ساخت نام کاربری جدید

*

*

*

*

*

*

رمز عبور خود را فراموش نموده اید؟

*

   

  تمامي كالاها و خدمات گیلان بورس ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.

بر اساس اعلامیه سازمان بورس ایران ، فعالیت در بازارهای ارز ، سهام و فرابورس بین المللی ، در داخل ایران غیر قانونی می باشد . مطالب  و خدمات  بخش فارسی " گیلان بورس" پیرامون بازارهای مالی بین المللی صرفا جهت استفاده فارسی زبانان خارج از ایران می باشد . با عرض پوزش چنانچه ساکن ایران هستید از ارائه ی خدمات به شما معذوریم و اکیداً  توصیه می نماییم تا قانونمند شدن  فعالیت در بازارهای بین المللی ،  در بازارهای مالی داخلی سرمایه گذاری نمایید.

مقدمه
بسیاری از معامله گران با این موافقند که 90 درصد از معامله گرها ضرر می کنند، 5 درصد پولشان دست نخورده می ماند و فقط 5 درصد به سود می رسند. این آمار به هیچ وجه برای معامله گرها دلگرم کننده نیست، اما حقیقت دارد.البته با این توضیح که این آمار مربوط به کل بازارهای مالی دنیاست .
اما یک خبر خوش هم برای شما داریم؛ اشتباه هایی که منجر به چنین شکست هایی می شوند بسیار متداول هستند و ما اکثر آنها را شناسایی کرده ایم.
برخی از این اشتباه ها به این خاطر رایج هستند که معامله گران با دلایل غلط جذب آنها می شوند و برخی دیگر هم به این دلیل که از طریق برخی دستورالعمل ها به موفقیت می رسند.
آگاه بودن از این اشتباه های رایج و یادگیری روش هایی برای مقابله با آنها، می تواند تغییر زیادی در رفتارهای معاملاتی ما داشته باشند و درصد موفقیت مان را افزایش دهد.

در این فصل، بخش های زیر آورده شده است:

بخش اول: در جستجوی راز معامله - برخی از معامله گران بیشتر وقت شان را صرف پیدا کردن یک سیستم کامل می کنند و نمی توانند رمز اصلی موفقیت را پیدا کنند.
بخش دوم: به دنبال پول بی درسر- معامله موفقیت آمیز آسان نیست. موفقیت امکان پذیر است اما نیاز به زمان و تلاش زیادی دارد.
بخش سوم: به دنبال هیجان- معامله گر بازار ارز بودن بسیار هیجان انگیز است اما از دست دادن مرتب سرمایه اصلاً هیجان انگیز نیست.
بخش چهارم: نداشتن یک برنامه تجاری - برنامه تجاری مثل یک نقشه نه تنها به شما می گوید که چه کاری درست است بلکه اشتباه ها را هم برایتان مشخص می کند.
بخش پنجم: نداشتن یک سیستم معاملاتی - وظیفه ما به عنوان معامله گر کسب سودهای مداوم است و تنها راه رسیدن به آن استفاده از سیستمی است که با نیازهای ما به عنوان معامله گر مطابقت داشته باشد.
بخش ششم: استفاده نکردن از مدیریت سرمایه - مدیریت سرمایه به ما کمک می کند تا از خطر ورشکستگی دور بمانیم، و همزمان این امکان را می دهد که سودمان را بطور هندسی افزایش دهیم.
بخش هفتم: نداشتن نظم - داشتن یک برنامه تجاری یا سیستم تجاری کافی نیست ؛ باید با نظم و جدیت از آنها پیروی کنیم.
بخش هشتم: بی توجهی به طبیعت انسان - برخی از رفتارهایی که در زندگی روزمره منطقی بنظر می آیند، می توانند در حرفه معامله گری بسیار مخرب باشند.
بخش نهم: نداشتن کنترل روی محرک های روانی - آگاه بودن از تمام موانع روانی پیش روی یک معامله گر، ما را یک قدم جلوتر می برد.
بخش دهم : خلاصه فصل


در جستجوی راز معامله
بسیاری از معامله گران سال ها و سال ها وقت می گذارند تا راز معامله در بازار را پیدا کنند. تنها تعداد انگشت شماری از معامله گران اندیکاتورهای جادویی که بتواند آنها را به سادگی پولدار کند، می شناسند.

