كنیم روش اجرای معاملات است، گام بزرگی در راه تبدیل شدن به یك معامله گر موفق برداشته ایم.
 

به جای اینكه تلاش كنید كه بازار را در كنترل خودتان در بیاورید، اجازه بدهید كه بازار به شما بگوید كه چه باید بكنید. اجازه بدهید كه بازار و استراتژی تان شما را به پیش ببرد و خودتان برای تصمیم گیری و پیش بینی درباره زمان و نوع فعالیتتان خیلی تلاش نكنید. وقتی بفهمید كه شما نمی توانید بازار و تغییرات بازار را پیش بینی كنید، می توانید از نظر ذهنی به این نتیجه برسید كه بازار در زمان لازم شما را به مسیر درست راهنمایی خواهد كرد.

بازار می دهد و بازار می گیرد.

برای اینكه نتیجه گیری های شخصی را كنار بگذارید و اجازه بدهید كه بازار به شما بگوید كه چه باید بكنید، باید كنترل كردن را كنار بگذارید، باید این فكر را كنار بگذارید كه شما مسئول واقعی میزان پولی كه به دست می آورید هستید.
برای اینكه معامله سود آوری داشته باشید باید از نظر ذهنی به این نتیجه برسید كه این بازار است كه برای شما میزان سودی كه باید به دست بیاورید را تعیین خواهد كرد، نه خود شما. چیزی كه در بازار سود به شما می رساند، پیش بینی درست شما درباره نحوه حركت بازار نیست، بلكه این امر است كه استراتژی شما با توجه به روند بازار سودآور است یا غیر سودآور.
 

پس اجازه بدهید كه بازار با توجه به استراتژی تان به شما بگوید كه چه باید بكنید. اجازه بدهید كه بازار شما را به سوی خرید و یا فروش سوق بدهد. اجازه بدهید كه بازار میزان سودی را كه باید به دست بیاورید برایتان تعیین كند. با استراتژی تان معامله كنید و باقی كار را به بازار بسپارید و بدانید كه این بازار است كه پول را به شما می دهد و پول را از شما می گیرد. هدف شما باید استفاده از یك استراتژی باشد كه پولی كه به شما می رساند بیشتر از پولی باشد كه از دست می دهید.

دوره زمانی درستی را انتخاب كنید.

یكی از بزرگترین مشكلاتی كه معامله گران تازه كار با آن مواجه هستند، این است كه فكر می كنند كه بلافاصله به پول زیادی دست خواهند یافت. آن ها فكر می كنند كه خیلی زود ثروتمند خواهند شد. این نوع فكر و استدلال كردن، شبیه به فكر كردن تاجرانی است كه فقط آینده نزدیك را در نظر می گیرند و تنها برای كسب سود در یك دوره كوتاه برنامه ریزی می كنند و به جای اینكه به فكرسرمایه گذاری بلند مدت و كسب سود پایدار باشند، به كسب سود آنی توجه می كنند.

معامله برای كسب سود در طول زمان

معامله گران عموماً تمایل دارند كه كاملاً با شرایط فعلی بازار، اخبار روز و فضای معاملاتی بازار خود را سرگرم كنند و به سراغ تصویرهای بزرگتر و كسب سود در طول زمان نروند. پدربزرگ من عادت داشت كه بگوید: «تو با نمی توانی از راه ورشكسته شدن پول بدست بیاوری.» او كاملاً اشتباه می كرد. شما می توانید در این مسیر پول بدست بیاورید.
اگر شما پیش از اینكه بازار به شما بگوید، سود بدست بیاورید، یا پیش از زمانی كه باید در برابر ترس از شكست تسلیم شوید و از معامله خارج شوید، آنوقت است كه بر دوره زمانی كوتاه تكیه كرده اید و فراموش كرده اید كه چطور می توانید در دوره زمانی بلند تر سود كسب كنید. هیچ معامله ای را قبل از آنكه زمانش برسد، متوقف نكنید.

به استراتژی معاملاتی تان زمان كافی برای عمل بدهید.

ما عموماً صبور نیستیم و خیلی وقت ها به دنبال خوشی آنی می رویم. این روش در معامله مفید نیست. تنها چیزی كه به شما نشان می دهد كه معامله گر موفقی هستید این است كه موفقیتتان در طول زمان ادامه پیدا كند. یك هفته یا یك ماه زمان مناسبی برای قضاوت درباره نحوه عملكرد شما نیست. شما باید با هدف كسب سود در بلند مدت، به طور مداوم، و با اطمینان از اینكه زمان كافی را به استراتژی تان اختصاص داده اید، اقدام به معامله كنید.
 