"حقیقت این است که هیچ رازی وجود ندارد"

هیچ اندیکاتور یا سیستمی که بتواند شما را به سادگی ثروتمند کند، وجود ندارد. بهترین معامله گران هیچ راز بخصوصی ندارند و این راز نیست که آنها را به معامله گران برتر تبدیل کرده است بلکه ویژگی های دیگری دار ند؛ مثل انضباط شخصی، صبر، به سختی تلاش می کنند، دست به ریسک های محاسبه شده می زنند، مرتباً براساس سیستم معاملاتی شان معامله می کنند (البته سیستم آنها لزوماً یک سیستم کامل نیست)، با دقت زیاد و مداومت از سیستم شان پیروی می کنند، می دانند که آموزش هیچگاه متوقف نمی شود و ذهن شان را به روی هر فرصتی بازنگاه میدارند و از همه مهمتر اینکه آنها ریسک را می پذیرند و باور دارند که یک معامله گر باید به مصاف ریسک برود.

چرا هیچ رازی وجود ندارد؟
زیرا بازار تغییر می کند. بازار هیچگاه بدون تغییر نمی ماند، هر لحظه منحصربه فرد است و فقط الگوها شبیه به هم هستند. اگر همه الگوها منحصر به فرد باشند، خروجی هریک از آنها به لحاظ آماری مستقل از دیگری خواهد بود. اگر همه الگوها متفاوت باشند، همه مجموعه اندیکاتورها و سیستم ها شکست خواهند خورد.

دو اشتباه رایج معامله گران در این زمینه عبارتند از:
بسیاری از معامله گران چند سیستم یا مجموعه هایی از اندیکاتورها را امتحان می کنند و بعد از مدت کوتاهی آنها را رها می کنند؛ زیرا آن سیستم ها یا اندیکاتورها چند بار شکست خورده اند. آنها هیچگاه زمان کافی برای آزمایش این سیستم ها صرف نمی کنند.
یکی دیگر از کارهای رایج بین معامله گران افزودن اندیکاتور به سیستم است. به این ترتیب که کارشان را با یک سیستم آسان آغاز می کنند و وقتی در یک معامله شکست بخورند، یک اندیکاتور که بتواند این معامله را حفظ کند به سیستم اضافه می کنند. سپس سیستم دوباره شکست می خورد و آنها یک اندیکاتور دیگر اضافه می کنند. تا جایی که در آخر با یک سیستم بسیار پیچیده روبرو می شوند که معامله کردن با آن بسیار دشوار است. سپس سیستم شان را رها می کنند و این روند را دوباره از سر می گیرند.
نکته مهمی که در اینجا باید به آن اشاره کرد اهمیت مدت زمانی است که در این دو روش فراموش شده است. برخی از بهترین معامله گران برای پیدا کردن راز معامله چندین سال زمان صرف می کنند.

نکته – هیچ رازی وجود ندارد. به هیچ وجه توصیه نمی کنیم که به دنبال سیستم یا اندیکاتورهایی بگردید که همواره از ما در برابر ضرر محافظت کنند زیرا ضرر کردن قسمتی از این تجارت است ؛ مثل سرمایه گذاری روی مواد اولیه در سایر تجارت ها. به جای اینکار، می توانید روی سیستم/اندیکاتورهایی تمرکز کنید که در بازارهای مثبت شما را به سود برسانند. با مدیریت پول خوب و نسبت پاداش ریسک مناسب می توانید از هر فرصتی برای کسب سود بهره ببرید.


به دنبال پول بی دردسر

متاسفانه بیشتر مردم دقیقاً به همین دلیل جذب بازار ارز بین الملل می شوند.همه این افراد بخاطر تبلیغات زیر جذب این بازار می شوند:

- برخی از کارگزاران سعی می کنند نشان دهند که کسب سود در بازار ارز بین الملل ، آن هم در بدو ورود بسیار آسان است.
- تهیه کنندگان سیگنال ها ، بهترین سیگنال هایی که می توانند بلافاصله شما را به سود برسانند را ارائه می دهند و با نشان دادن رازهای سرمایه گذاران بزرگ ، به آزادی مالی که همه معامله گران به دنبال آن هستند، دست پیدا می کنند.
آیا معامله در این بازار آسان است؟
بله، درست است ؛ هرکسی می تواند اینکار را انجام دهد. در این بازار فقط یک کلیک با انجام معامله فاصله دارید.
آیا کسب سود در این بازار آسان است؟
بله، ما با این مورد هم موافق هستیم؛ پول در آوردن در این بازار آسان است. حتی لازم نیست بدانید چه مقدماتی برای رسیدن یک جفت ارزی به سود در یک معامله نیاز است. چیزی که تبلیغات و کارگزاری ها به شما نمی گویند این است که ضرر کردن در این بازار هم آسان است (به دلیل وجود اسپرد).

چیزی که در اینجا اهمیت ویژه ای دارد این است که نمی توانید از این راه یک معامله با دوام و سودآور انجام دهید. برای انجام یک معامله بادوام در بازار ارز بین الملل، باید ثابت قدم باشید؛ و شک نکنید که اینکار اصلاً آسان نیست. معامله گر ثابت قدم و سودآور بودن به این معناست که یک معامله گر بتواند در طول چند بازه زمانی پول کسب کند. تنها 5 درصد از معامله گرها به این هدف دست پیدا می کنند. بنابراین رسیدن به آن ممکن است اما آسان نیست.
هیچ میانبری وجود ندارد؛ و هیچکس به جز خودتان نمی تواند شما را ثروتمند کند. اما چگونه می توان به این هدف رسید؟ سخت تلاش کردن؛ این تنها راهی است که می تواند یک معامله گر را به موفقیت برساند.
گذشته از این، با دنبال کردن توصیه های شخص دیگری چه چیزی نصیب تان می شود؟ هیچ ؛ پیروی کورکورانه از توصیه های شخص دیگری هرگز دانش ، تجربه و یا هر چیز مفید دیگری نصیب تان نمی کند. اگر دلیل پشت هر معامله را ندانید، حتی اگر آن سیگنال از یک سیستم هم آمده باشد دلیل آن را نخواهید دانست. اگر این سیگنال معتبر باشد می توانید کمی سود کسب کنید. اما بگذارید یک سوال دیگر بپرسیم ... آیا می خواهید بقیه عمرتان را به یک تهیه کننده سیگنال وابسته باشید؟ احتمالاً پاسخ تان منفی است.
بنابراین در پایان ، دانش و تجربه گرانبهایی را که می توانستید با معامله کردن به تنهایی کسب کنید ، از دست می دهید و از همه مهمتر ، زمان را از دست می دهید.

اما راز سرمایه گذاران بزرگ چیست؟
دوباره می گوییم، که هیچ رازی وجود ندارد؛ تنها راز درست این است که هیچ رازی وجود ندارد.

نکته – هیچ راه آسانی برای تبدیل شدن به یک معامله گر ثابت قدم و سودآور وجود ندارد. هیچ میانبری در کار نیست و تنها راه رسیدن به این موقعیت تلاش سخت، انضباط شخصی، درک درست از بازار، تجربه، استفاده از ریسک های محاسبه شده و سایر ویژگی هایی است که در طول این دوره خواهید آموخت.


به دنبال هیجان

عده دیگری از معامله گران به خاطر هیجان معامله گر بودن جذب بازار ارز بین الملل و سایر بازارهای مالی می شوند. اگر حقیقت را بخواهید اینکار واقعاً بسیار هیجان انگیز است. اما اگر این دلیل اصلی جذب شما به بازار ارز بین الملل است و یا صریحتر بگوییم هیجان دلیل شما برای ادامه معامله در بازار ارز بین الملل است، دیر یا زود پرهزینه ترین ماجراجویی عمرتان را تجربه خواهید کرد.
در ابتدا همه چیز هیجان انگیز است اما با گذشت زمان و درگیری بیشتر معامله گران با فرایند معامله، می فهمند که معامله در این بازار به آسانی که آنها فکرش را می کردند نیست. همه هیجانات شان فروکش می کند و تبدیل به یک وسواس فکری می شود. در این مرحله، تنها 5 درصد معامله گران که همان معامله گران ثابت قدم و سودآور هستند، هنوز این بازار را هیجان انگیز می دانند.
باور کنید که هیچ چیز بدون هیجان تر از این نیست که ماه های متوالی پول تان را از دست بدهید. این اتفاق تقریباً برای 90 درصد از معامله گران در کل بازارهای مالی دنیا رخ می دهد.
همه ما فکر می کنیم که معامله کردن کار هیجان انگیزی است و این کاملاً درست است ؛ البته تا زمانی که این هیجان دلیل اصلی ورودمان به بازار نباشد.
ماجراجویی های هیجان انگیز زیادی وجود دارند که بسیار ارزان تر از معامله در بازارهای مالی هستند. حتماً به این نکته خوب فکر کنید زیرا معامله کردن با این هدف بسیار پرهزینه خواهد بود.
نکته – بله، معامله هیجان انگیز است ؛ اما این نباید دلیل اصلی معامله یا تمایل به معامله کردن تان باشد. کمی به این نکته فکر کنید، درغیر اینصورت شما هم مثل بسیاری از معامله گرها به دردسر می افتید.