یكی از مزایای معامله با یك استراتژی معین این است كه با استفاده از روش های آزمون می توانید بفهمید كه چقدر برای آغاز روند كسب سود به زمان نیاز دارید. شما باید از این موضوع اطلاع داشته باشید كه اگر این استراتژی در گذشته منجر به ضرر شده است، میزان این ضرر چقدر بوده است و بعد چقدر طول كشیده است تا روند كسب سود آغاز شود. اگر استراتژی در گذشته سودآور بودن خود را اثبات كرده است، بنابراین باید در آینده هم شما را به سود برساند. تنها كاری كه شما باید بكنید این است كه زمان لازم برای عمل را در اختیارش بگذارید.

درك كلیدهای روانشناسی معامله

افراد زیادی، به آموزش روانشناسی معامله می پردازند. كتاب های زیادی در این باره نوشته شده است و در سمینارهای زیادی تلاش شده تا نظم و ترتیب فكری مورد نیاز برای معامله آموزش داده شود. من فكر نمی كنم كه معامله كردن واقعاً تا این حد پیچیده باشد. من برای خودم چند قاعده روانشناسی ساده تنظیم كرده ام و اگر شما هم آن ها را بپذیرید، توانایی تان در انجام معاملات به شیوه ای كارآمد، تا حد زیادی افزایش خواهد یافت.

ضررها را به عنوان هزینه تجاری تان بپذیرید.

بسیاری از معامله گران موفق به شما خواهند گفت كه سخت ترین كار در معامله پذیرفتن ضررهای تجاری است. همه ما دوست داریم كه حرف ما درست باشد، كه همیشه درست عمل كنیم. برای معامله گران تازه كار، شكست در معامله به معنی این است كه درست عمل نكرده اند و در جایی اشتباه بزرگی مرتكب شده اند. معامله گران موفق، ضرر را تنها بخشی از هزینه معاملاتی می دانند.
برخی از بهترین معامله گران جهان، در بیش از نیمی از معاملاتشان با ضرر مواجه می شوند. اگر شما به نتایج معاملاتی بهترین معامله گران و مدیران مالی نگاهی بیندازید، می بینید كه اكثر آن ها در درصد زیادی از معاملاتشان ضرر كرده اند. بی شك اگر شما هم وارد معامله شوید در بسیاری از معاملات ضرر خواهید كرد. یاد بگیرید كه معاملات ناموفق تان را دوست داشته باشید. آن ها را دوست خود بدانید، چون باید زمان زیادی را با آن ها بگذرانید.

از اطلاعات گذشته استفاده كنید.

من فكر نمی كنم هیچ كس بدون اینكه به اطلاعات مربوط به گذشته نگاهی بیندازد، وارد معامله شود. حتی معامله گرانی كه می گویند با استراتژی معامله نمی كنند نیز از این گونه اطلاعات استفاده می كنند و پیش از آنكه این اطلاعات به صورت امروزی و به راحتی در اختیار عموم قرار بگیرند، بیشتر معامله گران خوب خودشان مجموعه ای از آن ها را تهیه می كردند.
بسیاری از سرمایه گذاران ساعات متمادی پشت میز آشپزخانه می نشینند و نمودارهای مختلف را بررسی می کنند و انواع معاملات را با هم مقایسه می کنند. پیش از آنكه وارد معامله شوند، سعی می کنند ویژگی های استراتژی های مختلف را بشناسند و بفهممند كه این استراتژی چه میزان سود ایجاد كرده است.
 

استفاده از آمار گذشته تا حد زیادی باعث آرامش شما می شود، به ویژه اینكه با این كار می آموزید كه معاملات ناموفق را هم دوست داشته باشید. آگاهی از تاریخ یك استراتژی معاملاتی تا حد زیادی _ در دوره های سخت معاملاتی و زمان های شكست _ باعث آرامش روانی شما می شود. آمار گذشته به شما نشان می دهد كه این استراتژی در گذشته تا چه حد ضرر به بار آورده است، چند معامله منجر به ضرر در یك دوره ایجاد كرده است و بزرگترین معامله ناموفقی كه با استفاده از این استراتژی انجام گرفته است، چه بود. اگر بخواهید كه درباره معاملات ناموفق و پذیرش آن ها كار كنید، این اطلاعات خیلی به شما كمك خواهند كرد.
 

مقایسه اطلاعات گذشته با ضررها و شكست های فعلی تا حدی موجب آرامش خیال شما می شود و به شما نشان می دهد كه تجربه شما چیز غیرعادی و غیرقابل قبولی نیست و در گذشته هم اتفاق افتاده است. البته شاید به شیوه ای متفاوت، ولی در هر حال این امر اتفاق افتاده است.