نداشتن یک برنامه تجاری

اگر فردی یک موقعیت تجاری بی نظیر ببیند که هیچ رقیبی هم برای آن وجود ندارد و تقاضای زیادی هم برای آن کالای بخصوص وجود دارد؛ چکار می کند؟ احتمالاً قبل از ورود به بازار یک برنامه مناسب تهیه می کند؛ کاری که هر تاجر یا دست کم هر تاجر موفقی آن را انجام خواهد داد.
در طول این فرآیند، این فرد احتمالاً با چیزهایی روبرو خواهد شد که او را به دردسر می اندازند؛ البته اگر آنها در برنامه ریزی آنها را نادیده گرفته باشد. این دقیقاً همان کاری است که برنامه انجام میدهد؛ شما را برای رویارویی با مشکلاتی که در حین تجارت ممکن است با آنها روبرو شوید، آماده می کند.
جای تعجب است که چرا معامله گران بدون برنامه وارد بازار می شوند. چرا این معامله گران به چیزی متعهد می شوند که اطلاعات کمی درباره اش دارند؟ احتمالاً شما هم پاسخ را می دانید؛ آنها می خواهند بلافاصله به سود برسند. بیشتر معامله گران پیش خودشان می گویند " چرا وقتی می توانم در عرض یک دقیقه پولدار شوم، باید برنامه ریزی کنم؟ می توانم برای معامله های بعدی معامله کنم" . این افراد با چنین انتظارات غیرواقع بینانه ای وارد بازار می شوند و تصور می کنند که چنین موفقیتی در عرض چند هفته قابل دستیابی است.
اما فایده برنامه تجاری برای یک معامله گر چیست؟ برنامه تجاری شما را آماده می کند؛ برای مقابله با هر پیشآمد احتمالی که ممکن است رخ دهد و محتمل ترین چیز در معامله درگیری با وقایع غیرمنتظره است.
به عنوان مثال، فرض کنید چه اتفاقی می افتد اگر سیستم شما دچار یک فروکش بزرگ (فروکش ، زنجیره ای از شکست های پیاپی در معاملات است) شود؟ آیا معامله کردن را ترک می کنید؟ یا سیستم تان را تغییر می دهید؟ سیستم تان را مرور می کنید و آن را با تغییرات بازار سازگار می کنید؟ به این سوال و سایر سوال هایی که با اداره یک تجارت یا معامله در ارتباط هستند باید پاسخ داد.
نکته – معامله در بازار ارز بین الملل مانند معامله در سایر بازارها را باید به عنوان یک تجارت درنظر داشت، نه یک سرگرمی. این معاملات احتمالاً تله هایی دارد که شما باید از قبل برای مقابله با آنها آماده باشید.
مهمترین نکات درباره برنامه تجاری تصمیم گیری، مشاهدات و حدودی هستند که توسط شما و در شرایط واقعی وضع شده اند. باید بدانید که با اتکا بر این برنامه تصمیم های درستی خواهید گرفت. اگر در طول معامله با لحظات دشوار روبرو شوید، معمولاً حس تان به شما دروغ می گوید و باعث می شود فکر کنید همه چیز رو به راه است و در چنین شرایطی بدون داشتن یک برنامه تجاری ممکن است به پایان حرفه تجارت تان برسید.


نداشتن یک سیستم

برخی از معامله گران بدون داشتن یک سیستم یا روش خاص برای معاملات شان تصمیم می گیرند. تصور کنید که قصد سفر به سمت یکی از ساحل غربی را دارید. اگر مسیر موردنظرتان و جایی که می خواهید استراحت کنید را از قبل مشخص نکنید یا با شهرها و روستاهایی که در مسیرتان قرار دارند آشنا نباشید، احتمالاً نمی توانید بدون دردسر به مقصدتان برسید و از همه مهمتر نمی توانید نمی توانید تشخیص دهید که در مسیر درست قرار دارید یا نه. اما اگر مسیر، محل استراحت و شهرها و روستاهایی که از آنها عبور خواهید کرد را از قبل مورد بررسی قرار دهید، متوجه بروز اشتباه خواهید شد و درصورت اشتباه رفتن دور می زنید و دوباره در مسیر درست قرار می گیرید.
همین نکته درمورد معاملات شما هم صدق می کند. اگر بدون سیستم یا روش خاص معامله کنید، متوجه اشتباهات تان نخواهید شد تا زمانی که حساب تجاری تان در معرض یک خطر بزرگ قرار می گیرد.
نمی توانید فقط به این خاطر که فکر می کنید یا باور دارید که قیمت ها بالا یا پایین می روند، وارد یک معامله شوید. شما یک برنامه کامل نیاز دارید؛ یک برنامه معاملاتی که شما را وارد بازار کند و در هر معامله شما را راهنمایی کند.
یک معامله گر را در پایان ماه تصور کنید؛ حساب تجاری اش در سطح بالایی است و این ماه برای او بسیار موفقیت آمیز بوده است. سپس تصمیم می گیرد به عقب برگردد و تمام معاملاتی که در این ماه انجام داده است را مرور کند. بعد از مرور معامله ها می فهمد که هیچ راه ممکنی برای تکرار آن نتیجه ها وجود ندارد زیرا همه آنها بدون برنامه صورت گرفته اند و یا به عبارت دیگر، تمام نتیجه ها تصادفی بوده اند. در واقع او فقط شانس آورده است. همین روند هنگامی که یک معامه گر ضرر می کند هم رخ می دهد؛ بعد از مرور معاملات آن ماه نمی تواند اشتباهش را پیدا کند زیرا از هیچ برنامه مشخصی پیروی نکرده است.
مهمترین نکته درباره برنامه معاملاتی این است که تمام قوانین زمانی وضع شوند که سرمایه شما در معرض ریسک قرار نداشته باشد. با اینکار مطمئن خواهید شد که هر تصمیمی که براساس این سیستم می گیرید بهترین نتیجه را برای شما دربر خواهد داشت. تصمیم هایی که برمبنای سیستم تجاری تان می گیرید تحت تاثیر عوامل روانشناسی (خشم، طمع، ترس و ..و) که هنگام درخطر بودن سرمایه ظاهر می شوند، قرار نمی گیرند.

نکته – شما به یک سیستم یا روش نیاز دارید. بیشتر بدانید
این سیستم یا روش به شما کمک می کند تا بفهمید چه کاری درست و چه کاری غلط است و همیشه و در هر معامله ای شما را راهنمایی می کند. همه ما گاهی اشتباه می کنیم اما شناسایی این اشتباه ها به ما کمک می کند تا از آنها درس بگیریم و دوباره آنها را تکرار نکنیم. به خاطر داشته باشید که تنها راه بدست آوردن نتیجه های مداوم این است که با دقت و سخت گیری از سیستم تجاری تان پیروی کنید.


استفاده نکردن از مدیریت سرمایه

مدیریت پول یا سرمایه یکی از اساسی ترین بخش های معامله است. هدف اصلی مدیریت سرمایه پیشگیری از خطر ورشکستگی است. عدم استفاده از مدیریت سرمایه یکی از اصلی ترین دلایلی است که افراد به خاطر آن حساب تجاری شان را از دست می دهند.
اساساً مدیریت سرمایه به این سوال پاسخ می دهد: در هر کدام از معاملات چقدر باید ریسک کنیم؟ با مدیریت سرمایه ریسک و مدیریت معامله دیگر گیج کننده نخواهد بود. مدیریت سرمایه به شما می گوید که معامله بعدی باید چه اندازه ای داشته باشد.
اکثر معامله گران فقط روی سود هر معامله تمرکز می کنند و قسمت مربوط به ریسک آن را فراموش می کنند. به عبارت دیگر، قبل از اینکه معامله را انجام دهند آن را سودده به حساب می آورند و بنابراین به احتمال ضرر کردن در معامله و از دست دادن حساب تجاری توجه نمی کنند. اما به یاد داشته باشید که به لحاظ آماری هر معامله به معاملات دیگر بستگی دارد. علاوه براین، خروجی مجموعه ای از معاملات قابل پیش بینی است اما هیچ راهی برای پیش بینی خروجی و نتیجه تک تک معاملات وجود ندارد.
بهترین سیستم ها فقط حدود 60 تا 70 درصد از مواقع جواب می دهند. یعنی از هر 10 معامله، ممکن است 3 تا 4 معامله به ضرر بیانجامد. اگر به این 3 تا 4 معامله توجه نکنیم، ممکن است هر ماه ضرر کنیم و از آن بدتر، حساب تجاری مان را از دست بدهیم.
هیچوقت، نمی توانیم بفهمیم که کدام یک از معامله ها به سود می رسد و کدامیک به ضرر می انجامد. بنابراین، در تک تک معاملات باید از مدیریت سرمایه استفاده کنیم؛ صرف نظر از اینکه درباره نتیجه معاملات تان چه فکر می کنید.
حتی با سیستمی که 90 درصد مواقع به سود می رسد، بدون استفاده از تکنیک های مدیریت سرمایه ممکن است در پایان کار به ضرر برسید.
مدیریت سرمایه در بخش سوددهی هر معامله هم به شما کمک می کند؛ وقتی از تکنیک های مدیریت سرمایه استفاده می کنید می توانید از رشد هندسی حساب تجاری تان سود ببرید. با رشد حساب تجاری تان، می توانید براساس تکنیک های مدیریت سرمایه ای که بکار برده اید روی مقادیر بزرگ تری معامله کنید.
نکته – اگر سیستمی که در آن 100 درصد معاملات به سود می رسد، در اختیار ندارید باید از مدیریت سرمایه استفاده کنید (البته همه می دانیم که چنین سیستمی وجود خارجی ندارد). فرقی هم نمی کند که حساب تجاری تان چقدر بزرگ یا کوچک باشد. ما هیچگاه نتیجه معاملات را نمی دانیم و اگر تکنیک های مدیریت سرمایه را بکار نبریم، معامله بعدی می تواند آخرین معامله ما باشد. استفاده از مدیریت سرمایه یک گزینه اختیاری نیست، یک اجبار است؛ البته اگر می خواهید به اهداف تان برسید. در این بازار باید هرکاری که برای رسیدن به معاملات بعدی لازم است، انجام دهید و خودتان را برای یک هفته، یک ماه و یا یک سال آینده آماده نگه دارید.
اگر قصد دارید برای مدت طولانی در اینکار باقی بمانید، باید تکنیک های اندازه معامله مناسب را بکار ببندید.


نداشتن نظم

وقتی صحبت از معامله و بازارهای مالی به میان می آید، نظم یکی از کلیدواژه های موفقیت است. اهمیت نظم در معامله را می توان در یک جمله خلاصه کرد؛ اگر شما هم نظمی را که هر معامله گر باید داشته باشد، دارید شانس موفقیت شما در این شغل بسیار بیشتر می شود اما اگر از این ویژگی برخوردار نیستید برای رسیدن به اهداف تان باید برای کسب این مهارت تلاش کنید.  
طراحی سیستم معاملاتی نیاز به نظم و انضباط دارد. همه ما هنگام ورود به این بازار مشتاق و امیدوار هستیم. اما اگر یک راهنما که بتوانید در هر معامله از آن پیروی کنید، طراحی نکرده باشید احتمالاً پایان این حرفه برای شما بسیار زودتر از آنچه فکر می کنید، رقم خواهد خورد. طراحی یک سیستم معاملاتی نیاز به وقت، تلاش و پشتکار دارد.
دنبال کردن سیستم معاملاتی نیاز به نظم و انضباط دارد. همانطور که قبلاً گفتیم، هیچ تصمیمی بهتر از دنبال کردن سیستم معاملاتی تان وجود ندارد. شرایط زیر را درنظر بگیرید:

1. سیستم تان را دنبال می کنید و در یک معامله به سود می رسید.
نتیجه: اعتمادتان به خودتان و سیستم تان بیشتر می شود.

2. سیستم تان را دنبال می کنید و در یک معامله ضرر می کنید.
نتیجه: ضرر کردن غیرقابل اجتناب است؛ همچنان سیستم تان را دنبال می کنید و اعتماد به نفس تان را حفظ می کنید زیرا می دانید که ضرر کردن هم قسمتی از این حرفه است.

3. یک معامله را بدون داشتن سیگنال از طرف سیستم تان آغاز می کنید و ضرر می کنید.
نتیجه: اعتماد به نفس تان به میزان قابل توجهی کاهش می یابد.

همانطور که در این مثال ها دیدید، اشتباه های شما از نظر تصمیم هایی که گرفته اید مهم هستند؛ نه از نظر کسب سود یا ضرر. بعداً درباره این نکته بیشترصحبت خواهیم کرد.
همچنین نظم برای سامان دادن به فضای کاری هم بسیار لازم است. برای مشخص کردن ساعات کاری، سازمان دادن احساسات شخصی و غیره.
نکته – نظم یکی از مهمترین داشته ها در بازار ارز بین الملل محسوب می شود. در فصل بعد این موضوع را بیشتر توضیح خواهیم داد.


بی توجهی به طبیعت انسان

پیش از این آموختیم که باید شباهت های فعالیت در بازار ارز با سایر شغل هایی از این دست را درنظر گرفت. مانند سایر تجارت ها در این تجارت هم احتمال ضرر وجود دارد اما باید به این نکته هم دقت داشت که معامله در بازار ارز ذاتاً شبیه به هیچ یک تجارت ها نیست. برخی از رفتارها و روش هایی که در فعالیت های دیگر نتایج بی نظیری همراه دارد، در بازار ارز ممکن است نتایج مخربی دربر داشته باشند. به برخی از آنها در زیر اشاره شده است:

جنگ! تا لحظه آخر
از وقتی که کودک بوده ایم، آموخته ایم که باید تا جایی که می توانیم بجنگیم و با هر آنچه که در اختیار داریم برای رسیدن به آنچه می خواهیم تلاش کنیم.
وقتی صحبت از معامله کردن به میان می آید، نتیجه این کار بسیار متفاوت خواهد بود. در فضای تجارت به این کار " پیمان بستن با پوزیشن " می گویند. زمانی که وارد یک پوزیشن می شوید، باور دارید که آن معامله به سود خواهد رسید. ما از همان ابتدا بازار خلاف جهت شما حرکت می کند و شما به خودتان می گویید " تازه اول کار است". همانطور که بازار برخلاف منافع شما حرکت می کند، شما هنوز به سود کردن در این معامله ایمان دارید. سپس احتمالاً فکر می کنید " کارگزارتان قصد دارد شما را بترساند" . بازار به روند خود ادامه می دهد و شما مدام با خودتان می گویید که " این پوزیشن را نگه دار، نگه دار" . سپس می فهمید که در این معامله بیش از حد پیش رفته اید. این پذیرش ضرر را سخت می کند و احتمالاً به خودتان می گویید " منتظر می مانم تا به پول اولیه ام برسم، این معامله از اول هم خوب نبود". اما چیزی که کمی بعد با آن روبرو می شوید ... مارجین کال!
بهترین کار برای مقابله با چنین اتفاقاتی، پیروی کردن سیستم معاملاتی است. به خاطر داشته باشید که اولین باری که قوانین تان را می شکنید، می تواند آخرین باری باشد که معامله می کنید.

آزمون و خطا
این یکی از روش های متداول برای انجام وظایف روزمره است و در برخی از موراد تنها راه رسیدن به نتیجه دلخواه است. گاهی اوقات دانشمندان به نتایجی می رسند که اصلاً دنبال آن نبوده اند. درواقع آنچه که آنها به ان دست یافته اند، نتیجه آزمون و خطا بوده است.
در فضای معامله، استفاده از این روش روی حساب معاملاتی به از دست رفتن تمام سرمایه یک معامله گر منجر می شود. نمی توانید روی یک حساب معاملاتی واقعی اندیکاتورها، الگوها و سیستم های مختلف را امتحان کنید تا ببینید با کدامیک از آنها به نتیجه بهتری می رسید یا کدامیک از آنها برای شما مناسب تر هستند.
شما باید اندیکاتورها/سیستم هایی که مناسب شما هستند را قبل از معامله با حساب معاملاتی تان پیدا کنید نه بعد از آن.

100 %
تا وقتی که کودک هستیم، فکر می کنیم باید بیشترین تلاش مان بکنیم تا نمره مان حتماً 20 یا 18 شود و نتیجه 100 درصدی بگیریم. گرفتن چنین نتیجه ای ثابت می کند که تمام موضوع های درسی را فهمیده ایم. و در آن سن بیشتر ما برای تشویق جهت رسیدن به نتیجه 100 درصدی جایزه هم دریافت می کنیم.
در فضای معامله، چنین ایده ای ان تصور غلط را برای ما ایجاد می کند که سیستمی که 70 درصد نتیجه می دهد یک سیستم متوسط است درحالیکه این سیستم یک سیستم عالی است.
این طرز تفکر می تواند به جستجوی بی نهایت برای پیدا کردن یک سیستم بهتر منجر شود (همان رازی که پیشتر گفتیم وجود خارجی ندارد).
نکته – این تفکر ممکن است در هر تلاش دیگری بسیار منطقی بنظر بیاید اما حرفه معامله گری را پیچیده می کند. به همین خاطر باید ذهن مان را به روی تمام احتمال های موجود باز کنیم حتی اگر آن احتمال در کارهای دیگر معقول بنظر نیاید.


نداشتن کنترل روی محرک های روانی

وقتی صحبت از معامله در بازار ارز به میان می آید، این مورد یکی از موضوعاتی است که همیشه دست کم گرفته می شود. به همین خاطر بسیار مهم است که برخی از موضوعات و مفاهیم مهم در زمینه روانشناسی معامله را بدانید.
آیا تابحال درباره ماهیت یک بازار فکر کرده اید؟
بازار وقتی شکل می گیرد که حداقل یک خریدار و یک فروشنده برای کالا یا خدمت خاصی وجود داشته باشد. چیزی که درکش برای شما اهمیت زیادی دارد این است که بدانید چگونه کالاها ارزش گذاری می شوند.
برای مثال فکر کنید در اسرع وقت به یک ماشین نیاز دارید زیرا شغل جدیدی پیدا کرده اید که فاصله اش با محل زندگی شما بسیار زیاد است. یکی از دوستان شما هم دنبال یک خودروی جدید است و می خواهد خودروی قبلی اش را عوض کند. هر دوی شما به یک نمایشگاه می روید و هر دو از یک خودرو خوشتان می آید. وقتی درباره قیمت سوال می کنید، شما با خودتان می گویید " چه معامله خوبی" و دوست تان می گوید " این ماشین گران است". این فکر به این خاطر به ذهن شما رسیده است که نیاز شما واقعی است و شما واقعاً به یک خودرو نیاز دارید تا با ان به محل کارتان بروید. از طرف دیگر، نیاز دوست تان واقعی نیست و او فقط می خواهد خودرویش را تعویض کند. وقتی مردم نیازهای ضروری داشته باشند حاضرند اشیای گران قیمت هم بخرند؛ درحالیکه افراد با نیازهای غیرضروری به اشیای زیرقیمت تمایل بیشتری دارند.
همین روند بر این بازار هم حاکم است؛ قیمت هر ارز براساس دیدگاه تک تک شرکت کنندگان در بازار شکل می گیرد. با تغییر دیدگاه ها و نیازها، قیمت ها هم تغییر می کند. همانطور که پیش بینی دیدگاه تک تک سرمایه گذاران غیرممکن است، پیش بینی نوسانات قیمت در بازار ارز هم غیرممکن است.
نکته – آشنایی با موانع روانشناسی که روی تک تک تصمیم های معاملاتی ما اثر می گذارند، ما را یک قدم در این رقابت پیشتر می برد. 


خلاصه فصل

اکنون که مطالعه این فصل را تمام کرده اید، اطمینان بیابید که تمام موراد زیر را به خوبی آموخته اید:
باید بدانید که این فصل برای دانش آموزان حرفه ای تر بسیار مهم تر است. دانش آموزان حرفه ای تر باید اشتباه هایشان را مشخص کنند و و رفتارشان را برای رسیدن به ثبات تغییر دهند. از سوی دیگر، دانش آموزان مبتدی تنها باید از آنها آگاه باشند و برای اجتناب از آنها اقدام کنند.
تغییر رفتار و عادات کار آسانی نیست؛ چه در زندگی و چه در معامله.
سه یا چهار مورد از این اشتباه های رایج را که احتمال می دهید شما هم مرتکب شوید (یا قبلاً مرتکب شده اید)، انتخاب کنید. آنها را روی کاغذ بنویسید و یک لیست از کارهایی که می توانند برای مقابله با آنها به شما کمک کنند، تهیه کنید. این کاغذ را همیشه روی میزتان و در معرض دیدتان قرار دهید.
این تمرین را جدی بگیرید؛ نوشتن می تواند کمک موثری در جهت دهی دوباره به افکار و اقدام هایتان در جهت رسیدن به اهداف تان باشد (مثل نگه داشتن آنها در ذهن).

بالا